Home About Articles Ask the Sheikh
پرسش و پاسخ

پاسخ به سؤال: حکم شرعی در مورد: پیوند اعضا، تشریح، اختلاط

December 30, 2018
11821

سلسله پاسخ‌های عالم جلیل‌القدر عطا بن خلیل ابوالرشته، امیر حزب‌التحریر، به سؤالات کاربران صفحه فیس‌بوک ایشان (بخش فقهی)

پاسخ به سؤال حکم شرعی در مورد: پیوند اعضا، تشریح، اختلاط به: Lotfi Fékih

سؤال: سؤالاتی از امیر حزب‌التحریر، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

س۱: در کتابچه (حکم شرع در مورد شبیه‌سازی – پیوند اعضا...) تألیف شیخ عبدالقدیم زلوم (رحمه الله)، حزب‌التحریر پیوند اعضا از مرده به زنده را حرام می‌داند، صرف‌نظر از اینکه این اعضا مانند قلب باعث نجات انسان از مرگ حتمی شوند یا مانند قرنیه مرضی را درمان کنند. همچنین از این کتابچه و جزوه فقهی چنین فهمیده می‌شود که تشریح نیز حرام است. تا جایی که من می‌دانم اسلام درمان را حتی با محرمات تشویق می‌کند، مانند الکل موجود در برخی داروها.

س۲: تحریم تشریح، دانشجویان دانشکده‌های پزشکی را از یادگیری و شناخت بدن انسان محروم می‌کند؛ پس آن‌ها چگونه کار خود را آغاز کرده و عمل‌های جراحی انجام دهند در حالی که نسبت به بدن انسان جاهل هستند؟ همچنین تحریم تشریح، پزشک قانونی را از شناخت جزئیات جنایت محروم می‌کند و بدین ترتیب او نمی‌تواند اطلاعاتی را که ممکن است به پولیس در فهم ابعاد جنایت و حل آن کمک کند، ارائه دهد.

می‌خواهم تمامی احکام شرعی مربوط به اختلاط را دریافت کنم. با تشکر فراوان.

لطفی الفقیه، داروساز از تونس الصیدﻟﻲ لطفی الفقيه Pharmacien Lotfi Fékih تونس، ۲۰۱۸/۱۱/۱۱م

پاسخ: وعلیکم السلام و رحمة الله و برکاته،

پیش از پاسخ به سؤالات شما، به‌ویژه سؤال اول و دوم، مایلم خاطرنشان کنم که احکام شرعی از ادله‌شان گرفته می‌شوند. کار مجتهد هنگام استنباط احکام، بازجویی از نصوص شرعی برای شناخت حکم شرع است، نه استخراج حکمی که مجتهد آن را مناسب می‌بیند یا به آن احساس نیاز می‌کند. هدف از اجتهاد، به‌کارگیری تمام توان برای شناخت حکم شرع است، نه حکم عقل. لذا هنگام استنباط احکام شرعی، صحیح نیست که به ضرورت‌ها توجه شود و به دنبال حکمی گشت که با نیازهای مردم یا تمایلاتشان سازگار باشد؛ زیرا این کار حکمِ مستنبط و حکم عقل خواهد بود نه حکم شرع... با اینکه در اجتهاد، جستجو باید برای حکم شرع باشد. اگر ادله شرعی بر حکم معینی در یک موضوع دلالت کرد، همان حکم معتمد است و نیازهای مردم باید بر اساس آن حکم شرعی تنظیم شود، نه برعکس. یعنی جایز نیست حکم شرعی را برای موافقت با نیازهای مردم یا آنچه آن‌ها نیاز تصور می‌کنند تغییر داد، بلکه باید نیازهای مردم را متناسب با حکم شرع گرداند؛ زیرا حکم الله سبحانه همان حقی است که پیروی از آن واجب است.

اکنون به پاسخ سه سؤال شما می‌پردازیم:

اول: در مورد پیوند اعضا، واضح است که شما ادله دال بر حرمت پیوند اعضا از شخصی که معصوم‌الدم بوده و فوت کرده است به شخص زنده را (طبق آنچه در کتابچه شبیه‌سازی تبیین شده) مطالعه کرده‌اید. در آن کتابچه برای حرمت پیوند اعضا از مرده به زنده به دو امر استدلال شده است:

۱- هیچ‌کس مالک جسد میت پس از مرگش نیست؛ نه خودِ میت پس از مرگ بر بدن خود سلطه‌ای دارد و نه ورثه او. این همان چیزی است که ادله شرعی بر آن دلالت دارند... بنابراین، نه میت و نه ورثه حق ندارند عضوی از بدن میت را اهدا کنند، زیرا در ملکیت آن‌ها نیست و سلطه‌ای بر آن ندارند.

