(سلسله پاسخهای عالم جلیلقدر، عطاء بن خلیل ابورشته، امیر حزبالتحریر، به سؤالات کاربران صفحه فیسبوک «فقهی»)
پاسخ به یک پرسش
اجماع بر اینکه نهی مقتضی بطلان عقد است
خطاب به حمدی الحسینی
پرسش:
عالم بزرگوار، عطاء بن خلیل ابورشته (حفظه الله)، السلام علیکم و رحمة الله:
در کتاب الشخصیة الاسلامیة (جلد ۳، ص ۲۳۲) چنین آمده است: «همچنین صحابه (رضوان الله علیهم) برای اثبات فساد و بطلان عقود به "نهی" استدلال کردهاند؛ از جمله استدلال ابن عمر به آیه (و لا تنکحوا المشرکات) برای اثبات فساد نکاح با زنان مشرک است، در حالی که هیچکس بر او اعتراض نکرد و این امر به صورت اجماع درآمد.» سؤال من این است -بارک الله فیکم- که چگونه این مسئله اجماع محسوب میشود در حالی که دلیل آن (یعنی آیه) مشخص و مکشوف است؟
والسلام علیکم و رحمة الله.
پاسخ:
وعلیکم السلام و رحمة الله و برکاته،
برای اینکه پاسخ سؤال شما روشن شود، عین متنی را که درباره آن پرسیدهاید و در ذیل عنوان «نهی از تصرفات و عقود» قرار دارد، نقل میکنم:
«نهی از تصرفات و عقودی که احکامشان بر آنها مترتب میشود (مانند بیع، نکاح و امثال آنها)، یا به خودِ عقد برمیگردد و یا به امری خارج از آن. اگر نهی به امری غیر از خودِ تصرف و عقد برگردد (مانند نهی از خرید و فروش در زمان ندای نماز جمعه)، این نهی تأثیری بر عقد و تصرف ندارد و موجب بطلان یا فساد آن نمیشود. اما اگر نهی به خودِ تصرف یا خودِ عقد برگردد، بدون شک بر عقد و تصرف تأثیر گذاشته و آن را باطل یا فاسد میسازد. دلیل بر اینکه نهی بر تصرفات تأثیر گذاشته و آنها را باطل یا فاسد میکند، این سخن پیامبر ﷺ است:
مَنْ عَمِلَ عَمَلاً لَيْسَ عَلَيْهِ أَمْرُنَا فَهُوَ رَدٌّ
«هر کس کاری انجام دهد که مطابق دستور ما نباشد، آن کار مردود است.» (به روایت مسلم)
منظور از "رد"، ناصحیح و غیرمقبول بودن است. تردیدی نیست که آنچه مورد نهی قرار گرفته، مأموربه (دستور داده شده) نیست و جزئی از دین محسوب نمیشود؛ پس مردود است و معنای مردود بودن چیزی جز بطلان و فساد نیست. همچنین صحابه (رضوان الله علیهم) برای اثبات فساد و بطلان عقود به "نهی" استدلال کردهاند؛ از جمله استدلال ابن عمر بر فساد عقد نکاح با زنان مشرک (یعنی بطلان آن) به آیه زیر است:
وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ
«و با زنان مشرک ازدواج نکنید.» (سوره بقره: ۲۲۱)
و چون هیچکس بر او اعتراض نکرد، این مطلب به صورت اجماع درآمد. از دیگر موارد، استدلال صحابه بر فساد عقود ربا (یعنی بطلان آنها) به آیه زیر است:
وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا
«و آنچه را از ربا باقی مانده است، رها کنید.» (سوره بقره: ۲۷۸)
و همچنین به این سخن پیامبر ﷺ:
لاَ تَبِيعُوا الذَّهَبَ بِالذَّهَبِ وَلاَ الْوَرِقَ بِالْوَرِقِ
«طلا را به طلا و نقره را به نقره نفروشید.» (به روایت مسلم)
همه اینها دلیلی است بر اینکه نهی بر تصرفات تأثیر میگذارد و آنها را باطل یا فاسد میکند. البته این در صورتی است که نهی افاده تحریم کند، به این معنا که طلب جازم برای ترک فعل باشد. اما اگر نهی افاده تحریم نکند (مثلاً افاده کراهت کند)، بر تصرفات و عقود تأثیری نمیگذارد؛ زیرا تأثیرگذاری از ناحیه تحریم ناشی میشود. پس تحریمِ یک تصرف و عقد است که آن را باطل یا فاسد میکند.» (پایان نقل قول).
