پرسش: تمام نشانهها حاکی از آن است که بحران کنونی اوکراین در واقع بحران روسیه با غرب است و نه صرفاً یک اختلاف میان روسیه و اوکراین؛ برخی آن را به اشغال تکهتکه چکسلواکی توسط آلمان نازی در سال ۱۹۳۹ و سپس لهستان تشبیه میکنند که منجر به جنگ جهانی دوم شد... آیا ممکن است حمله روسیه به اوکراین در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ و تداوم آن تا امروز، به یک جنگ جهانی منجر شود؟ آیا واکنشهای آمریکا و اروپا مبنی بر وضع تحریمها بدون مداخله نظامی، با این تهاجم تناسب دارد؟ یا این یک تله برای کشاندن روسیه به باتلاق اوکراین است؟ اگر چنین است، هدف از آن چیست؟ با تشکر.
پاسخ: برای روشن شدن تصویر پیرامون این پرسشها، موارد زیر را بررسی میکنیم:
اول: روزهای گذشته بدون هیچ شک و تردیدی ثابت کرد که رئیسجمهور روسیه از جنون خودبزرگبینی رنج میبرد و معتقد است روسیه در شرایط بینالمللی کنونی میتواند جایگاه خود را به عنوان یک ابرقدرت در کنار آمریکا باز یابد. او با تلخی از شیوه برخورد نامناسب غرب با روسیه، به حاشیه رانده شدن کشورش در مسائل بینالمللی و پیشروی پیمان ناتو به سمت شرق انتقاد میکند. وی خواستار برچیده شدن پایگاههای نظامی آمریکا از کشورهایی است که پس از سال ۱۹۹۷ به ناتو پیوستهاند؛ یعنی لهستان، رومانی و دیگر کشورهای اروپای شرقی. مواردی که به وضوح به این جنون خودبزرگبینی اشاره دارند عبارتند از:
۱- پوتین از رهبران فرانسه، آلمان و ایران و پیش از آنها از رئیسجمهور ترکیه به شیوهای غیردیپلماتیک و نامناسب استقبال کرد؛ به طوری که برخی از آنها مجبور شدند مدتی در سالنهایی مملو از نمادهای پیروزی روسیه منتظر بمانند. نیروهای امنیتی روسیه از ماکرون، رئیسجمهور فرانسه، در بدو ورود به فرودگاه خواستند تست کرونا بدهد و پوتین با فاصله ۶ متری از آنها نشست، در حالی که با رؤسای جمهور قزاقستان و بلاروس که در همان دوره با او دیدار کردند، چنین نکرد. همچنین هنگام خروج از سالن کنفرانس مطبوعاتی به صدراعظم آلمان اشاره کرد که پشت سر او حرکت کند!
۲- دیدگاه اعلام شده و صریح پوتین درباره اوکراین این است که آن را یک «کشور» نمیداند و معتقد است روسیه از اراضی خود برای تشکیل این کشور به آن بخشیده و طی دههها ۱۵۰ میلیارد دلار از آن حمایت کرده است. او حاکمان کییف را کسانی توصیف کرد که قدرت را غصب کردهاند. تمام اینها نشان میدهد که او در منطقه اوراسیا (محل تلاقی اروپا و آسیا) کسی جز روسیه را نمیبیند. همین نگاه به منطقه اوراسیا و مرکزیت روسیه در آن بود که باعث شد او نیروهای «سازمان پیمان امنیت جمعی» را در آغاز سال ۲۰۲۲ برای سرکوب انتفاضه قزاقستان و کنترل آن کشور اعزام کند.
۳- پوتین به تحقیر تمام کشورهای اروپایی اهمیتی نداد، آنجا که تضمینهای امنیتی روسیه در اروپا را از آمریکا مطالبه کرد؛ علیرغم انتقادات گسترده اولیه فرانسه و برخی کشورهای دیگر که معتقد بودند امنیت اروپا باید در درجه اول به دست خود اروپاییها باشد. پوتین این کار را انجام داد چون خود را همتای آمریکا میبیند، نه کشورهای اروپایی. هنگامی که ماکرون در جریان سفر به روسیه پیشنهاد میانجیگری داد، پوتین پاسخ داد که فرانسه ناتو را رهبری نمیکند...
