Home About Articles Ask the Sheikh
پرسش و پاسخ

پاسخ به پرسش: ربا، رباست؛ خواه در دارالاسلام باشد و خواه در دارالکفر

August 18, 2021
3332

سلسله پاسخ‌های دانشمند گرانقدر، عطاء بن خلیل ابوالرشته، امیر حزب‌التحریر به پرسش‌های کاربران صفحۀ فیس‌بوک ایشان (بخش فقهی)

جواب سؤال

خطاب به محمد ابو خضیر

پرسش: السلام علیکم، آیا می‌توانید در مورد دیدگاه ابوحنیفه، سفیان ثوری و دیگران که معتقدند در دارالکفر ربا وجود ندارد، توضیح دهید؟ آن‌ها به حدیث (لا ربا فی دار الکفر) استناد کرده و همچنین به معامله ربوی عباس در دارالکفر و نیز شرط‌بندی ابوبکر با مشرکان در مکه که با مشارکت پیامبر ﷺ انجام شد، استدلال می‌کنند. آیا تقلید از این آراء جایز است؟ به‌ویژه برای کسی که دنیا بر او تنگ شده است. امیدوارم این پرسش را به امیر برسانید و پاسخ را به صورت خصوصی برای من ارسال کنید، با تشکر.

پاسخ: اولاً: ربا در تمام حالات حرام است، خواه در دارالاسلام باشد و خواه در دارالکفر؛ چرا که ادله تحریم آن به صورت عام و بدون تخصیص، و به صورت مطلق و بدون تقید در نصوص شرعی کتاب الله سبحانه و سنت رسول الله ﷺ وارد شده است:

  • خداوند متعال می‌فرماید:

الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ * يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ

"کسانی که ربا می‌خورند، (در قیامت) برنمی‌خیزند مگر مانند کسی که بر اثر تماس شیطان، دیوانه شده است؛ این به خاطر آن است که گفتند: بیع هم مانند رباست. در حالی که خدا بیع را حلال و ربا را حرام کرده است. پس هر کس اندرز پروردگارش به او رسد و (از رباخواری) خودداری کند، سودهایی که در گذشته به دست آورده، مال اوست و کار او به خدا واگذار می‌شود؛ اما کسانی که بازگردند، اهل آتشند و همیشه در آن خواهند ماند. خداوند ربا را نابود می‌کند و صدقات را افزونی می‌دهد؛ و خداوند هیچ ناسپاس گنهکاری را دوست نمی‌دارد." (سوره بقره: ۲۷۵-۲۷۶)

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِیَ مِنَ الرِّبَا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ * فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِكُمْ لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تَظْلَمُونَ

"ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا بترسید و آنچه را از ربا باقی مانده است واگذارید، اگر مؤمن هستید. پس اگر چنین نکردید، بدانید به جنگ با خدا و رسولش برخاسته‌اید؛ و اگر توبه کنید، سرمایه‌های شما از آنِ خودتان است؛ نه ستم می‌کنید و نه بر شما ستم می‌شود." (سوره بقره: ۲۷۸-۲۷۹)

  • رسول الله ﷺ در حدیثی که مسلم از عباده بن صامت روایت کرده، می‌فرماید:

الذَّهَبُ بِالذَّهَبِ وَالْفِضَّةُ بِالْفِضَّةِ وَالْبُرُّ بِالْبُرِّ وَالشَّعِيرُ بِالشَّعِيرِ وَالتَّمْرُ بِالتَّمْرِ وَالْمِلْحُ بِالْمِلْحِ مِثْلاً بِمِثْلٍ سَوَاءً بِسَوَاءٍ يَداً بِيَدٍ فَإِذَا اخْتَلَفَتْ هَذِهِ الْأَصْنَافُ فَبِيعُوا كَيْفَ شِئْتُمْ إِذَا كَانَ يَداً بِيَدٍ

"طلا به طلا، نقره به نقره، گندم به گندم، جو به جو، خرما به خرما و نمک به نمک، مثل به مثل و مساوی، و دست به دست (نقد)؛ پس هرگاه این صنف‌ها متفاوت شدند، هرگونه که خواستید بفروشید، به شرطی که دست به دست (نقد) باشد."

