** (سلسله پاسخهای عالم بزرگوار عطاء بن خلیل ابوالرشته، امیر حزبالتحریر، به پرسشهای کاربران صفحهی فیسبوک وی «فکری»)**
پاسخ به یک پرسش
تفاوت و اختلاف
خطاب به: Shoakmal Imomnazarov
پرسش:
بسم الله الرحمن الرحیم، السلام علیکم یا شیخ بزرگوار،
در کتاب نظامالاسلام در صفحه ۱۱ چنین آمده است: «زیرا درک او برای تنظیم غرایز و نیازهای عضوی انسان، در معرض تفاوت، اختلاف، تناقض قرار دارد»؛ من چنین فهمیدهام که دو کلمه «تفاوت» و «اختلاف» مترادف هستند، یعنی یک معنا یا معنایی نزدیک به هم دارند. با این حال، فرق میان آنها این است که «تفاوت» تماماً مذموم است و به همین دلیل خداوند متعال آن را از فعل خود نفی کرده و فرموده است:
مَّا تَرَىٰ فِي خَلْقِ الرَّحْمَٰنِ مِن تَفَٰوُتٍ
«در آفرینش [خدای] رحمان هیچگونه تفاوت [و نابسامانی] نمیبینی.» (ملک: ۳)
اما برخی از انواع «اختلاف» مذموم نیست؛ آیا به این گفته خداوند متعال نمینگری که میفرماید:
وَلَهُ اخْتِلَافُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ
«و آمد و شد [و اختلاف] شب و روز از آن اوست.» (مؤمنون: ۸۰)
پس این نوع از اختلاف دلالت بر علم فاعل آن دارد، در حالی که تفاوت دلالت بر جهل فاعل آن میکند. منظورم این است که «تفاوت» در احکام شرعی و مسائل عقیده وجود ندارد، بر خلاف «اختلاف» که در احکام شرع یافت میشود. اما برخی از برادران ما گمان کردهاند که این دو کلمه به دو امر متفاوت اشاره دارند؛ یعنی کلمه اختلاف به معنای وجود دو رأی است که میان آنها تفاوت وجود دارد اما هر دو صحیح هستند و هر دو به هدف منجر میشوند. و کلمه تفاوت نیز به معنای وجود دو رأی است که میان آنها فرق است، با این تفاوت که یکی از این دو رأی صحیح و دیگری خطا است؛ یعنی یکی از این دو رأی به هدف میرساند و دیگری نمیرساند.
ای شیخ، از شما میخواهیم که مراد از این دو کلمه «اختلاف» و «تفاوت» را که در کتاب آمده است، به تفصیل تبیین فرمایید.
پاسخ:
وعلیکم السلام ورحمة الله وبرکاته،
متنی که در کتاب نظامالاسلام به آن اشاره کردید، چنین است:
(همچنین دلیل نیاز مردم به پیامبران این است که انسان نیاز به ارضای غرایز و نیازهای عضوی خود دارد و این ارضا اگر بدون نظام (قانون) پیش برود، به ارضای غلط یا منحرف منجر شده و سبب بدبختی انسان میگردد؛ پس ناگزیر باید نظامی باشد که غرایز و نیازهای عضوی انسان را تنظیم کند. این نظام نمیتواند از جانب انسان باشد، زیرا درک او برای تنظیم غرایز و نیازهای عضوی انسان، در معرض تفاوت، اختلاف، تناقض و تأثیرپذیری از محیطی است که در آن زندگی میکند؛ پس اگر این امر به او واگذار شود، نظام در معرض تفاوت، اختلاف و تناقض قرار گرفته و به بدبختی انسان منجر میشود؛ لذا نظام حتماً باید از جانب خداوند متعال باشد.) پایان اقتباس.