دوم: کرملین در بیانیهای اعلام کرد که پوتین در ۲۸ فوریه ۲۰۲۲ طی تماسی تلفنی، شرایط روسیه برای توقف جنگ را به همتای فرانسوی خود ماکرون ابلاغ کرده است: «به رسمیت شناختن حاکمیت روسیه بر کریمه، خلع سلاح دولت اوکراین، نازیزدایی از آن و تضمین وضعیت بیطرفی اوکراین» (فرانس پرس ۲۸ فوریه ۲۰۲۲). ما پیشتر در پاسخ به پرسشی در تاریخ ۲۲ دسامبر ۲۰۲۱ ذکر کرده بودیم: «بنابراین بحران کنونی فاش میکند که روسیه در وهله اول هدفش این است که بقای کریمه به عنوان بخشی از خاک خود مورد تردید نباشد، بلکه میخواهد این موضوع با شناسایی بینالمللی آمریکا و اروپا به یک عمل انجام شده تبدیل شود. هدف دوم این است که شرق اوکراین از سلطه کییف خارج شده و عملاً جزئی از روسیه شود و هدف سوم که تأثیرگذارترین است، جلوگیری از پیوستن اوکراین به ناتو و دریافت تضمینهای لازم در این زمینه است.» سرگئی شویگو، وزیر دفاع روسیه نیز بر این موضوع تأکید کرد و گفت: «نیروهای مسلح کشور به عملیات نظامی ویژه در اوکراین تا تحقق اهدافش ادامه خواهند داد. کشورهای غربی باید از ساخت تأسیسات نظامی در کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق که عضو ناتو نیستند، دست بردارند. جهان غرب از مردم اوکراین برای مبارزه با روسیه استفاده میکند. مسئله مهم، محافظت از روسیه در برابر تهدیدات نظامی کشورهای غربی است.» (آناتولی ۱ مارس ۲۰۲۲). از این رو، این بحران یکی از بزرگترین بحرانهای جهانی دوران معاصر است و منجر به درگیری تلخی میان روسیه و غرب خواهد شد. به همین دلیل بعید است روسیه تا تحقق اهدافش متوقف شود، چرا که در غیر این صورت شکستش بسیار سنگین خواهد بود... همچنین بعید است غرب این شروط را بپذیرد... به همین دلیل شرایط فعلی شدت بحران را به حدی رسانده که حتی تهدید به استفاده از سلاح هستهای نیز مطرح شده است. پسکوف، سخنگوی کرملین اعلام کرد: «رئیسجمهور ولادیمیر پوتین دستور داده نیروهای بازدارنده استراتژیک روسیه در حالت آمادهباش رزمی کامل قرار گیرند.» (تاس ۲۸ فوریه ۲۰۲۲). این نیروها شامل سلاحهای هستهای دفاعی و نه تهاجمی هستند. وزارت دفاع روسیه نیز اعلام کرد که «نیروهای موشکی استراتژیک، ناوگانهای شمال و اقیانوس آرام و هوانوردی استراتژیک را در حالت آمادهباش قرار داده است.» (نووستی ۲۸ فوریه ۲۰۲۲). روسیه از زبان سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه خود بر مطالباتش تأکید کرد: «تحقق تضمینهای امنیتی الزامآور قانونی از سوی کشورهای ناتو برای روسیه اهمیت بنیادین دارد.» (تاس ۱ مارس ۲۰۲۲). بنابراین روسیه از اهداف خود عقبنشینی نخواهد کرد، مگر اینکه اوکراینیها مقاومت شدیدی از خود نشان دهند و مانند مجاهدین افغان در برابر اتحاد جماهیر شوروی در دهه هشتاد قرن گذشته، به ایستادگی ادامه دهند...
سوم: موضع آمریکا: واضح است که آمریکا تمام تلاش خود را به کار بست تا روسیه را با فریب و تحریک به باتلاق اوکراین بکشاند:
۱- آمریکا به مطالبات روسیه برای تضمینهای امنیتی پاسخ نداد و برای گرفتار کردن آن در اوکراین تلاش کرد. واشینگتن دولت اوکراین را تحریک کرد تا در منطقه دونباس در شرق حملاتی انجام دهد. اظهارات مقامات آمریکایی نیز به این تحریکات دامن زد؛ از جمله سخنان بایدن در کنفرانس مطبوعاتی ۱۹ ژانویه ۲۰۲۲ که گفت: «حدس من این است که او (پوتین) حرکت خواهد کرد، او باید کاری انجام دهد. اگر روسیه حمله کند، مجازات خواهد شد و این بستگی به کاری دارد که انجام میدهد؛ اگر یک نفوذ جزئی باشد، هزینه آن با یک تهاجم تمامعیار متفاوت خواهد بود.» (سیانان ۲۰ ژانویه ۲۰۲۲). متعاقب آن، یک مقام اوکراینی که نخواست نامش فاش شود به شبکه سیانان گفت: «بایدن با این سخنان به پوتین برای ورود به اوکراین چراغ سبز نشان میدهد. کییف از این اظهارات مبهوت شده است!»