۲- تجاوز به میت و آزار رساندن به او و همچنین "مثله کردن" (تکه تکه کردن بدن) او جایز نیست، به شرح زیر:

الف- در مورد حرمت تجاوز و آزار، احادیثی وارد شده که «به وضوح دلالت دارند که میت همان حرمت زنده را دارد. تجاوز به حرمت میت و آزار او، مانند تجاوز به حرمت زنده و آزار اوست. همان‌گونه که شق کردن شکم فرد زنده، یا بریدن گردن، یا درآوردن چشم، یا شکستن استخوان او جایز نیست، در مورد مرده نیز این کارها جایز نمی‌باشد. و همان‌گونه که آزار زنده با دشنام، ضرب یا جرح حرام است، آزار میت نیز با سبّ، ضرب یا جرح حرام می‌باشد...» از جمله این احادیث:

  • از عایشه ام‌المؤمنین (رضی الله عنها) روایت شده که رسول‌الله ﷺ فرمودند: كَسْرُ عَظْمِ الْمَيِّتِ كَكَسْرِهِ حَيّاً

«شکستن استخوان مرده، مانند شکستن آن در حال زنده بودن است.» (رواه احمد، ابوداود و ابن‌حبان)

  • احمد از طریق عمرو بن حزم انصاری روایت کرده که گفت: رسول‌الله ﷺ مرا دیدند که بر قبری تکیه داده‌ام، پس فرمودند: لَا تُؤْذِ صَاحِبَ الْقَبْرِ

«صاحب قبر را آزار مده.»

  • مسلم و احمد از طریق ابوهریره روایت کرده‌اند که رسول‌الله ﷺ فرمودند: لَأَنْ يَجْلِسَ أَحَدُكُمْ عَلَى جَمْرَةٍ مُتَحَرِّقَةٍ خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ يَجْلِسَ عَلَى قَبْرٍ

«اگر یکی از شما بر روی تکه زغال سوزانی بنشیند تا لباسش را بسوزاند و به پوستش برسد، برایش بهتر از آن است که بر روی قبری بنشیند.»

ب- در مورد مثله کردن میت، «درآوردن چشم میت، یا شق کردن شکمش برای برداشتن قلب، کلیه، کبد یا ریه‌هایش به منظور پیوند به شخصی دیگر، مثله کردن میت محسوب می‌شود و اسلام از "مثله" نهی کرده است»:

  • بخاری از عبدالله بن زید انصاری روایت کرده که گفت: نَهَى رَسُولُ اللهِ ﷺ عَنِ النُّهْبَى وَالْمُثْلَة

«رسول‌الله ﷺ از غارتگری و مثله کردن نهی فرمودند.»

  • احمد، ابن ماجه و نسائی از صفوان بن عسال روایت کرده‌اند که گفت: رسول‌الله ﷺ ما را به سریه‌ای فرستادند و فرمودند: سِيرُوا بِاسْمِ اللهِ، وَفِي سَبِيلِ اللهِ، قَاتِلُوا مَنْ كَفَرَ بِاللهِ، وَلَا تُمَثِّلُوا وَلَا تَغْدُرُوا وَلَا تَقْتُلُوا وَلِيداً

«به نام الله و در راه الله حرکت کنید، با کسانی که به الله کفر ورزیده‌اند بجنگند، و مثله نکنید و پیمان‌شکنی ننمایید و هیچ کودکی را نکشید.»

بنا بر ادله فوق، کاملاً روشن است که انتقال عضو از شخصی که معصوم‌الدم بوده و فوت کرده است به یک فرد زنده، شرعاً حرام است. و گفته نمی‌شود که شرع درمان با محرمات (مانند الکل در داروها) را جایز دانسته پس پیوند عضو نیز جایز است؛ زیرا درمانی که شرع اجازه داده، درمان با محرمات و نجاسات "بدون تجاوز یا آسیب به دیگران" است. ابن ماجه از طریق طارق بن سوید حضرمی روایت کرده که گفت: «به رسول‌الله ﷺ عرض کردم: در سرزمین ما انگورهایی هست که آن را می‌فشاریم و از آن می‌نوشیم. فرمودند: خیر. دوباره پرسیدم: ما با آن مریضان را درمان می‌کنیم. فرمودند: آن شفا نیست بلکه درد است.» این نهی از استعمال نجس یا حرام (شراب) به عنوان دواست. اما رسول‌الله ﷺ درمان با نجس (ادرار شتر) را اجازه دادند؛ بخاری از طریق انس (رض) روایت کرده که: أَنَّ نَاسًا مِنْ عُرَيْنَةَ اجْتَوَوْا الْمَدِينَةَ فَرَخَّصَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ أَنْ يَأْتُوا إِبِلَ الصَّدَقَةِ فَيَشْرَبُوا مِنْ أَلْبَانِهَا وَأَبْوَالِهَا...