این متن دربارهی درک انسان برای تنظیم غرایز و نیازهای عضوی سخن میگوید و تبیین میکند که این درک انسانی دستخوش چهار مورد میشود که بر احکام وی در رابطه با تنظیم غرایز و نیازهای عضوی تأثیر میگذارد و این درک را ناپایدار و ناصحیح میسازد... این امور چهارگانه هرچند به «فهم» و درک مربوط میشوند، اما یکسان نیستند... پیش از آنکه آنها را تفصیل دهم، شایسته است ذکر شود که این امور ممکن است در درک یک فرد واحد رخ دهد؛ به طوری که درک او از تنظیم یک غریزه امروز به شکلی باشد و روز دیگر به شکلی دیگر... همچنین ممکن است در درک میان دو شخص متفاوت رخ دهد؛ این یکی تنظیم غریزه را به شکلی بفهمد و دیگری به شکلی دیگر. بنابراین آنچه در ادامه تفصیل میدهیم، ممکن است از سوی یک شخص باشد که بر حسب زمان و مکان تغییر میکند، و یا میان دو شخص متفاوت باشد... اما معانی آنها به شرح زیر است:
۱- تفاوت در درک تنظیم غرایز به این معناست: برداشتهای متنوعی که از یکدیگر فاصلهی بسیار زیادی دارند و معمولاً این برداشتها در نتیجهی جهل، اضطراب و نبودِ یک قاعدهی اساسی که درک بر آن بنا شود، دچار کاستی و عیب هستند. خواه این تفاوت میان دو رأیِ یک شخص در امروز و فردا باشد، یا میان رأی دو شخص متفاوت؛ تفاوت میان آنها در تنظیم غرایز بدین معناست که دو رأی بدون هیچ معیار فکری و با فاصلهی زیاد از هم دور شوند، بلکه این دوری با جهل و اضطراب آمیخته باشد. به همین دلیل، در بسیاری از مواقع هر دو رأی در تنظیم غریزه خطا هستند... و به ندرت پیش میآید که یکی از آنها درست باشد... اما هرگز هر دو با هم صحیح نخواهند بود؛ و این به دلیل معنای کلمه «تفاوت» در لغت است که بر دوری بسیار زیاد میان دو رأی همراه با جهل و اضطراب دلالت دارد.
شایسته است ذکر شود که این معنا از «تفاوت» مربوط به درک و آرای مردم است... اما در مخلوقات خداوند در این هستی، تفاوتی وجود ندارد؛ زیرا تفاوت با عیب و نقص همراه است و از جهل و اضطراب خالی نیست، و این در مخلوقات خداوند راه ندارد:
أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ ۗ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ
«آگاه باشید که آفرینش و فرمانروایی از آن اوست؛ پربرکت [و بزرگ] است خداوندی که پروردگار جهانیان است.» (اعراف: ۵۴)
اما اختلاف در شکل و هیئت مخلوقات، مانند اینکه شکل خورشید و هیئت آن با شکل ماه و هیئت آن متفاوت است و شب غیر از روز است، این در مخلوقات هستی وجود دارد:
وَكُلُّ شَيْءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ
«و هر چیزی نزد او اندازهای [مشخص] دارد.» (رعد: ۸)
وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا
«و همه چیز را آفرید و برای آن اندازهای دقیق قرار داد.» (فرقان: ۲)
در مختار الصحاح آمده است: (ف و ت: (فَاتَهُ) الشَّيْءُ... وَ (تَفَاوَتَ) الشَّيْئَانِ تَبَاعَدَ مَا بَيْنَهُمَا تَفَاوُتًا...) پایان.
در القاموس المحیط آمده است: (فاتَهُ، الأَمْرُ فَوْتاً وفَواتاً: یعنی از دستش رفت... وتَفَاوَتَ الشَّيآنِ: یعنی میان آن دو فاصله افتاد... و ﴿ما تَرَى في خَلْقِ الرَّحْمنِ من تَفاوتٍ﴾ یعنی: [بدون] عیب...) پایان.
در لسان العرب آمده است: (فوت: الفَوْتُ یعنی الفَواتُ. فاتَني كذا یعنی از من پیشی گرفت... و في التنزيل العزيز: ﴿ما تَرَى في خَلْقِ الرَّحْمنِ من تَفاوتٍ﴾؛ معنایش این است: در آفرینش آسمان توسط خداوند، اختلاف و اضطرابی نمیبینی... وتفاوَتَ الشیئان یعنی میان آن دو فاصله افتاد.) پایان.
۲- اختلاف در درک تنظیم غرایز به این معناست: برداشتهای متنوعی که بر اساس معیارهایی نزد این شخص و آن شخص شکل میگیرد؛ مثلاً اولی معتقد است که مالکیت مال دلایلی دارد و از آن دلایل پیروی میکند و رشد مالکیت را دارای روشهایی میداند که به آنها عمل میکند، و دیگری دلایلی غیر از دلایل اولی را معتبر میداند... از این رو، در این اختلاف ممکن است صواب (درستی) و خطا وجود داشته باشد، زیرا بر اساس معیار معینی بنا شده است و نتیجهی تفکر و برنامهریزی پیرامون درک تنظیم است... و اختلاف مذاهب و متفکران نیز همینگونه است... برخی از آنها ممکن است بر اساس قاعدهی فکری مورد اتباع خود، به حقیقت برسند و برخی خطا کنند... بنابراین، در بسیاری از موارد یکی از دو رأی درست است... و ممکن است هر یک از دو رأی بر حسب معیار مورد اعتماد خود (مانند پیروان مذاهب و برخی متفکران) بهرهای از صحت داشته باشند... و همچنین ممکن است هر دو رأیِ متفاوت، خطا باشند.