۲- هنگامی که عملیات نظامی روسیه آغاز شد، بایدن اعلام کرد: «اگر روسیه در اوکراین دخالت کند، آمریکا مداخله نخواهد کرد، اما اگر به کشورهای ناتو وارد شود، مداخله میکنیم.» او همچنین از اعزام ۷ هزار سرباز جدید به آلمان خبر داد، در حالی که پیشتر نیز ۵ هزار سرباز در آلمان، لهستان و رومانی مستقر کرده بود. بایدن گفت: «نیروهای ما برای جنگ در اوکراین به اروپا نرفتهاند، بلکه برای دفاع از متحدان ناتو و اطمینان بخشیدن به متحدان شرقی رفتهاند.» (الجزیره ۲۴ فوریه ۲۰۲۲). او در سخنرانی سالانه خود نیز تأکید کرد: «نیروهای کشورش در هیچ جنگی علیه روسیه شرکت نخواهند کرد، اما مانع پیشروی نیروهای روسیه به سمت دیگر کشورهای اروپایی خواهند شد و از هر وجب خاک کشورهای عضو ناتو دفاع خواهند کرد.» (الجزیره ۲ مارس ۲۰۲۲). او همچنین از بستن حریم هوایی به روی هواپیماهای روسی خبر داد. این اظهارات پوتین را ترغیب کرد و به او شجاعت داد تا عملیات نظامی خود را آغاز کرده و ادامه دهد. دبیرکل ناتو، ینس استولتنبرگ نیز دقیقاً همین موضع آمریکا را تکرار کرد و گفت: «ناتو طرفی در این نزاع نخواهد بود، اما انواع حمایتهای نظامی را از اوکراین انجام میدهد و هیچ سربازی به آنجا نمیفرستد.» (آناتولی ۱ مارس ۲۰۲۲).
۳- آمریکا با روسیه به شیوهای تحریکآمیز رفتار میکرد. روسیه منتظر دیدار لاوروف با بلینکن در ژنو در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ بود، اما بلینکن این دیدار را لغو کرد. آنتونی بلینکن اعلام کرد: «اکنون که میبینیم تهاجم آغاز شده و روسیه صراحتاً هرگونه گزینه دیپلماتیک را رد کرده است، دیدار در حال حاضر هیچ معنایی ندارد.» (البیان ۲۳ فوریه ۲۰۲۲). این اقدام باعث شکست تلاشهای دیپلماتیک قبل از شروع شد و روسیه را تحریک کرد. سپس هشدارهای آمریکا درباره حمله قریبالوقوع روسیه به صورت متوالی و تحریکآمیز صادر میشد، در حالی که روسیه اعلام میکرد قصدی برای حمله ندارد. هر چه از واشینگتن صادر میشد گویی روسیه را به سمت جنگ هل میداد؛ به ویژه با اعلام مکرر اینکه در اوکراین نخواهد جنگید چون اوکراین عضو ناتو نیست. همزمان، آمریکا محمولههای تسلیحاتی جدید از جمله موشکهای استینگر و ضد زره را هر روز با هواپیما به اوکراین میفرستاد!
۴- سپس آمریکا با ادعای تکیه بر اطلاعات استخباراتی، بر طبل جنگ کوبید و حس خطر بینالمللی را افزایش داد. همه لحظه به لحظه منتظر حمله بودند. همچنین آمریکا با خارج کردن کارمندان خود از هیئت ناظر بر خط تماس در دونباس، بر ریسک جنگ افزود. روسیه از این اقدام احساس خطر کرد؛ زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه، هشدار داد که واشینگتن با این کار به «هیستری نظامی» دامن میزند و از هیئت نظارت به عنوان ابزاری برای تحریک احتمالی استفاده میکند. (صدی البلد ۱۳ فوریه ۲۰۲۲). این یعنی روسیه متوجه شد که آمریکا میخواهد آتش درگیریهای حساس دونباس را که از سال ۲۰۱۵ آرام شده بود، دوباره شعلهور کند.