همچنین مسلم از ابوسعید خدری روایت کرده که رسول الله ﷺ فرمودند:

الذَّهَبُ بِالذَّهَبِ وَالْفِضَّةُ بِالْفِضَّةِ وَالْبُرُّ بِالْبُرِّ وَالشَّعِيرُ بِالشَّعِيرِ وَالتَّمْرُ بِالتَّمْرِ وَالْمِلْحُ بِالْمِلْحِ مِثْلاً بِمِثْلٍ يَداً بِيَدٍ فَمَنْ زَادَ أَوْ اسْتَزَادَ فَقَدْ أَرْبَى الْآخِذُ وَالْمُعْطِي فِيهِ سَوَاءٌ

"طلا به طلا، نقره به نقره، گندم به گندم، جو به جو، خرما به خرما و نمک به نمک، مثل به مثل و دست به دست (نقد)؛ پس هر کس زیاده بدهد یا زیاده بگیرد، مرتکب ربا شده است و گیرنده و دهنده در آن یکسان هستند."

  • ابوداوود در سنن خود از عباده بن صامت روایت کرده که رسول الله ﷺ فرمودند:

الذَّهَبُ بِالذَّهَبِ تِبْرُهَا وَعَيْنُهَا وَالْفِضَّةُ بِالْفِضَّةِ تِبْرُهَا وَعَيْنُهَا وَالْبُرُّ بِالْبُرِّ مُدْيٌ بِمُدْيٍ وَالشَّعِيرُ بِالشَّعِيرِ مُدْيٌ بِمُدْيٍ وَالتَّمْرُ بِالتَّمْرِ مُدْيٌ بِمُدْيٍ وَالْمِلْحُ بِالْمِلْحِ مُدْيٌ بِمُدْيٍ فَمَنْ زَادَ أَوْ ازْدَادَ فَقَدْ أَرْبَى وَلَا بَأْسَ بِبَيْعِ الذَّهَبِ بِالْفِضَّةِ وَالْفِضَّةُ أَكْثَرُهُمَا يَداً بِيَدٍ وَأَمَّا نَسِيئَةً فَلَا وَلَا بَأْسَ بِبَيْعِ الْبُرِّ بِالشَّعِيرِ وَالشَّعِيرُ أَكْثَرُهُمَا يَداً بِيَدٍ وَأَمَّا نَسِيئَةً فَلَا

"طلا به طلا، چه به صورت شمش و چه سکه، و نقره به نقره، چه شمش و چه سکه، و گندم به گندم پیمانه به پیمانه، و جو به جو پیمانه به پیمانه، و خرما به خرما پیمانه به پیمانه، و نمک به نمک پیمانه به پیمانه؛ پس هر کس زیاده بدهد یا زیاده بگیرد مرتکب ربا شده است. و باکی نیست در فروش طلا به نقره در حالی که نقره بیشتر باشد به شرطی که دست به دست (نقد) باشد، اما نسیه جایز نیست؛ و باکی نیست در فروش گندم به جو در حالی که جو بیشتر باشد به شرطی که دست به دست (نقد) باشد، اما نسیه جایز نیست."

  • در کتاب‌های ما در مورد مسئله ربا به اندازه کافی توضیح داده شده است؛ در کتاب النظام الاقتصادی (نظام اقتصادی) صفحات ۲۵۰-۲۵۴ نسخه ورد آمده است: [ربا و صَرْف: ربا عبارت است از گرفتن مالی در برابر مالی از همان جنس با تفاوت در مقدار. صرف عبارت است از مبادله طلا و نقره، از یک جنس و به طور مساوی، یا از دو جنس مختلف، به طور مساوی یا با تفاوت. صرف تنها در بیع (خرید و فروش) صورت می‌گیرد، اما ربا در بیع، قرض یا سَلَم (پیش‌فروش) اتفاق می‌افتد...

