پرسش:
اعتراضات در ترکیه همچنان ادامه دارد، اما نه با آن شدتی که در روزهای نخست پس از وقوع در ۳۱ مه ۲۰۱۳ در میدان تقسیم در پارک «گزی» آغاز شد. این اعتراضات در ابتدا در مخالفت با قطع درختان این پارک جهت اجرای طرحهای دولت برای تبدیل یک پادگان متعلق به عهد عثمانی به منطقهای تجاری و مسکونی شکل گرفت، اما روز بعد به دستکم ۶۷ شهر سرایت کرد. در پی درگیری میان معترضان و نیروهای امنیتی که قصد پایان دادن به تجمعات را داشتند، چندین نفر کشته و صدها تن از معترضان و پلیس زخمی شدند. صدها نفر بازداشت شدهاند و بازداشتها برای شناسایی محرکان اصلی همچنان ادامه دارد. علل این اعتراضات چیست، چه کسانی پشت آن هستند و چه اهدافی را دنبال میکنند؟
نکته قابل توجه دیگر، موضع نرم معترضان نسبت به عبدالله گل، رئیسجمهور، و موضع تند آنها علیه اردوغان است؛ به طوری که معترضان از عبدالله گل بیشتر از اردوغان رضایت دارند. آیا این بدان معناست که آمریکا برای فرونشاندن خشم معترضان، به سمت ترجیح دادن عبدالله گل بر اردوغان در مدیریت امور کشور حرکت میکند؟ آیا وقوع چنین چیزی در آینده انتظار میرود؟
پاسخ:
برای روشن شدن پاسخ، نکات زیر را بررسی میکنیم:
۱- اردوغان، نخستوزیر ترکیه، نیروهای داخلی، خارجی و رسانههای بینالمللی را به برافروختن این حوادث متهم کرد. او در ۱۷ ژوئن ۲۰۱۳ صدها هزار نفر از هوادارانش را در میدان «قازلیچشمه» استانبول گرد هم آورد تا پاسخی به تظاهرات معترضان باشد و حمایت مردمی از خود را به رخ بکشد. وی همچنین به اتحادیه اروپا به دلیل مواضعش در قبال این حوادث حمله کرد. اردوغان در اظهاراتش عصبی و مضطرب بود و با لحنی تمسخرآمیز و تهاجمی، معترضان را «مشتی اشرار و اراذل» نامید که از «لابی ربوی» دستور میگیرند و ابزاری در دست قدرتهای خارجی هستند. این اتهامات واکنشها را تشدید و خشم علیه او را شعلهورتر کرد. او انتظار چنین اتفاقی را نداشت و از اینکه این حوادث مشابه انتفاضههای بلاد عربی باشد، بیمناک بود. این رخدادها به اعتبار او و اعتبار «الگوی دموکراتیک سکولار» که آمریکا به نام او برای جهان عرب بازاریابی میکند، ضربه زد.
