Home About Articles Ask the Sheikh
پرسش و پاسخ

پاسخ به سؤال: تردیدافکنی در مورد شب قدر

March 30, 2023
4090

سلسله پاسخ‌های عالم جلیل‌قدر عطا بن خلیل ابوالرشته، امیر حزب‌التحریر به سؤالات کاربران صفحه فیس‌بوک ایشان «بخش فقهی»

پاسخ به سؤال تردیدافکنی در مورد شب قدر

خطاب به نبیل بالعاطی

سؤال:

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

خداوند شما را یاری دهد؛ شخصی می‌گوید شب قدر همان شب نزول قرآن بوده و سپری شده است و به زعم او چیزی به نام شب قدر [در حال حاضر] وجود ندارد. متن نوشته او چنین است: «اما این شب قدر، تنها یک بار از تاریخ عبور کرده و تکرار نمی‌شود. ارزش و قدر آن -یعنی جایگاه ویژه‌اش- را از نزول قرآن در آن می‌گیرد. خداوند متعال می‌فرماید: ﴿إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾. اما سایر شب‌هایی که به اشتباه شب قدر محسوب می‌شوند، هیچ جایگاهی ندارند، زیرا قرآنی در آن‌ها نازل نشده تا از این نزول، قدر و منزلت خاصی بگیرند.

اما اگر شخص سرسختی بگوید: ما در واقع یادبود شب قدر را زنده نگه می‌داریم، چون شب قدر تکرار نمی‌شود؛ به او می‌گوییم: حتی اگر بخواهیم برای شب قدر جشن بگیریم یا آن را زنده بداریم -آن‌گونه که در حدیث ادعایی آمده است- چه معتقد باشیم خودِ شب قدر است یا یادبود آن، باید مانند سایر عبادات از جمله روزه، حج و نماز، زمان مشخص و معلومی داشته باشد؛ زیرا شارع حکیم هنگامی که عبادتی را فرض یا سنت کرده، برای هر یک زمان مشخص و ثابتی تعیین نموده که جایی برای (حدس و گمان) در آن نیست. اما این شب قدر ادعایی، در تعیین زمان آن احادیث زیادی وارد شده که آن را به یک معما تبدیل کرده است... الخ»

سپس او حدیث مسلم را ذکر کرده و به آن طعن می‌زند: «ای مردم! شب قدر به من نشان داده شده بود و من بیرون آمدم تا شما را از آن باخبر سازم، اما دو مرد آمدند که با هم ستیزه می‌کردند و شیطان با آن‌ها بود، پس آن را فراموش کردم» و به این حدیث طعن می‌زند!!

سپس سخن خود را چنین به پایان می‌برد: (خلاصه سخن اینکه زنده نگه داشتن شب قدر ادعایی که خود پیامبر زمان آن را نمی‌دانست و هیچ ساحل مشخصی ندارد که کشتی تکلیف در آن پهلو بگیرد، و این تصور که هر کس آن را از روی ایمان و برای پاداش الهی احیا کند گناهان گذشته‌اش بخشیده می‌شود، یک ایده تخریبی و نابودگر است که در میان مسلمانان چیزی جز هذیان، بلاهت و سهل‌انگاری در دین شایع نمی‌کند.) پایان نوشته او...

ما را از دانش خود بهره‌مند سازید، بارک الله فیکم.

پاسخ:

وعلیکم السلام و رحمة الله و برکاته،

مطالبی را که در سؤال خود از آن شخص نقل کردید، مشاهده کردم؛ همان کسی که درباره شب قدر بدگویی کرده و مدعی است که آن شب سپری شده و تمام گشته است... در این باره توجه شما را به موارد زیر جلب می‌کنم:

اول: در مورد روش برخورد و تحلیل:

۱- از متنی که نقل کردید واضح است که نویسنده آن به هیچ قاعده علمی یا دانش شرعی پایبند نیست، بلکه بیراهه می‌رود و احادیث صحیح و حسن بسیاری را بدون هیچ دلیل موجهی رد می‌کند؛ مگر آنچه توهمات ذهنی‌اش به او دیکته کرده و آن‌ها را حقیقتی پنداشته که بر اساس آن، آنچه از رسول الله ﷺ ثابت شده است را رد می‌کند.

۲- همچنین از این پژوهشِ نقل شده آشکار است که این تلاشی برای ضربه زدن به سنت مطهر نبوی و ایجاد تردید در احادیث روایت شده از پیامبر ﷺ در میان مسلمانان است، آن هم با ادعای بازگشت به قرآن کریم... این روشی شناخته شده و معلوم است؛ روش گروهی که برای نابودی اسلام و مبارزه با آن از طریق مبارزه با سنت مطهر نبوی تلاش می‌کنند. در حالی که سنت، توضیح‌دهنده قرآن کریم، تبیین‌کننده مجملات، تخصیص‌دهنده عمومات، مقیدکننده مطلقات و ملحق‌کننده فروع به اصول آن است. لذا طعن در سنت مطهر نبوی و تردیدافکنی در کتاب‌های معتبر حدیث، نوعی طعن در قرآن و طعن در اسلام است... دعوت به منحصر کردن استناد تنها به قرآن کریم، دعوتی است که ظاهرش رحمت و باطنش عذاب است.