۵- این تحریکات با اعلام آمریکا مبنی بر تأمین گاز جایگزین برای اروپا همزمان شد تا روسیه را از بازار گاز اروپا محروم کند. همچنین حوادث خطرناکی در خاور دور روسیه رخ داد؛ ارتش روسیه اعلام کرد یک زیردریایی هستهای آمریکا وارد آبهای سرزمینی روسیه در جزایر کوریل شده و پس از ۳ ساعت تقابل مجبور به عقبنشینی شده است. جزایر کوریل جزایری هستند که روسیه در جنگ جهانی دوم اشغال کرده و ژاپن همچنان ادعای مالکیت بر آنها را دارد و به همین دلیل توکیو هنوز قرارداد صلح رسمی با روسیه امضا نکرده است. این موضوع ترس روسیه را از اینکه آمریکا ژاپن را به اشغال این جزایر ترغیب کند، افزایش داد.
۶- به این ترتیب، امور در مسیر تحریک و تشدید گام به گام پیش رفت تا روسیه به طور کامل در گلولای اوکراین غرق شود. آمریکا، انگلیس و به دنبال آنها اروپا با اقداماتی نظیر تعلیق پروژه «نورد استریم ۲» توسط آلمان، روسیه را تحت فشار گذاشتند. آمریکا با عدم تهدید نظامی جدی و صرفاً با تکیه بر تحریمها، پوتین را به دام انداخت. از سوی دیگر، اصرار اوکراین برای پیوستن به ناتو و درخواست تسلیحات بیشتر، خطرات امنیتی روسیه را انباشته کرد تا جایی که تنها راه پیش روی روسیه برای مقابله با این تهدیدات را تهاجم نظامی دید. این همان چیزی است که آمریکا میخواست؛ بمبگذاری در مسیر روسیه در اوکراین. به نظر نمیرسد روسیه امروز بتواند از این دامی که در آن افتاده به راحتی خارج شود.
چهارم: موضع اروپا: جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در ۲۲ فوریه ۲۰۲۲ گفت که روز به رسمیت شناختن جمهوریهای دونتسک و لوهانسک توسط روسیه، «روزی سیاه برای اروپا» است. بوریس جانسون نیز از ورود به یک رقابت استراتژیک جدید با روسیه خبر داد که ممکن است یک نسل به طول بینجامد. تمام اینها درها را به روی همه احتمالات، از جمله تهدیدات هستهای، باز گذاشته است.
با این حال، اروپا تلاش کرد اوضاع را آرام کند. ماکرون و شولتز به مسکو سفر کردند. شولتز در مسکو گفت: «امنیت پایدار در اروپا نه علیه روسیه، بلکه تنها با مشارکت روسیه محقق میشود.» (روسیه الیوم ۱۵ فوریه ۲۰۲۲). اما علیرغم این تلاشها، اروپا همانطور که آمریکا میخواست در بحران اوکراین گرفتار شد و مجبور شد حمایت کامل نظامی خود را از اوکراین اعلام و تحریمهای گستردهای علیه روسیه وضع کند. شولتز تهاجم روسیه را نقطه عطفی دانست که نظم پس از جنگ جهانی دوم را تهدید میکند و از سرمایهگذاری ۱۰۰ میلیارد یورویی در ارتش آلمان خبر داد. (فرانس پرس ۲۷ فوریه ۲۰۲۲). همچنین پروژه «نورد استریم ۲» متوقف شد. اتحادیه اروپا برای اولین بار تصمیم گرفت مستقیماً کمکهای نظامی شامل اسلحه به ارزش ۴۵۰ میلیون یورو به اوکراین بدهد. این جنگ وضعیت صلحی را که اروپا از پایان جنگ جهانی دوم در آن به سر میبرد، از بین برد و اروپا را با بحران انرژی مواجه کرد؛ چرا که اروپا ۴۰٪ گاز و ۲۷٪ نفت خود را از روسیه تأمین میکند و اکنون آمریکا میخواهد اروپا را به گاز گرانقیمت خود وابسته کند.
