Home About Articles Ask the Sheikh
پرسش و پاسخ

جواب سؤال: علت حکم

January 14, 2019
6788

(سلسله پاسخ‌های عالم بزرگوار، عطاء بن خلیل ابورشته، امیر حزب‌التحریر، به پرسش‌های دنبال‌کنندگان صفحه‌ی فیسبوک ایشان "فقهی")

جواب سؤال

علت حکم

به: ابو نزار الشامی

پرسش:

السلام علیکم، بارک الله بک، سؤال من ای شیخ: آیا از آیه ذیل علتی برای حکم استنباط می‌شود؟

ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ

پاسخ:

و علیکم السلام و رحمة الله و برکاته.

این آیه کریمه بیان‌گر حکمتِ واجب شدن جلباب است و نه علتِ حکم؛ تبیین این موضوع به شرح زیر است:

۱- همان‌طور که در پاسخ به سؤال مورخ ۲۰۱۸/۰۷/۱۰ ذکر کردیم، سبب نزول آیه برای تمایز میان زنان آزاد و کنیزان بود؛ چرا که جلباب بر کنیزان واجب نبود. برخی از منافقان با سخنان ناپسند متعرض کنیزان می‌شدند، با این تصور که مجازاتِ ایجاد مزاحمت برای کنیزان سبک‌تر از زنان آزاد است. هنگامی که سخنان آن‌ها خطاب به یک زن آزاد شنیده می‌شد و کار به قضاوت می‌کشید، می‌گفتند: «گمان می‌کردم او کنیز است» تا مجازاتشان تخفیف یابد. پس این آیه نازل شد تا این عذر را از آنان بگیرد؛ لذا بر زنان مؤمنِ آزاد واجب کرد که با پوشیدن جلباب و فرو انداختن آن تا پایین پا، خود را از کنیزان متمایز کنند. در این صورت دیگر آن افراد نمی‌توانستند بگویند گمان کردیم کنیز است و مجازاتشان تخفیف نمی‌یافت، زیرا دیگر حجتی نداشتند. ابن سعد در «الطبقات» از ابومالک روایت کرده است که گفت: همسران پیامبر ﷺ شب‌هنگام برای قضای حاجت بیرون می‌رفتند و افرادی از منافقان متعرض آنان شده و آزارشان می‌دادند. وقتی به منافقان تذکر داده شد، گفتند: «ما فقط با کنیزان چنین می‌کنیم»؛ پس این آیه نازل شد:

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ

«ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب‌های (پوشش‌های چادر مانند) خود را بر خویش فروافکنند، این کار برای آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیک‌تر است.» (احزاب: ۵۹)

بنابراین، معنای آیه، شناختنِ زن آزاد از کنیز است و فرو انداختن جلباب برای این شناخت است: «ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ»؛ یعنی مقصود این نیست که شناخته شود او فلان شخص است. در تفسیر قرطبی (۱۴/ ۲۴۴) آمده است: (قوله تعالی: «ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ» یعنی زنان آزاد، تا با کنیزان خلط نشوند... و طمع‌ها از آنان قطع گردد. معنا این نیست که زن شناخته شود تا دانسته شود او کیست).

۲- میان «علت» و «حکمت» تفاوت وجود دارد؛ علت، همان انگیزه‌ی تشریع (الباعث علی التشریع) است و از نص استنباط می‌شود -همان‌گونه که پیش‌تر بیان کرده‌ایم-. با این حال، نصوصی وجود دارند که بر حسب ابزارهای تعلیلِ به‌کار رفته یا ساختار کلام، معنای علیت در آن‌ها ظاهر است، اما قرائن دیگری (خواه در خودِ نص یا خارج از آن) معنای تعلیل را معطل کرده و معنای دیگری را افاده می‌کنند که همان «غایت و هدفی» است که شارع از تشریع به دنبال آن است، نه انگیزه و محرکِ تشریع. اصطلاحاً به این غایت یا نتیجه که مقصود شارع از حکم را بیان می‌کند «حکمت» می‌گویند و نه علت؛ زیرا انگیزه و باعثِ تشریع نیست.

علت، چیزی است که معلول با وجودِ آن موجود و با عدمِ آن معدوم می‌شود و تخلف‌ناپذیر است؛ اما حکمت چنین نیست. به عنوان مثال:

لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ

«تا شاهد منافع خویش باشند.» (حج: ۲۸)

وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ

«و جن و انس را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند.» (ذاریات: ۵۶)

إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَى عَنْ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ

«همانا نماز از کار زشت و ناپسند باز می‌دارد.» (عنکبوت: ۴۵)

صیغه‌های نصوص فوق به همراه قرائنشان (چه از خود نص یا غیر آن) نشان می‌دهند که افاده‌ی علیت به معنای «انگیزه‌ی تشریع» نمی‌کنند؛ زیرا اگر چنین بود، هرگز تخلف نمی‌یافتند. علت، حکمی است که از آن جدا نمی‌شود و حکم با وجود و عدم آن می‌چرخد چون به خاطر آن تشریع شده است. در حالی که حکمت ممکن است در مواردی محقق شود و در مواردی محقق نشود، یعنی گاهی تخلف می‌یابد:

  • «لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ» (حج: ۲۸)؛ در حالی که بسیاری حج می‌گزارند اما شاهد آن منافع نیستند.
  • «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» (ذاریات: ۵۶)؛ در حالی که بسیاری از آفریدگان خدا را عبادت نمی‌کنند.
  • «إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَى عَنْ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ» (عنکبوت: ۴۵)؛ در حالی که کسانی هستند که نماز می‌خوانند اما از زشتی‌ها باز نمی‌ایستند.

به همین دلیل، درباره امثال موارد فوق گفته می‌شود «حکمت» است و نه «علت»؛ زیرا حکم ممکن است [از نتیجه] تخلف یابد. و تمامی آنچه صحیح است حکمت نامیده شود، بر همین منوال است.

۳- اکنون در آیه کریمه مورد سؤال تدبر می‌کنیم:

الف- حکم شرعی از این بخش می‌آید: «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ» (احزاب: ۵۹)؛ این همان دلیل است.

ب- واضح است که «ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ» (احزاب: ۵۹) انگیزه‌ی تشریع نیست؛ یعنی دلیلِ واجب شدن جلباب نیست، و در نتیجه علت محسوب نمی‌شود، بلکه نتیجه‌ای است که بر پوشیدن جلباب مترتب می‌شود، یعنی غایتی است که شارع هدف قرار داده است.

ج- و این نتیجه ممکن است تخلف یابد؛ مثلاً زنِ آزاد جلباب می‌پوشد در حالی که کنیزی وجود ندارد تا از او متمایز گردد تا مورد آزار قرار نگیرد...

د- بدین ترتیب، «ذَلِكَ أَدْنَى» (احزاب: ۵۹) در اصطلاح اصولی، حکمت است و نه علت.

این آن چیزی است که من مرجح می‌دانم و خداوند داناتر و حکیم‌تر است.

برادرتان عطاء بن خلیل ابورشته

۰۷ جمادی الاولی ۱۴۴۰ هـ برابر با ۲۰۱۹/۰۱/۱۳ م

رابط الجواب من صفحة الأمير (حفظه الله) على الفيسبوك

رابط الجواب من صفحة الأمير (حفظه الله) على غوغل بلس

رابط الجواب من صفحة الأمير (حفظه الله) ويب

Share Article

Share this article with your network