۳- همچنین از متن نقل شده، تردیدافکنی نویسنده در امور شرعی معلوم و مسلم نزد مسلمانان از زمان پیامبر ﷺ و صحابه بزرگوار تا به امروز کاملاً واضح است. این نیز روشی شناخته شده است که مستشرقان کافر غربی به کار گرفتند؛ کسانی که در هر امر مسلم و بدیهی نزد مسلمانان تردید ایجاد کردند و سپس پیروان آن‌ها از میان فرزندان مسلمانان در این مسیر از آن‌ها تبعیت کردند. آن‌ها در نظام حکومت در اسلام، جهاد، ایمان به قضا و قدر و غیره تردید افکندند تا اعتماد مسلمانان را به دینشان تضعیف کرده و تلاش کنند آن‌ها را از دین منحرف سازند و از بازگشت به آن بازدارند؛ آن هم پس از آنکه دولت اسلام را ساقط کرده و احکامش را از اجرا در زندگی مسلمانان دور ساختند.

۴- بر این اساس، نوشته او درباره شب قدر یک بحث علمی جدی یا یک رأی و اجتهاد شرعی معتبر نیست، بلکه نوعی گزافه‌گوییِ نهی‌شده، بازی با متون شرعی و استهزای احادیث نبوی است... لذا این نوشته به دلیل نداشتن کمترین شرایط یک پژوهش علمی منصفانه، شایسته پاسخگویی نیست. و اگر نبود که شما در این باره سؤالی برای ما فرستادید، هرگز به آن نمی‌پرداختیم.

دوم: دلایل قرآنی درباره شب قدر:

نویسنده به خواننده چنین القا می‌کند که گویا به آنچه در قرآن کریم آمده عمل می‌کند و به آن تکیه دارد و فقط احادیث مربوط به شب قدر را رد می‌کند. او می‌گوید: (اما این شب قدر، تنها یک بار از تاریخ عبور کرده و تکرار نمی‌شود. ارزش آن را از نزول قرآن در آن می‌گیرد. خداوند متعال می‌فرماید: ﴿إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾). گویی وانمود می‌کند که به قرآن کریم تکیه دارد، اما در حقیقت چنین نیست...

او آیه کریمه ﴿إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾ را ذکر می‌کند و آن را طبق هوای نفس خود و در جهت خدمت به رأی خویش تفسیر می‌کند، اما سایر نصوص قرآنی را که دلالت بر خلاف رأی او دارند ذکر نمی‌کند... نص مربوط به شب قدر در دو جای قرآن کریم آمده است و از هر دو مورد فهمیده می‌شود که شب قدر، شبی متجدد و تکرارشونده است:

۱- سوره قدر:

إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ * لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ * تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ * سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ

"ما آن [قرآن] را در شب قدر نازل کردیم. و تو چه دانی که شب قدر چیست؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است. فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان برای [تقدیر] هر کاری نازل می‌شوند. آن شب تا دم صبح، صلح و سلام است." (قدر: ۱-۵)

با تدبر در این سوره روشن می‌شود که شب قدر، شبی است که قرآن کریم در آن نازل شده و شبی نیست که گذشته و تمام شده باشد، بلکه شبی است که با فضل و خیری که در آن است تکرار می‌شود. پیش از ذکر دلایلی که از خود سوره بر این امر دلالت دارد، تفسیری کوتاه از سوره را از تفسیر نسفی نقل می‌کنیم:

[تفسیر النسفی (۴/ ۴۴): ... ﴿إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ﴾: خداوند با نسبت دادن انزال قرآن به خودش و نه دیگری، قرآن را بزرگ داشت. و ضمیر آن را بدون اسم ظاهر آورد تا نیازی به تنبیه بر آن نباشد و مقدار زمانی را که در آن نازل شده رفعت بخشد. روایت شده است که قرآن به صورت یکباره در شب قدر از لوح محفوظ به آسمان دنیا نازل شد، سپس جبرئیل آن را در طول بیست و سه سال بر رسول الله ﷺ نازل می‌کرد. و معنای لیلة القدر، شب تقدیر امور و قضای آن‌هاست...