«گروهی از قبیله عرینه به مدینه آمدند و آب و هوای آنجا به آن‌ها نساخت و بیمار شدند، پس رسول‌الله ﷺ به آن‌ها اجازه دادند که به سراغ شترهای صدقه بروند و از شیر و ادرار آن‌ها بنوشند...»

در اینجا پیامبر ﷺ اجازه دادند با ادرار شتر که نجس است درمان کنند. همچنین پیامبر ﷺ درمان با حرام (پوشیدن ابریشم) را جایز شمردند؛ ترمذی و احمد از انس روایت کرده‌اند که: «عبدالرحمن بن عوف و زبیر بن عوام در یکی از جنگ‌ها از شپش به پیامبر ﷺ شکایت کردند، پس ایشان به آن دو اجازه دادند که پیراهن ابریشمی بپوشند.» این دو حدیث قرینه‌ای هستند بر اینکه نهی در حدیث ابن ماجه "جزمی" نبوده است، یعنی درمان با نجس و حرام مکروه است.

این ادله نشان می‌دهند که شرع درمان با نجس و حرام را همراه با کراهت جایز دانسته است، اما درمان با نجس (ادرار شتر) یا حرام (پوشیدن ابریشم) با درمانی که مستلزم تجاوز به دیگران باشد تفاوت دارد؛ این مورد دوم به دلیل تفاوت در واقعیتش، مشمول استثنای درمان با محرمات نمی‌شود. برای مثال، آیا شرعاً جایز است که به یک فرد زنده تجاوز کرده و کلیه‌اش را به زور برای درمان بیماری دیگر برداریم؟ پاسخ قطعاً این است که این کار حرام است چون تجاوز به دیگران محسوب می‌شود. لذا حرامی که استعمال آن برای درمان جایز است، شامل حرامی که در آن تجاوز به دیگران باشد نمی‌شود. بنابراین، درمان از طریق تجاوز به جسد میت و پیوند اعضای او به فرد زنده جایز نیست، زیرا این کار به دلیل تجاوز به بدن میت حرام است و ادله استثنای درمان با محرمات بر آن منطبق نمی‌شود.

دوم: در مورد سؤال شما درباره تشریح و اینکه قول به حرمت آن مانع یادگیری دانشجویان می‌شود؛ برادر عزیز، ادله شرعی بر حرمت تجاوز به بدن میت متفق‌القول هستند. مادامی که چنین است، تشریح جسد میت شرعاً حرام است زیرا تجاوز به میت محسوب می‌شود، فارغ از هرگونه ملاحظه دیگر. برای روشن‌تر شدن موضوع از شما می‌پرسم: آیا به بهانه نیاز دانشجویان به یادگیری طب، جایز است به بدن یک انسان زنده تجاوز کرد و او را بدون اینکه به قتل برسد، به زور تشریح کرد تا اعضای داخلی‌اش را ببینند؟ قطعاً پاسخ شما منفی است. پس چگونه است که در مورد انسان مرده چنین تصوری می‌کنید در حالی که پیامبر ﷺ می‌فرمایند: «شکستن استخوان مرده مانند شکستن آن در حال حیات است»؟ حکم شرعی سزاوارتر است که پیروی شود و عدول از آن با هیچ بهانه‌ای جایز نیست.

اما در مورد یادگیری دانشجویان، وسایل مباح بسیارند. مسلمانان باید وسایل مدرنی را توسعه دهند که دانشجویان را قادر سازد بدون نیاز به تشریح، بدن انسان را بهتر بشناسند؛ مانند توسعه نرم‌افزارهای کامپیوتری سه بعدی یا وسایل تصویربرداری پیشرفته. مضاف بر اینکه برخی دانشجویان طب می‌گویند از درس تشریح سود چندانی نبرده‌اند زیرا اجساد در موادی نگه داشته می‌شوند که بافت عضلات و رگ‌ها را تغییر داده و با حالت بدن زنده تفاوت زیادی دارد.

در مورد کشف حقیقت جنایت نیز، پناه بردن به آنچه الله حرام کرده (تشریح) صحیح نیست، همان‌گونه که شرعاً شکنجه متهم برای کشف حقیقت جایز نیست. راه حل در جستجوی وسایل و اسلوب‌های مباح برای تحقیق است، نه در مخالفت با امر شرع و تجاوز به بدن میت که اکرام آن در دفن کردنش است.