با تأمل در این متن روشن میشود که مقصود از اجماع در این سیاق، اجماع صحابه (رضوان الله علیهم) بر این مطلب است که نهیِ وارد شده در آیه: (وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ)، مقتضی فساد و بطلان این عقد نکاح است. ابن عمر (رضی الله عنه) با این آیه بر بطلان عقد نکاح با زنان مشرک استدلال کرد و هیچیک از صحابه بر او اعتراض نکردند. این نشاندهنده آن است که صحابه معتقد بودند نهیِ متعلق به عقود و تصرفات در نصوص شرعی (همانطور که در آیه مذکور آمده)، به معنای فساد آن عقد یا تصرف است.
این مطلبی فراتر از دلالت مستقیم آیه است؛ زیرا آیه مستقیماً بر "نهی از ازدواج با زنان مشرک" دلالت دارد، اما صحابه علاوه بر آن، بر این امر اجماع کردند که این "نهی" دلالت بر "فساد و بطلان عقد" دارد. پس موضع اجماع همین است؛ یعنی امری که آیه به تنهایی آن را آشکار نمیکند (چون ممکن بود نهی باشد ولی عقد باطل نشود و فقط گناه صورت گیرد)، بلکه اجماع آن را تبیین مینماید.
برای اینکه تصویر برای شما روشنتر شود، دو مسئله را مطرح میکنم:
اول: مردی از شما میپرسد: آیا جایز است با یک زن مشرک ازدواج کند؟ شما پاسخ میدهید: خیر جایز نیست. او میپرسد دلیل چیست؟ شما آیه (وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ) را میخوانید.
دوم: مردی از شما میپرسد که با یک زن مشرک ازدواج کرده است؛ آیا میتواند به زندگی با او ادامه دهد یا چه باید بکند؟ در اینجا ذکر آیه به تنهایی کافی نیست. اگر به او بگویید خداوند میفرماید: (وَلَا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ)، او خواهد گفت که در آینده این کار را نمیکنم، اما سؤال من درباره عقدی است که هماکنون دارم... در اینجا پاسخ کامل نمیشود مگر اینکه به او بگویید اجماع بر این منعقد شده که نهی در این آیه کریمه به معنای "بطلان عقد" است. یعنی به او پاسخ میدهید که باید به این ازدواج پایان دهد چون عقد او باطل است، چرا که نهی در آیه طبق اجماع، مقتضی بطلان عقد است.
شما در اینجا مشاهده میکنید که پاسخ کامل نمیشود مگر با ذکر آیه و بیان اینکه در آیه نهی وجود دارد، و سپس افزودن این مطلب که معنای این نهی به موجب اجماع، بطلان عقد است. اگر اجماع بر اینکه "نهی مفید بطلان عقد است" وجود نداشت، شما در پاسخ دادن به او درباره ازدواج قبلیاش سرگردان میماندید.
امیدوارم مسئله برای شما روشن شده باشد.
برادرتان عطاء بن خلیل ابورشته
لینک پاسخ در صفحه فیسبوک امیر: https://www.facebook.com/AmeerhtAtabinKhalil/photos/a.122855544578192.1073741828.122848424578904/458238154373261/?type=3&theater
لینک پاسخ در صفحه گوگل پلاس امیر: https://plus.google.com/u/0/b/100431756357007517653/100431756357007517653/posts/in3WKB6wFE8
لینک پاسخ در صفحه توییتر امیر: https://twitter.com/ataabualrashtah/status/713779826323243008
لینک پاسخ در وبسایت امیر: http://archive.hizb-ut-tahrir.info/arabic/index.php/HTAmeer/QAsingle/3695/