و شاید دلیل مخفی نگه داشتن آن این باشد که هر کس خواهان آن است، شب‌های زیادی را برای یافتن آن احیا بدارد؛ و این مانند مخفی کردن صلاة وسطی، اسم اعظم و ساعت اجابت در روز جمعه است... و در حدیث آمده است: «هر کس آن را درک کرد بگوید: اللَّهُمَّ إِنَّكَ عَفُوٌّ تُحِبُّ الْعَفْوَ فَاعْفُ عَنِّي (بارالها تو بسیار بخشنده‌ای و بخشش را دوست داری، پس از من درگذر)». ﴿وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ القدر﴾ یعنی دانش تو به غایتِ فضل آن نرسیده است...] پایان نقل از تفسیر نسفی.

در این سوره بیش از یک مورد وجود دارد که روشن می‌کند شب قدر شبی تکرارشونده است که با آن شب مبارکی که قرآن در آن نازل شد، مصادف می‌شود. و برای اثبات این مطلب، این سخن خداوند متعال کافی است: ﴿تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ﴾. فرشتگان در این شب به همراه جبرئیل (علیه السلام) نازل می‌شوند و قرآن لفظ مضارع را در جمله فعلیه ﴿تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ﴾ به کار برده تا بر استمرار و تجدد دلالت کند و از لفظ ماضی که دلالت بر انقضا دارد استفاده نکرده است. این یعنی به وضوح تمام، شب قدر شبی تکرارشونده است و ملائکه در هر سال در آن شب به همراه جبرئیل (علیه السلام) نازل می‌شوند.

۲- سخن خداوند متعال در ابتدای سوره دخان:

إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ * فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ

"ما آن را در شبی مبارک نازل کردیم؛ ما همواره بیم‌دهنده بوده‌ایم. در آن شب هر امر استواری [مطابق حکمت الهی] تدبیر و جدا می‌گردد." (دخان: ۳-۴)

در تفسیر نسفی (۳/ ۳۰۲) آمده است: [... و شب قدر طبق بیشتر اقوال در ماه رمضان است. سپس گفته‌اند: آن را به صورت یکباره از لوح محفوظ به آسمان دنیا نازل کرد و سپس جبرئیل در وقت نیاز آن را بر پیامبرش محمد ﷺ نازل نمود. و گفته شده: ابتدای نزول آن در شب قدر بوده است. و "مبارکه" یعنی پرخیر، به دلیل خیر و برکتی که در آن نازل می‌شود و دعاهایی که مستجاب می‌گردد؛ و اگر در آن شب جز نزول قرآن نبود، همین برای برکت آن کافی بود. ﴿إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ * فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ﴾... معنای ﴿يُفْرَقُ﴾ این است که هر امری از روزی‌های بندگان و اجل‌هایشان و تمام امورشان از این شب تا شب قدر سال آینده جدا و نوشته می‌شود. ﴿حَكِيمٍ﴾ دارای حکمت، یعنی طبق آنچه حکمت اقتضا می‌کند انجام می‌شود...] پایان نقل.

از این آیات نیز واضح است که شب قدر که قرآن در آن نازل شده، شبی تکرارشونده است. و در این باره سخن خداوند متعال کافی است: ﴿فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ﴾؛ که بدون شک دلالت دارد در این شب هر امر استواری به صورت تکرارشونده جدا و مقدر می‌شود، زیرا قرآن لفظ ﴿فِيهَا يُفْرَقُ﴾ را به کار برده که فعل مضارع است و بر استمرار و تجدد دلالت دارد.

۳- بدین ترتیب از قرآن به وضوح فهمیده می‌شود که شب قدر، شبی مبارک است که قرآن کریم در آن نازل شده و یکی از شب‌های ماه مبارک رمضان است. در آن ملائکه و روح به اذن پروردگارشان برای هر امری نازل می‌شوند و هر امر استواری از جانب خدا در آن تدبیر می‌گردد. این شب فضیلتی بزرگ دارد، چنان‌که فضیلت عمل صالح در آن از عمل در هزار ماه برتر است... با این اوصاف آشکار می‌شود که قرآن کریم مقرر می‌دارد که شب قدر شبی متجدد و تکرارشونده است. احادیث شریف نبوی نیز که درباره شب قدر وارد شده‌اند، تأکید و تأییدی بر آنچه در قرآن آمده می‌باشند، همان‌طور که در ادامه بیان می‌کنیم. پس اگر صاحب آن نوشته به قرآن کریم و آنچه در آن آمده اقرار دارد، دیگر جایی برای رد آن احادیث شریف باقی نمی‌ماند.