پنجم: موضع چین: چین در این مسئله به روسیه نزدیک شد و اعلام کرد که غرب باید مطالبات امنیتی روسیه را جدی بگیرد. پوتین پیش از جنگ به پکن سفر کرد و در بیانیهای مشترک با شی جینپینگ، مخالفت خود را با گسترش ناتو اعلام کردند. با این حال، به نظر میرسد چین منتظر نتیجه جنگ اوکراین است تا درباره تایوان تصمیم بگیرد. چین تحریمها علیه روسیه را رد کرد تا در صورت اقدام علیه تایوان با رفتار مشابه روبرو نشود، اما در رأیگیری شورای امنیت برای محکومیت روسیه، ممتنع رأی داد تا از هجمه غرب در امان بماند. چین ضمن انتقاد نکردن از روسیه، آمریکا را مقصر میداند اما همچنان بر اصل حاکمیت ملی و تمامیت ارضی تأکید دارد و خواستار مذاکره است.
ششم: خلاصه:
۱- آمریکا در کشاندن روسیه به یک تهاجم کامل یا نیمهکامل به اوکراین (موفق) شد... این مسئله روسیه را برای سالها با تنشهای داخلی، لرزههای سیاسی، اقتصادی و احتمالاً نظامی روبرو خواهد کرد؛ چه به اشغال شرق اوکراین بسنده کند و چه فراتر رود... دور از ذهن نیست که این موضوع بر تداوم قدرت پوتین نیز تأثیر بگذارد.
۲- جایگاه بینالمللی روسیه نیز متزلزل خواهد شد. کمپینهای بینالمللی با فشار آمریکا و اروپا راه افتاده تا روسیه را به عنوان متجاوز به حاکمیت کشورها معرفی کنند، در حالی که همین آمریکا و اروپا حملات خود به کشورهای بسیاری در آسیا و آفریقا را فراموش کردهاند. تمام این قدرتها (روسیه، آمریکا و اروپا) از یک ماهیت برخوردارند و ارزشی برای جان انسانها قائل نیستند.
۳- اما در مورد اینکه آیا این حملات منجر به جنگ جهانی سوم میشود -همانطور که حمله نازیها به چکسلواکی در ۱۹۳۹ منجر به جنگ جهانی دوم شد- باید گفت شرایط تا حدودی متفاوت است. وقوع چنین جنگی از جنگ هستهای جدا نیست و این کشورها قبل از استفاده از آن هزار بار فکر میکنند؛ نه به خاطر اینکه نگران نابودی دیگران باشند، بلکه چون میترسند خودشان نابود شوند. آنها هیچ ارزشی جز منافع خود نمیشناسند.
۴- اینها ابرقدرتهای جهان امروزند؛ وحوش جنگلی که در آن قوی، ضعیف را میخورد و فریادرسی نیست... تاریخ در حال تکرار است و کشمکش قدرتهای بزرگ امروز، یادآور درگیری ایران و روم در گذشته است. این وضعیت اصلاح نخواهد شد مگر با آنچه در ابتدا اصلاح شد: حاکمیت به آنچه الله نازل کرده و جهاد در راه او؛ تا از ضعیف حمایت شود و حق مظلوم گرفته شود. آنجاست که خلافتی که رسول الله ﷺ به ما بشارت دادهاند، باز خواهد گشت:
«ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةً عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ»
"سپس خلافتی بر منهج (روش) نبوت خواهد بود."
در آن دولت، قوی در واقع ضعیف است تا زمانی که حق دیگران از او گرفته شود؛ همانطور که خلیفه راشد، ابوبکر صدیق رضی الله عنه فرمود: (...وَأَنَّ أَقْوَاكُمْ عِنْدِي الضَّعِيفُ حَتَّى آخُذَ لَهُ بِحَقِّهِ، وَأَنَّ أَضْعَفَكُمْ عِنْدِي الْقَوِيُّ حَتَّى آخُذَ الْحَقَّ مِنْهُ...) "...و قویترینِ شما نزد من ضعیف است تا زمانی که حق [دیگران] را از او بستانم، و ضعیفترینِ شما نزد من قوی است تا زمانی که حقش را برای او بگیرم..."
و اینگونه است که خیر و برکت در قلمرو اسلام گسترش مییابد.
﴿وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ يَنْصُرُ مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ﴾
"و در آن روز، مؤمنان به سبب نصرت الهی شادمان میشوند؛ [خداوند] هر که را بخواهد یاری میدهد و اوست شکستناپذیر و مهربان." (سوره روم [۳۰]: ۴-۵)
اول شعبان ۱۴۴۳ هـ ۴ مارس ۲۰۲۲ م