۲- بکیر بوزداغ، معاون نخستوزیر ترکیه نیز به نوبه خود حملاتی را آغاز کرد و اتهاماتی را متوجه معترضان و نیروهای اپوزیسیون سیاسی نمود و گفت: «شرکتکنندگان در اعتراضات پارک گزی همان کسانی هستند که در اعتراضات سال ۲۰۰۷ شرکت داشتند و خواستار انجام وظیفه ارتش (یعنی کودتا) بودند. اکثر آنها از اعضای حزب خلق (CHP)، حزب صلح و دموکراسی (BDP) و حزب کارگران (PKK) هستند که از نقاب چپگرایی استفاده میکنند.» وی مردمی بودن این حرکت را نفی کرد و مدعی شد نیروهای داخلی و خارجی پشت آن هستند. او پرسید: «چگونه ادعای ضدیت با سرمایهداری دارند در حالی که از نهادهای سرمایهداری جهانی تامین مالی شده و برای آنها کار میکنند؟» او همچنین خاطرنشان کرد که علویها برای نخستین بار در دوران دولت او به طور رسمی مورد خطاب قرار گرفتند، در حالی که شعائر دینی و عبادتگاههای آنان در دوران حزب خلق جمهوریخواه و به دلیل اجرای قوانین انقلاب (کمالیستی) ممنوع بود. (روزنامه رادیکال، ۲۱ ژوئن ۲۰۱۳). او اشاره کرد که معترضان همان افراد سال ۲۰۰۷ هستند، اما نگفت که آیا این بار نیز با برنامهریزی قبلی عمل کردهاند یا خیر. اتهام او به احزاب معارض چپگرا، لیبرال و سوسیالیست با هدف محدود کردن اعتراضات در قالب اپوزیسیون رسمی و دور کردن آن از ماهیت مردمیاش بود. معمر گولر، وزیر کشور ترکیه نیز اظهار داشت: «ارادهای برای کشاندن مردم به خیابانها از طریق اقدامات غیرقانونی مانند توقف کار و اعتصاب وجود دارد.» وی افزود: «درک اصرار بر تداوم تظاهرات غیرممکن است.» (خبرگزاری فرانسه، ۱۷ ژوئن ۲۰۱۳). این سخنان پس از آن بیان شد که یک تجمع صنفی شامل دو اتحادیه بزرگ کارگری و کارمندان دولتی با صدها هزار عضو، در محکومیت خشونت پلیس علیه تظاهراتکنندگان، فراخوان اعتصاب سراسری دادند. یعنی وزیر کشور معتقد بود نیروهایی قصد دارند برای رسیدن به اهدافی خاص، حوادث را تداوم بخشند.
۳- به نظر میرسد دولت به طور جدی از گسترش حوادث ترسیده بود، به طوری که بولنت آرینچ، معاون نخستوزیر ناچار شد اعلام کند: «پلیس از تمام قدرت خود برای پایان دادن به اعتراضات استفاده خواهد کرد و اگر کافی نباشد، حتی میتوانیم از نیروهای مسلح ترکیه در شهرها استفاده کنیم.» (رویترز، ۱۷ ژوئن ۲۰۱۳). همزمان اردوغان با تهدید معترضان گفت: «صبر ما در حال لبریز شدن است و برای آخرین بار به شما هشدار میدهم.» (تلویزیون رسمی ترکیه، ۱۳ ژوئن ۲۰۱۳). روزنامه حریت در ۲۱ ژوئن ۲۰۱۳ گزارش داد که اردوغان با عبدالله گل (رئیسجمهور) دیدار کرد و پس از آن با حقان فیدان (رئیس اطلاعات) و سپس نشستی اضطراری با نجدت اوزل (رئیس ستاد کل ارتش) داشت. تمامی این نشستها در یک روز و با موضوع اعتراضات برگزار شد که نشاندهنده ترس او از پیامدهای منفی بلندمدت این حوادث در صورت عدم معالجه نهایی است؛ چرا که پس از سه هفته، اعتراضات کاملاً متوقف نشده بود.
۴- با این حال، موضع عبدالله گل، رئیسجمهور ترکیه، نرم بود و با ابراز تفهم (درک متقابل)، حمایتهایی را جلب کرد. او پس از ستایش از «دموکراسی» به عنوان «بزرگترین سرمایه جامعه»، از حوادث میدان تقسیم ابراز تأسف کرد و گفت: «این وقایع به حد نگرانکنندهای رسیده است و همه ما باید پختگی به خرج دهیم تا این اعتراضات آرام شود.» وی خاطرنشان کرد که با نخستوزیر و دیگر مسئولان برای آرام کردن اوضاع به شیوهای شایسته رایزنی کرده است. (روزنامه ستار، ۱ ژوئن ۲۰۱۳). او در واقع دولت و رئیس آن را به پختگی دعوت کرد. پس از این حوادث، تلاش اردوغان برای نزدیک شدن به رئیسجمهور پس از یک دوره سردی روابط مشهود بود. اردوغان در جریان سفر به شهر قیصری در ۲۱ ژوئن ۲۰۱۳، در جمع هوادارانش از مردم آنجا تمجید کرد و گفت: «قیصری شهر برادرم عبدالله گل است.» این سخن به عنوان تلاشی برای مصالحه با عبدالله گل تفسیر شد، چرا که اظهارات گل در مسیری متفاوت از تندرویهای اردوغان بود.