ربا در بیع و سلم تنها در شش مورد رخ می‌دهد: خرما، گندم، جو، نمک، طلا و نقره. اما قرض در هر چیزی صورت می‌گیرد؛ پس قرض دادن چیزی به شرط بازگرداندن کمتر یا بیشتر از آن، یا از نوعی دیگر اصلاً جایز نیست، بلکه باید مثل آنچه قرض داده شده در نوع و مقدار بازگردانده شود. تفاوت بین بیع و سلم با قرض در این است که بیع و سلم می‌تواند یک نوع در برابر نوع دیگر یا یک نوع در برابر همان نوع باشد، اما قرض لزوماً باید یک نوع در برابر همان نوع باشد. و اما اینکه ربا فقط در این شش نوع است، به دلیل اجماع صحابه بر آن است و نیز به این دلیل که رسول الله ﷺ می‌فرماید: «الذَّهَبُ بِالذَّهَبِ وَالْفِضَّةُ بِالْفِضَّةِ وَالْبُرُّ بِالْبُرِّ وَالشَّعِيرُ بِالشَّعِيرِ وَالتَّمْرُ بِالتَّمْرِ وَالْمِلْحُ بِالْمِلْحِ مِثْلاً بِمِثْلٍ سَوَاءً بِسَوَاءٍ يَداً بِيَدٍ فَإِذَا اخْتَلَفَتْ هَذِهِ الْأَصْنَافُ فَبِيعُوا كَيْفَ شِئْتُمْ إِذَا كَانَ يَداً بِيَدٍ» (روایت مسلم از عباده بن صامت). پس اجماع و حدیث بر اشیاء معینی که در آن‌ها ربا جاری می‌شود تصریح کرده‌اند، لذا ربا جز در آن‌ها ثابت نمی‌شود. در غیر این شش نوع، دلیلی بر تحریم نیامده است، لذا ربا در غیر آن‌ها وجود ندارد، اما هر آنچه از جنس آن‌ها باشد و وصف آن‌ها بر آن منطبق شود را شامل می‌شود. اما غیر از آن‌ها شامل نمی‌شود. تعلیل تحریم در این اشیاء در نص نیامده است، لذا نمی‌توان برای آن علتی آورد؛ زیرا علت، علت شرعی است نه عقلی، و تا زمانی که علت از نص فهمیده نشود، معتبر نخواهد بود. قیاس علت نیز در اینجا کاربردی ندارد؛ زیرا در قیاس علت شرط است که چیزی که علت دانسته شده، وصفی قابل فهم باشد تا قیاس بر آن صحیح باشد؛ اما اگر وصف قابل فهم نباشد، مثلاً اسم جامد باشد یا وصفی غیرقابل فهم باشد، برای علیت صلاحیت ندارد و نمی‌توان غیر را بر آن قیاس کرد...] پایان نقل از کتاب النظام الاقتصادی... تفصیل این موارد در همان باب آمده و می‌توان به آن رجوع کرد.

تمام این‌ها دلالت بر این دارد که ربا در هر کجا که باشد حرام است و فرقی میان دارالاسلام و دارالحرب نیست؛ زیرا نصوص تحریم ربا عام بوده و تخصیص نخورده‌اند، و مطلق بوده و مقید نشده‌اند. جمهور فقها نیز بر همین باورند.

ثانیاً: اما آنچه از احناف نقل شده که در دارالحرب جایز است، مذهب ابوحنیفه و شاگردش محمد بن الحسن است (در حالی که ابویوسف با آن‌ها مخالفت کرده است)...

اما ادله‌ای که در سؤال خود ذکر کردید و آن‌ها در مورد عباس و ابوبکر به آن استناد می‌کنند، جای تأمل دارد:

۱- موضوع عباس رضی الله عنه: ابوجعفر طحاوی (متوفی ۳۲۱ هـ) در کتاب خود بيان مشكل الآثار ذیل عنوان "باب بیان مشکل آنچه از رسول الله ﷺ روایت شده و محمد بن الحسن به آن استناد کرده در آنچه ابوحنیفه در مورد اباحه ربا بین مسلمانان و مشرکان در دارالحرب می‌گفت" می‌گوید:

[... در این آثار آمده است که ربا در آن روز در دارالاسلام میان اهل اسلام حرام بود؛ سپس دریافتیم که رسول الله ﷺ در خطبه حجة الوداع سخنانی فرمودند که ربیع مرادی از جابر بن عبدالله روایت کرده که رسول الله ﷺ در خطبه روز عرفه در حجة الوداع فرمودند: «وَرِبَا الْجَاهِلِيَّةِ مَوْضُوعٌ وَأَوَّلُ رِباً أَضَعُهُ رِبَا العَبَّاسِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ فَإِنَّهُ مَوْضُوعٌ كُلُّهُ» (و ربای جاهلیت باطل است و اولین ربایی که باطل اعلام می‌کنم ربای عباس بن عبدالمطلب است که همه‌اش باطل است). و می‌افزاید: عمرو بن احوص گفت شنیدم رسول الله ﷺ می‌فرمود: «أَلَا إِنَّ كُلَّ رِباً مِنْ رِبَا الْجَاهِلِيَّةِ مَوْضُوعٌ، لَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِكُمْ لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ» (آگاه باشید که تمام رباها از ربای جاهلیت باطل است، برای شماست سرمایه‌هایتان، نه ستم می‌کنید و نه بر شما ستم می‌شود)... این نشان می‌دهد که ربا در مکه تا زمانی که دارالحرب بود (یعنی تا زمان فتح) برقرار بود، زیرا پایان جاهلیت با فتح مکه بود؛ و سخن پیامبر ﷺ که فرمودند اولین ربایی که باطل می‌کنم ربای عباس است، دلالت دارد که ربای عباس پابرجا بود تا زمانی که پیامبر ﷺ آن را باطل کردند، زیرا ایشان چیزی را باطل می‌کنند که وجود داشته باشد نه چیزی که پیش از ابطال از بین رفته باشد...