در معجم الفروق اللغویه آمده است: (فرق میان اختلاف در مذاهب و اختلاف در اجناس: اختلاف در مذاهب آن است که یکی از دو طرف به راهی برود خلاف آنچه دیگری رفته است، و اختلاف در اجناس یعنی امتناع یکی از دو چیز از اینکه جایگزین دیگری شود. و جایز است که اختلاف میان دو گروه واقع شود در حالی که هر دو بر باطل باشند، مانند اختلاف یهود و نصاری درباره مسیح.) پایان.
لسان العرب (۹/ ۹۱): (وتخالَفَ الأمران واختَلَفا: یعنی با هم موافق نشدند. و هر آنچه یکسان نباشد، دچار تخالف و اختلاف شده است.) پایان.
۳- تناقض: و آن زمانی است که تباین میان مردم در درک و حکم به حدی برسد که از هر جهت در یک مسئلهی واحد، تضاد کامل ایجاد شود؛ به گونهای که گویی یکی از دو قول، قول دیگر را ویران و ابطال میکند.
در لسان العرب (۷/ ۲۴۲) آمده است: (نقض: النَّقْضُ یعنی تباه کردن آنچه از پیمان یا بنا استوار کرده بودی... النقض ضد ابرام [محکم کردن] است...)
برای روشن شدن تفاوت میان این سه مورد، مثالی دربارهی غریزه بقا - که تملک از مظاهر آن است - ذکر میکنیم:
اختلاف در این مسئله چنین است که: یکی معتقد باشد ملکیت خود را از طریق شرکت عنان رشد دهد و دیگری از طریق شرکت سهامی؛ یعنی با روشی متفاوت.
تفاوت چنین است که: یکی معتقد باشد مالکیت باید بدون هیچ محدودیتی آزاد باشد و دیگری معتقد باشد که باید آن را در حد بسیار اندکی که فقط فرد را زنده نگه دارد، محدود کرد.
تناقض چنین است که: یکی مالکیت فردی را جایز بداند و دیگری قائل به لغو کامل مالکیت فردی باشد.
۴- تأثیرپذیری از محیط: و این چهارمین عاملی است که بر درک انسان از امور تأثیر میگذارد؛ زیرا هر انسانی در محیط خاصی رشد میکند که احکام خاصی در آن حاکم است و عقل او بدون شک تحت تأثیر محیط پیرامونش (چه مثبت و چه منفی) قرار میگیرد. محیط ممکن است بر او اثر بگذارد تا اموری را بپذیرد که فردی در محیطی دیگر آن را نمیپذیرد، و یا ممکن است محیطش او را وادارد تا از برخی امور رایج در آن بیزار شده و از آنها دوری گزیند... پس اگر تنظیم غرایز به انسان واگذار شود، محیط او ممکن است منبع درک و احکامش گردد... و به همین جهت، گرفتن احکام از «واقعیت» (وضع موجود) خطاست؛ بلکه واقعیت باید موضوع معالجه باشد نه منبع آن.
این امور چهارگانه باعث میشوند که احکام انسان در تنظیم ارضای غرایز و نیازهای عضوی، تحت تأثیر آنها قرار گیرد و در نتیجه، احکام انسان در یک مسئلهی واحد، به صورت متفاوت، مختلف، متناقض و متأثر از محیط صادر شود... از این رو، عقل بشر قادر به ایجاد نظامی صحیح برای ارضای غرایز و نیازهای عضوی نیست... اما نظامی که از جانب خداوند سبحان میآید، از سوی آفریدگار بشر است و در معرض این امور چهارگانه قرار ندارد؛ پس تنها اوست که نظام صحیحی است که باید طبق آن حرکت کرد... و حق همین است:
فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ
«پس بعد از حقیقت، جز گمراهی چیست؟» (یونس: ۳۲)
برادر شما عطاء بن خلیل ابوالرشته
۳۰ ذوالقعده ۱۴۳۷ هـ مطابق با ۲۰۱۶/۰۹/۰۲ م
لینک پاسخ در صفحهی فیسبوک امیر:
![]()
لینک پاسخ در صفحهی گوگل پلاس امیر:
![]()
لینک پاسخ در صفحهی توییتر امیر:
![]()
لینک پاسخ در سایت امیر