۵- اما موضع حزب خلق جمهوریخواه (CHP)؛ این حزب اعلام کرد که ارتباطی با حوادث ندارد. اردال اکسونگار، نماینده این حزب تاکید کرد: «حزب او این تظاهرات را سازماندهی نمیکند، بلکه جوانان ترکیه به دلیل خستگی از تصمیمات اردوغان که آزادیهای شخصیشان را نقض میکند، به خیابان آمدهاند.» (اسکای نیوز عربی، ۴ ژوئن ۲۰۱۳). حزب خلق مسئولیت اعتراضات را نپذیرفت و برای جلوگیری از متهم شدن به خشونت، از برافراشتن پرچمهای خود خودداری کرد، اما تلاش نمود به عنوان یک حزب معارض از آن به نفع خود بهرهبرداری کند.
۶- در مورد موضع آمریکا؛ جنیفر ساکی، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا اظهار داشت: «بهترین راه برای تضمین ثبات، امنیت و شکوفایی در ترکیه، حمایت از آزادی بیان، تجمع و تشکیل انجمنهایی است که به نظر میرسد این افراد در حال تمرین آن بودند.» وی همچنین از مجروح شدن افراد ابراز نگرانی کرد. (الجزیره، ۱ ژوئن ۲۰۱۳). فرانسیس ریچیاردونی، سفیر آمریکا در ترکیه نیز پس از بازدید از مقر حزب عدالت و توسعه گفت: «ترکیه دوست و متحد ایالات متحده است، حتی در زمانهای سخت.» وی افزود: «تفاوتی در اصول دموکراتیک میان ترکیه و آمریکا وجود ندارد.» (روزنامه ملیت، ۲۰ ژوئن ۲۰۱۳). در اینجا آمریکاییها ضمن ادعای حمایت از آزادی بیان، حمایت خود را از اردوغان نشان دادند. اما روزنامه آمریکایی کریستین ساینس مانیتور در ۴ ژوئن ۲۰۱۳ نوشت: «اعتراضات مسالمتآمیز در ترکیه علیه حاکمیت استبدادی رو به رشد حزب رجب طیب اردوغان با گرایش اسلامی، به مثابه اعتراضات اصلاحی است و نه یک انقلاب؛ و نشاندهنده انتفاضهای شجاعانه بدون رهبری برای نجات دموکراسی است.» آمریکاییها میخواستند هر حرکتی را در ترکیه مهار کنند تا از کنترلشان خارج نشود؛ لذا هر حرکت دموکراتیک را تایید کرده و از کسانی که به آن پایبند نیستند (ولو مزدوران خودشان) انتقاد میکنند تا رهبری خود بر جهان را تثبیت کنند. به ویژه اینکه در ترکیه گروهها و نویسندگانِ حامی سیاستهای آمریکا که پیشتر حامی اردوغان بودند، مدتی است انتقاد از او را آغاز کرده و وی را دیکتاتور مینامند.
۷- موضع اروپا؛ تمام کشورهای اروپایی بدون استثنا و در رأس آنها بریتانیا و رسانه رسمیاش بیبیسی (که اردوغان مستقیماً از آن انتقاد کرد) و سایر رسانههای اروپایی حوادث را با دقت دنبال کرده و موضعی مخالف اردوغان و حامی معترضان گرفتند. کشورهای اتحادیه اروپا در بروکسل از «خشونت مفرط و دخالت خشونتآمیز پلیس علیه تظاهراتکنندگان مسالمتآجو» ابراز نگرانی کرده و به ترکیه هشدار دادند. داوود اوغلو، وزیر خارجه ترکیه، بیانیه کشورهای اروپایی را رد کرد. آلمان نیز سفیر ترکیه را برای ادای توضیحات فراخواند که بیانی دیپلماتیک از حمایت آلمان از معترضان بود. آنگلا مرکل سرکوب را بسیار شدید خواند و ترکیه نیز در واکنش سفیر آلمان را فراخواند. آلمان و هلند به دلیل این سرکوبها با گشودن فصل جدید در مذاکرات پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا مخالفت کردند. این نشان میدهد اروپا میخواست از این حوادث و علویها علیه ترکیه (به دلیل وابستگی ترکیه به سیاستهای آمریکا) استفاده کند تا بهانه جدیدی برای رد عضویت ترکیه داشته باشد.