پس این نشان می‌دهد که عباس تا زمان فتح مکه ربا داشته است، در حالی که پیش از آن مسلمان شده بود؛ و این دلالت دارد که ربا میان مسلمانان و مشرکان در مکه که دارالحرب بود حلال بوده، در حالی که در آن زمان میان مسلمانان در دارالاسلام حرام بود... همان‌طور که ابوحنیفه و ثوری می‌گویند.] پایان نقل قول.

پاسخ راجح در این مورد:

الف- استدلال به این موضوع که عباس به دلیل دارالحرب بودن مکه با اهل آن معامله ربوی می‌کرد صحیح نیست؛ زیرا مکه از لحظه فتح تبدیل به دارالاسلام شد و فتح مکه بیش از دو سال پیش از صدور این حدیث «وَأَوَّلُ رِباً أَضَعُهُ رِبَا العَبَّاسِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ» رخ داده بود! اگر پیامبر ﷺ این سخن را هنگام فتح مکه می‌فرمودند، وجهی داشت، اما صدور این حدیث دو سال بعد، وجه استدلال را ناصحیح می‌کند.

ب- همچنین اضافه شدن ربا به جاهلیت در حدیث «أَلَا إِنَّ كُلَّ رِباً مِنْ رِبَا الْجَاهِلِيَّةِ مَوْضُوعٌ» می‌تواند به این معنا باشد که این ربا مربوط به پیش از اسلامِ عباس بوده است، زیرا جاهلیت همان دوران پیش از اسلام است. بر این اساس، معنای راجح حدیث این است که عباس پیش از اسلام معامله ربوی داشت و سودهای ربوی نزد وام‌گیرندگان داشت، پس پیامبر ﷺ او را از گرفتن آن‌ها نهی کرد؛ ﴿وَإِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِكُمْ﴾ و خبر داد که این ربا باطل (موضوع) است.

۲- اما استدلال آن‌ها به آنچه گفته‌اند: ("و به این دلیل که ابوبکر صدیق رضی الله عنه با مشرکان قریش پیش از هجرت قمار کرد، آنگاه که خداوند متعال آیه: ﴿الم * غُلِبَتِ الرُّومُ...﴾ را نازل کرد؛ قریش به او گفتند: آیا گمان می‌کنید رومیان پیروز می‌شوند؟! گفت: بله. گفتند: آیا حاضری با ما شرط‌بندی (مخاطره) کنی؟ گفت: بله. پس با آن‌ها شرط بست. پیامبر ﷺ را باخبر کرد و ایشان فرمودند: «اذْهَبْ إِلَيْهِمْ فَزِدْ فِي الْخَطَرِ» (برو نزد آن‌ها و مبلغ شرط را زیاد کن). او چنین کرد و رومیان بر پارس‌ها پیروز شدند و ابوبکر مبلغ شرط را گرفت؛ و پیامبر ﷺ آن را اجازه دادند، در حالی که این همان قمار میان ابوبکر و مشرکان مکه بود و مکه در آن زمان دارالشرک بود...") و "خاطر" یعنی قمار کرد یا از میسر استفاده کرد.

پاسخ به این موضوع از دو جهت است: اول اینکه جمهور علما معتقدند این حکم منسوخ شده است، زیرا این واقعه پیش از نزول تحریم میسر (قمار) بوده است... دوم اینکه برخی از علما معتقدند این نوع رهان (شرط‌بندی) جایز است و منسوخ نشده، زیرا مقصود از آن نصرت اسلام بوده است؛ و این برگزیده شیخ‌الاسلام ابن تیمیه و ابن قیم است. در هر دو صورت، استدلال به آن برای جواز ربا در دارالحرب مرجوح (ضعیف) است.

