Home About Articles Ask the Sheikh
پرسش و پاسخ

پاسخ به پرسش: اجماع، حدیثی است که صحابه آن را روایت نکرده‌اند

July 30, 2020
4067

سلسله پاسخ‌های عالم جلیل‌قدر، عطاء بن خلیل ابورشته، امیر حزب‌التحریر به پرسش‌های کاربران صفحه فیس‌بوک ایشان «بخش فقهی»

پاسخ به پرسش

اجماع، حدیثی است که صحابه آن را روایت نکرده‌اند خطاب به ابو حمزه الشرباتی

پرسش:

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته، شیخ بزرگوار ما، خداوند به دست شما [راه‌ها را] بگشاید، طاعات شما را قبول فرماید و در پیروزی و نصرت و تمکین ما تعجیل نماید.

سؤالی در مورد استدلال به اجماع صحابه در حضور دلایلی از قرآن و سنت دارم. در کتاب الشخصیة الإسلامیة جلد سوم آمده است که اجماع معتبر صحابه، همانا اتفاق‌نظر بر حکمی از احکام است که آن را حکم شرعی بدانند؛ پس این اجماع فاش می‌کند (پرده برمی‌دارد) که برای این حکم دلیلی شرعی وجود دارد و آن‌ها حکم را روایت کرده‌اند اما خودِ دلیل را روایت نکرده‌اند. از آنجایی که اجماع از دلیلی پرده برمی‌دارد که روایت نشده، چرا ما با وجود دلیلی از کتاب و سنت، به آن استدلال می‌کنیم؟ به عنوان مثال، در کتاب الأموال آمده است که زکات گوسفند به موجب سنت و اجماع صحابه واجب است. همچنین در کتاب النظام الاجتماعی در مورد طلاق آمده که اصل در مشروعیت آن، کتاب، سنت و اجماع صحابه است. پس چرا با وجود دلیلی از کتاب یا سنت، به اجماع صحابه (رضوان الله علیهم) استدلال می‌کنیم؟ خداوند به شما پاداش خیر دهد و بابت طولانی شدن سؤال پوزش می‌طلبم.

پاسخ:

وعلیکم السلام و رحمة الله و برکاته؛ خداوند به شما بابت دعای خیرتان برکت دهد. پاسخ به شرح زیر است:

۱- تعریف اجماع: در کتاب الشخصیة الإسلامیة جلد سوم چنین آمده است:

«... و اما اجماع در اصطلاح اصولیون، عبارت است از اتفاق‌نظر بر حکم واقعه‌ای از وقایع که آن یک حکم شرعی است... پس اجماع معتبر صحابه همانا اتفاق‌نظر بر حکمی از احکام است که آن را حکم شرعی بدانند؛ لذا این اجماع کشف می‌کند که برای این حکم دلیلی شرعی وجود داشته است و آن‌ها حکم را روایت کرده‌اند اما خودِ دلیل را روایت نکرده‌اند.»

۲- به این معنا که صحابه چیزی را از رسول الله ﷺ آموختند و به جای اینکه سنت رسول الله ﷺ را با روایت کردن از ایشان به ما منتقل کنند، آن را از طریق اجماع خود منتقل کردند؛ یعنی اجماع آن‌ها جایگزین نقل سنت شد... از اینجا این سخن پدید آمد که اجماع صحابه (رضوان الله علیهم) از یک دلیل پرده برمی‌دارد (کاشف است)؛ یعنی از سنتی از رسول الله ﷺ پرده برمی‌دارد که متن آن به صورت روایت به ما نرسیده است، اما اجماع صحابه بر حکم آن به ما منتقل شده است... بنابراین، اجماع جایگزین دلیلی از سنت می‌شود که روایت نشده است.

۳- به این ترتیب، همان‌گونه که ما به یک آیه و یک حدیث، یا دو حدیث با هم استدلال می‌کنیم، به همان صورت به یک آیه همراه با اجماع، یا یک حدیث همراه با اجماع نیز استدلال می‌کنیم؛ زیرا اجماع در واقع حدیثی است که صحابه آن را روایت نکرده‌اند، بلکه چنان‌که در بالا تبیین کردیم، حکم را منتقل نموده‌اند. پس اجماع همان حدیثِ روایت‌نشده است.

۴- در اینجا نکته‌ای هست که شایسته است به آن توجه شود: نقل اجماع صحابه بر حکمی از احکام در کنار سایر دلایل کتاب و سنت، آن حکم را تقویت و تأکید می‌کند. دلیل این امر آن است که حکمی که با اجماع صحابه ثابت شده باشد، جایز نیست نسخ شود؛ زیرا اجماع پس از رحلت رسول الله ﷺ حاصل شده است و نسخ آن نیز نیازمند دلیل است. از آنجا که اجماع پس از وفات رسول الله ﷺ و در نتیجه قطع شدن وحی صورت گرفته، پس هیچ دلیلی وجود ندارد که اجماع را نسخ کند... به همین دلیل می‌گوییم وجود اجماع بر یک حکم مشخص، آن را تأکید و تقویت می‌کند، زیرا احتمال نسخ در آن راه ندارد.

۵- خلاصه آنکه استدلال به یک حدیث همراه با اجماع، مانند استدلال به یک حدیث همراه با حدیثی دیگر است؛ و استدلال به بیش از یک دلیل، به‌ویژه اجماع، حکم را تقویت و مؤکد می‌سازد.

امیدوارم این پاسخ کافی باشد. والله أعلم وأحکم.

برادر شما، عطاء بن خلیل ابورشته

۰۸ ذوالحجه ۱۴۴۱ هـ مطابق با ۲۰۲۰/۰۷/۲۹ م

لینک پاسخ در صفحه فیس‌بوک امیر (حفظه الله): فیس‌بوک

لینک پاسخ در سایت امیر (حفظه الله): سایت

Share Article

Share this article with your network