۸- موضوع «علویها» نیز مطرح شد؛ اکثر آنها در تشکلهای چپگرا، کمونیست، لیبرال یا کمالیست فعالیت دارند. آنها از هر فرصتی برای اعتراض به هر چیزی که با اسلام یا دولت عثمانی مرتبط باشد استفاده میکنند. آنها مخالف نامگذاری پل سوم بسفور به نام «سلطان سلیم اول» هستند، با این ادعا که این سلطان آنها را سرکوب کرده است. عبدالله گل با اشاره به این حساسیتها گفت که دولت نام پیر سلطان ابدال و حاجی بکتاش ولی را که از بزرگان علوی هستند، بر برخی پروژههای آینده خواهد گذاشت (خبرگزاری جیهان، ۱۹ ژوئن ۲۰۱۳) تا موضعی نرم در قبال معترضان نشان دهد.
۹- برخی انگشت اتهام را به سمت ایران در تحریک حوادث نشانه رفتند. اوزدمیر اوزدمیر، رئیس «انجمن علوی بکتاشی ترکمن»، مدعی شد ایران تلاشهای خود را برای ایجاد درگیری مذهبی میان سنی و علوی در ترکیه تشدید کرده است (خبرگزاری جیهان، ۲۰ ژوئن ۲۰۱۳). اردوغان نیز در سخنرانی خود در قیصری گفت: «کسانی هستند که میخواهند بازی خطرناکی را با علویها انجام دهند و حزب خلق نقش اصلی را در این بازی کثیف دارد.» وی همچنین به «کانونهایی خارج از ترکیه» اشاره کرد. یک گروه هکری چپگرا به نام «رید هک/هکرهای قرمز» مسئولیت پیامهای توئیتری را بر عهده گرفت. به نفع ایران است که از این حوادث برای جذب نیرو استفاده کند، اما این به معنای تلاش جدی برای سرنگونی دولت ترکیه نیست؛ به ویژه که روابط تجاری و سیاسی آنها همچنان مستحکم است و هر دو در «فلک (مدار) آمریکا» حرکت میکنند.
۱۰- انتقاداتی از سوی برخی گروههای موسوم به اسلامی که حامی سیاستهای آمریکا هستند به اردوغان وارد شد. نویسندگان این گروهها اردوغان را خودشیفته نامیده و او را به تواضع و شنیدن نصایح (یعنی نصیحتهای گروه خودشان) دعوت کردند و در مقابل، از عبدالله گل تمجید نمودند. به نظر میرسد این گروهها و به ویژه «جماعت فتحالله گولن» میخواهند منافع بزرگی را که در سایه این دولت به دست آوردهاند حفظ کرده و افزایش دهند. اردوغان پیش از این برخی مسئولان امنیتی وابسته به این جماعت را برکنار کرده بود تا از نفوذ بیش از حد آنها در نهادهای دولتی جلوگیری کند. این جماعت یک حرکت سیاسی نیست، بلکه از سیاست برای کسب منافع مادی و جایگاه استفاده میکند. با این حال، حزب اردوغان در انتخابات گذشته با ۵۰ درصد آرا پیروز شد. اردوغان ماه گذشته اعلام کرد که بولنت آرینچ را به دیدار فتحالله گولن در آمریکا فرستاده تا شایعات درباره تیره شدن روابطشان را برطرف کند. همچنین اردوغان از طرح خود برای تغییر نظام به «ریاستی» سخن گفت و اعلام کرد اگر لازم باشد برای قانون اساسی جدید به «طرح ج» (تکیه بر آرای حزب خود و جلب برخی آرا برای رفراندوم) متوسل خواهد شد. به نظر میرسد آمریکا دیگر به اندازه قبل روی نظام ریاستی اصرار ندارد، چرا که اکنون کنترل ارتش، ریاست جمهوری، دولت و بخشهای زیادی از قضا را در دست دارد و نیازی به فشار بیشتر بر مزدوران خود برای این تغییر نمیبیند.