۳- بر این اساس، نظر ارجح در این مسئله این است که ربا میان مسلمان و مسلمان، و میان مسلمان و کافر، چه در دیار اسلام و چه در دیار کفر یا دارالحرب، حرام است... این دیدگاه اکثر فقها از مالکیه، شافعیه و حنابله است. برای آگاهی بیشتر، برخی از آراء فقها در این باره به شرح زیر است:

الف- ابن قدامه مقدسی رحمه‌الله در کتاب المغنی می‌گوید: ("ربا در دارالحرب حرام است، همان‌گونه که در دارالاسلام حرام است؛ مالک، اوزاعی، ابویوسف، شافعی و اسحاق نیز بر همین قول هستند، به دلیل سخن خداوند متعال: ﴿وَحَرَّمَ الرِّبا﴾ بقره: ۲۷۵، و سخنش: ﴿الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ﴾ بقره: ۲۷۵، و خداوند متعال فرموده: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا﴾ بقره: ۲۷۸. و عموم روایات مقتضی تحریم تفاضل است، و سخن پیامبر ﷺ: «فمَن زادَ أوِ اسْتَزادَ فقَدْ أرْبَى» عام است، و همچنین سایر احادیث؛ و به این دلیل که آنچه در دارالاسلام حرام بود، در دارالحرب نیز حرام است، مانند ربا میان مسلمانان")... و همچنین گفته است: ("کسی که با امان‌نامه به سرزمین دشمن وارد شود، نباید در مالشان به آن‌ها خیانت کند و نباید با آن‌ها معامله ربوی انجام دهد")... و نیز گفته: ("اما تحریم ربا در دارالحرب را در بحث ربا ذکر کردیم؛ با اینکه سخن خداوند سبحان ﴿وَحَرَّمَ الرِّبا﴾ و سایر آیات و اخبار دال بر تحریم ربا، عام هستند و ربا را در هر مکان و زمانی شامل می‌شوند.") پایان سخن ایشان.

ب- نووی رحمه‌الله در المجموع شرح المهذب می‌گوید: ("ربا در دارالحرب همانند دارالاسلام جاری است؛ مالک، احمد و ابویوسف نیز بر همین قول‌اند. دلیل ما عموم ادله تحریم‌کننده رباست؛ زیرا هر آنچه در دارالاسلام حرام بود، در دارالشرک نیز حرام است، مانند سایر فواحش و معاصی؛ و چون عقدی فاسد است، پس آنچه بر آن معامله شده (عوض) حلال نمی‌شود، مانند نکاح (فاسد)").

ج- امام شافعی رحمه‌الله می‌گوید: ("هرگاه گروهی از مسلمانان با امان‌نامه وارد سرزمین جنگی شوند، دشمن از جانب آن‌ها در امان است تا زمانی که آن‌ها را ترک کنند یا مدت امانشان به پایان برسد؛ و آن‌ها حق ستم یا خیانت به دشمن را ندارند.") به نقل از الام (۴/۲۶۳). و همچنین در الام (۴/۲۸۴) می‌گوید: "اگر مردی با امان‌نامه وارد دارالحرب شود... و بر چیزی از اموال آن‌ها دست یابد، برایش حلال نیست که چیزی از آن را بردارد، کم باشد یا زیاد؛ زیرا اگر او از جانب آن‌ها در امان است، آن‌ها نیز از جانب او در امانند. و به این دلیل که از اموال آن‌ها برای او حلال نیست مگر آنچه از اموال مسلمانان و اهل ذمه برایش حلال است؛ زیرا مال به چند جهت مصون است: اول، اسلامِ صاحب آن؛ دوم، مال کسی که ذمه دارد؛ و سوم، مال کسی که تا مدتی امان دارد.") پایان نقل قول.

در پایان، از خداوند سبحان مسئلت دارم که روزیِ پاک و حلالت را وسعت بخشد و زندگی خوشی را نصیبت گرداند که در طاعت خداوند سپری شود، تا در هر دو سرا رستگار شوی و آن است رستگاری بزرگ.

برادرتان عطاء بن خلیل ابوالرشته

۰۸ محرم‌الحرام ۱۴۴۳ هـ مصادف با ۲۰۲۱/۰۸/۱۶ م

لینک پاسخ از صفحه فیس‌بوک امیر (حفظه الله): فیس‌بوک

لینک پاسخ از وب‌سایت امیر (حفظه الله): وب

Share Article

Share this article with your network