سوم: در مورد سؤال شما درباره اختلاط، سؤال شما کلی است. بهتر بود سؤال مشخصی می‌پرسیدید. با این حال، برخی پاسخ‌های قبلی‌مان را در این باره ذکر می‌کنم:

  • پاسخ به سؤالی در ۲۰۱۰/۰۲/۲۸م: «حیات عامه به معنای حضور مردان و زنان در مکان‌های عمومی است که ورود به آن‌ها نیاز به اجازه ندارد و احکام شرعی خاصی بر آن حاکم است. حیات خاصه در مکان‌هایی است که ورود به آن‌ها نیاز به اجازه دارد مانند خانه‌ها. در حیات خاصه (خانه‌ها) موضوع روشن است؛ زنان در آنجا با محارم خود زندگی می‌کنند نه با بیگانگان، مگر در مواردی که نص وارد شده باشد مانند صله رحم (مثلاً رفتن پسرعمو به خانه عمو برای تبریک عید به دخترعمویش، بدون خلوت و با پوشش کامل). در حیات عامه، اگر ضرورتی باشد که شرع آن را تأیید کند، اجتماع مردان و زنان بر وجه شرعی جایز است: ۱- وجوب جداسازی صفوف (فصل صفوف) مردان و زنان در صورتی که هدف از حضور یکسان باشد؛ مانند نماز، درس علمی یا سخنرانی دعوت. ۲- عدم وجوب جداسازی صفوف در صورتی که اهداف افراد متفاوت باشد؛ مانند بازار، خیابان یا پارک. این خود دو نوع است: الف- اهدافی که جز با اختلاط (گفتگو و مجاورت) انجام نمی‌شود، مانند خرید و فروش در بازار؛ این نوع اختلاط جایز است. ب- اهدافی که بدون اختلاط انجام می‌شود، مانند سوار شدن به بس، پارک یا راه رفتن در خیابان؛ در این موارد حضور همزمان جایز است اما "خلطه" (گفتگو و نشست‌وبرخاست) نباید صورت گیرد.»

  • پاسخ به سؤالی در ۲۰۱۱/۰۲/۰۶م: «...حضور تیم‌های پرستاری زن در ارتش برای مداوای مجروحان جنگی جایز است زیرا پیامبر ﷺ حضور زنان در معرکه برای پرستاری را اجازه دادند. اختلاط، اجتماع مردان و زنان بیگانه بدون حاجتی است که شرع آن را معتبر بداند. صله رحم تنها برای محارم نیست بلکه برای خویشاوندان غیرمحرم مانند دخترعمو نیز جایز است؛ آن‌ها می‌توانند در مناسبت‌ها با هم بنشینند اما صرفاً برای صله رحم یعنی پرس‌وجو از احوال و سلامتی، عیادت مریض و انجام حوائج، نه اینکه بنشینند و بازی کنند (مثلاً ورق‌بازی) یا با هم به تفریح و گشت‌وگذار بروند که این جایز نیست. هنگام غذا خوردن نیز می‌توانند با هم بنشینند اما وقتی غذا تمام شد، باید مردان و زنان در اتاق‌های جداگانه باشند: فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيث "و هنگامی که غذا خوردید پراکنده شوید، و به سرگرمی و گفتگو نپردازید." البته زنان باید پوشش کامل داشته باشند و محرم یا همسرشان حضور داشته باشد.»

  • پاسخ به سؤالی در ۲۰۱۶/۰۶/۰۶م: «اختلاط یعنی اجتماع مردان و زنان بیگانه که اگر بدون نیاز شرعی باشد حرام است... ادله‌ای وجود دارد که اجتماع را برای نیازهایی در حیات خاصه (صله رحم، اطعام، عیادت مریض) و در حیات عامه (مداوای مجروحان در جنگ، بازار، نماز در مساجد، مجالس علم و حج) مجاز شمرده است. همه این‌ها طبق احکام شرعی است؛ برخی با فصل صفوف (مانند مساجد و سخنرانی‌ها) و برخی بدون آن (مانند بازار و حج).»

امیدوارم این پاسخ‌ها برای سؤالات سه‌گانه شما کافی باشد.

برادر شما عطا بن خلیل ابوالرشته ۲۳ ربیع‌الآخر ۱۴۴۰ هـ برابر با ۲۰۱۸/۱۲/۳۰ م

لینک پاسخ از صفحه فیس‌بوک امیر (حفظه الله): فیس‌بوک

لینک پاسخ از وب‌سایت امیر (حفظه الله): وب

Share Article

Share this article with your network