۱۱- از مجموع آنچه گفته شد روشن میشود که اعتراضات به صورت خودجوش آغاز شد و سپس توسط مخالفان اردوغان با گرایشهای مختلف مورد بهرهبرداری قرار گرفت. بسیاری از جمله «پیروان جناح انگلیس» که از تصفیههای اردوغان و زندانی شدن نیروهایشان آسیب دیده بودند، منتظر فرصتی برای انتقام بودند. علاوه بر این، سکولارهایی که توهم دارند اردوغان در حال بازگرداندن اسلام است (در حالی که سکولاریسم او نوعی تقیه است)، به این حرکت پیوستند. آنها درک نمیکنند که اردوغان خود با دعوتگران خلافت و حاکمیت اسلام مبارزه میکند و تنها به اندازهای که سکولاریسم اجازه میدهد، اجازه دینداری میدهد.
۱۲- بسیار بعید است که این اعتراضات به انقلابی برای تغییر نظام تبدیل شود، زیرا معترضان بخش کوچکی از جامعه هستند. نیمی از مردم حامی اردوغان هستند و نیمی از معارضان نیز (که راستگرا هستند) با چپگرایان همراه نخواهند شد. این اعتراضات توسط رسانههای اروپایی بزرگنمایی شد تا بهانهای برای جلوگیری از پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا باشد. بریتانیاییها نیز برای تضعیف اردوغان که مزدوران آنها را در ارتش و سیاست تصفیه کرده، تلاش میکنند. به هر حال، این حوادث اعتبار «الگوی سکولار دموکراتیک ترکیه» را که آمریکا برای جلوگیری از بازگشت اسلام به حکومت تبلیغ میکرد، در هم شکست و نشان داد که این نظام در واقع استبدادی است و آماده سرکوب مخالفان است. جالب اینجاست که این نظام در برابر دعوتگران خلافت که فعالیت فکری و سیاسی دارند و هرگز به خشونت متوسل نمیشوند، بسیار وحشیانهتر عمل کرده و مجازاتهای سنگینتری اعمال میکند، اما رسانهها به دلیل منافع خود، در این باره سکوت میکنند. آمریکا نیز علیرغم برخی انتقادات صوری برای مهار اوضاع، همچنان از اردوغان حمایت میکند.
۱۴- اما این سخن که آمریکا به سمت ترجیح دادن عبدالله گل بر اردوغان حرکت میکند تا خشم معترضان را فرو بنشاند، صحیح نیست. اردوغان منافع آمریکا را با قدرتی پیش میبرد که گل توان آن را ندارد. هر دو وفادار به آمریکا هستند و واشینگتن از هر کدام در جای مناسب استفاده میکند. سیاست آمریکا در برخورد با اعتراضات، به دلیل «تکبر و خودخواهی آمریکا»، بیشتر به سمت شدت عمل متمایل است تا نرمش، مگر آنکه اوضاع کاملاً از کنترل خارج شود که هنوز به آن مرحله نرسیده است. لذا هر دو نفر فعلاً برای منافع آمریکا مهرههای مناسبی هستند.
از الله سبحانه میخواهیم که حق را در ترکیه پایدار و باطل را نابود گرداند، دعوتگران را پیروز نماید و دلهای امت را با آنان گره بزند تا بار دیگر خورشید خلافت طلوع کند و به سرزمینی بازگردد که بیش از نود سال پیش از آن رخت بربست. آن زمان است که نفوذ کفار استعمارگر و مزدورانشان پایان مییابد و «اسلامبول» بار دیگر در سایه خلافت غرق در نعمت میشود؛ و این بر الله دشوار نیست.