حدود دو سال پیش شخصی به من گفت که مردی با شیاطین جن در ارتباط است و آنها به او خبر دادهاند که عطاء بن خلیل ابوالرشته، امیر حزبالتحریر، به زودی برکنار خواهد شد... پس از گذشت حدود دو سال از آن گفته و برکنار نشدن امیر، صاحبِ جن (همدست جنیان) تصمیم گرفت شیاطین انس را نیز با خود همراه کند تا شیاطین هر دو گروه در تحقق این مأموریت با یکدیگر همکاری کنند... سپس پیروان و دنبالهروانی از پیمانشکنان (ناکثین)، رهاکنندگان دعوت و کسانی که در قلبهایشان بیماری است، شروع کردند به نوشتن در اینترنت با نامهای مستعار از اینجا و آنجا؛ گاهی با نام الامین مینویسند و بار دیگر المنصور، سپس المنتصر و در نهایت سخن خود را با نام شیخ خیالیشان الجوال و غیره پایان میدهند تا چنین وانمود کنند که تعدادشان زیاد و قابل توجه است... آنها مانند کسی هستند که دربارهاش گفته شده:
لو كنت من أحد يهجى هجوتكم يا ابن الرقاع ولكن لست من أحد
«اگر شما از کسانی بودید که ارزش هجو کردن داشت، هجوتان میکردم ای فرومایگان، اما شما اصلاً کسی نیستید.»
آنها در سه نامه نخست خود، عطاء بن خلیل ابوالرشته را «امیر حزبالتحریر» خطاب میکردند... اما گویا صاحبِ جن دیگر طاقت نیاورد و خواست فوراً امیر را برکنار کند! به همین دلیل نامه چهارم با این عنوان صادر شد: «به عطاء بن خلیل ابوالرشته، امیر سابق حزبالتحریر»... او سپس افزود که شیاطین جن او را به خانهای که من در آن مخفی شدهام بردهاند و در آنجا، همانطور که ادعا کرده، مرا یافته است: «تودهای از گوشت و استخوان که روی زمین افتاده بود و جز لرزش شدیدی که نشان از وحشت و هراس عمیقم بود، کلمهای بر زبان نمیآوردم و سخن نمیگفتم چون دیگر توان سخن گفتن نداشتم...» اینچنین!!
شنیدن این سخنان از افراد فرومایه و بیارزش عجیب نیست، اما من در اینجا بر دو مسئله درنگ کردم:
نخست: چگونه این صاحبِ جن در حالی که بر پشت شیطانش سوار بود، در این مسیر طولانی سقوط نکرد تا به خانه دورافتاده من برسد... که به گفته آنها در لبنان است...؟!!
دوم: او میگوید به خانهای که من در آن مخفی شده بودم آمده است... و مفهوم سخنش این است که آن خانه در زیرزمینی مناسب برای مخفی شدن بوده است؛ پس او چگونه از پلههای زیرزمین پایین رفت در حالی که بر پشت شیطانش سوار بود و سرش به دیوار پلههای زیرزمین برخورد نکرد؟!!
و اینگونه است که گفتهاند «رجب را زندگی کن تا شگفتیها را ببینی»، و خداوند یاریگر است...
در پایان، این صاحبِ جن کشف خواهد کرد که شیاطینش به او سودی نرسانده و نخواهند رساند و آنچه را آرزو دارد برایش محقق نخواهند کرد، و شیاطین تنها بر حسرت او خواهند افزود؛ چرا که شیطان بزرگشان نیز به فریبخوردگان سودی نرساند و آرزوهایشان را برآورده نکرد، بلکه بر حسرتشان افزود:
وَقَالُ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا أَن دَعَوْتُكُمْ فَاستَجَبْتُمْ لِي فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنفُسَكُم مَّا أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنتُم بِمُصْرِخِيَّ إِنِّي كَفَرْتُ بِمَا أَشْرَكْتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
"و شیطان هنگامی که کار تمام میشود میگوید: خداوند به شما وعده حق داد و من نیز به شما وعده دادم و تخلف کردم؛ من بر شما تسلطی نداشتم جز اینکه شما را دعوت کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید؛ پس مرا ملامت نکنید و خود را ملامت کنید؛ نه من فریادرس شما هستم و نه شما فریادرس من؛ من نسبت به شرک شما در گذشته (نسبت به خود) بیزارم. بیتردید برای ستمکاران عذابی دردناک است." (سوره ابراهیم [۱۴]: ۲۲)
و امیر حزب به اذن خداوند، همچون درختی پر از خار در گلوی صاحبِ جن و شیاطین انسی و جنی او باقی خواهد ماند، و خداوندِ نیرومند و عزیز، سرپرست صالحان است...
- و کلام آخر خطاب به جوانان با تقوا و پاکنهاد حزب (که هیچکس را فراتر از خداوند نمیستاییم) و خطاب به بازدیدکنندگان گرامی صفحه:
مشغول این نامههای متعفن و پست نشوید، آنها را زیر پاهای خود لگدمال کنید و همچون هسته خرما (که تف میشود) به دور اندازید و از این پس چیزی از این نوشتهها را برای من نقل نکنید؛ چرا که اینها ناچیزتر از آن هستند که به دعوت، رهبران یا اهل آن آسیبی برسانند. یقین داشته باشید و بدانید که:
إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ
"بیگمان خداوند از کسانی که ایمان آوردهاند دفاع میکند؛ قطعاً خداوند هیچ خیانتکار ناسپاسی را دوست ندارد." (سوره حج [۲۲]: ۳۸)
۹ ذوالقعده ۱۴۳۸ هـ
۲۰۱۷/۰۸/۰۱ م
برادرتان عطاء بن خلیل ابوالرشته
امیر حزبالتحریر