سوم: دلالت سنت مطهر بر شب قدر:

۱- احادیث بسیاری در سنت نبوی آمده است که گویای تکرارشونده و متجدد بودن شب قدر است. در اینجا دو حدیث را ذکر می‌کنیم که برای اثبات مقصود کافی است:

الف- بخاری در صحیح خود از ابوهریره (رضی الله عنه) از پیامبر ﷺ روایت کرده است:

«مَنْ قَامَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ إِيمَاناً وَاحْتِسَاباً غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَمَنْ صَامَ رَمَضَانَ إِيمَاناً وَاحْتِسَاباً غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ»

"هر کس شب قدر را از روی ایمان و برای پاداش الهی به عبادت برخیزد، گناهان گذشته‌اش بخشیده می‌شود و هر کس رمضان را از روی ایمان و برای پاداش الهی روزه بگیرد، گناهان گذشته‌اش بخشیده می‌شود."

در روایت دیگری نزد بخاری نیز از ابوهریره آمده است که رسول الله ﷺ فرمود:

«مَنْ يَقُمْ لَيْلَةَ الْقَدْرِ إِيمَاناً وَاحْتِسَاباً غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ»

"هر کس شب قدر را از روی ایمان و برای پاداش الهی به عبادت برخیزد، گناهان گذشته‌اش بخشیده می‌شود."

این حدیث با آنچه در قرآن کریم درباره شب قدر ذکر شده هماهنگ است و از آن به وضوح فهمیده می‌شود که شب قدر متجدد و تکرارشونده است.

ب- ترمذی در سنن خود از عایشه روایت کرده است که گفت: گفتم ای رسول خدا، اگر دانستم کدام شب، شب قدر است در آن چه بگویم؟ فرمود: بگو:

«اللَّهُمَّ إِنَّكَ عُفُوٌّ كَرِيمٌ تُحِبُّ الْعَفْوَ فَاعْفُ عَنِّي»

"بارالها، تو بخشنده و بزرگواری، بخشش را دوست داری، پس از من درگذر."

ابوعیسی (ترمذی) می‌گوید این حدیثی حسن و صحیح است. در روایت دیگری از این حدیث نزد ابن ماجه و دیگران از عایشه آمده است که گفت: ای رسول خدا ﷺ اگر با شب قدر مواجه شدم چه دعایی کنم؟ فرمود: می‌گویی:

«تَقُولِينَ اللَّهُمَّ إِنَّكَ عَفُوٌّ تُحِبُّ الْعَفْوَ فَاعْفُ عَنِّي»

"می‌گویی: بارالها، تو بخشنده‌ای، بخشش را دوست داری، پس از من درگذر."

این حدیث نیز کاملاً با آنچه در قرآن کریم درباره شب قدر آمده هماهنگ است و از آن به وضوح فهمیده می‌شود که شب قدر متجدد و تکرارشونده است. حدیث بدین گونه فهمیده می‌شود و ما همان‌طور که به پیروی از کتاب مأموریم، به پیروی از سنت نیز مأمور گشته‌ایم: ﴿وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا﴾.

۲- علاوه بر این، رد کردن حدیث بر اساس هوای نفس شخص، یا به دلیل نادانی از فهم معنای آن، یا به دلیل کینه‌ای درونی و غیره نیست؛ بلکه حدیث به روشی که در علوم حدیث و اصول فقه آمده رد می‌شود که در جای خود برای هر صاحب دلی تبیین شده است:

حدیث از نظر رواية و دراية مورد بررسی قرار می‌گیرد. در کتاب الشخصیة (جلد سوم) درباره این موضوع چنین آمده است:

[شرایط پذیرش خبر آحاد خبر آحاد اگر شرایط آن از نظر رواية و دراية تکمیل باشد، پذیرفته می‌شود. اما شرایط پذیرش آن از نظر رواية این است که راوی حدیث مسلمان، بالغ، عاقل، عادل و راستگو باشد، آنچه را می‌شنود به دقت ضبط کند و از زمان شنیدن تا زمان ادا به یاد داشته باشد. علمای اصول و علمای مصطلح‌الحدیث، شرایط روایت را به تفصیل بیان کرده‌اند و تاریخ رجال حدیث و راویان، ویژگی‌های هر راوی را به طور مفصل تبیین نموده است.

اما شرایط پذیرش خبر آحاد از نظر دراية این است که با آنچه از آن قوی‌تر است، مانند آیه یا حدیث متواتر یا مشهور، مخالفت نداشته باشد... خلاصه اینکه خبر آحاد اگر با آیه‌ای از قرآن، یا حدیث متواتر، یا حدیث مشهور، یا علتی که صراحتاً در قرآن، متواتر یا مشهور بر آن نص شده مخالفت کند، از نظر دراية پذیرفته نمی‌شود و اگر با این‌ها مخالفت نداشته باشد، پذیرفته می‌شود. و اگر حدیث با قیاس مخالفت کند، حدیث پذیرفته و قیاس رد می‌شود.] پایان نقل.

پس اگر شخصی با حدیثی روبرو شد که نمی‌دانست آن را بپذیرد یا رد کند، باید از اهل علم بپرسد، چرا که رسول الله ﷺ می‌فرماید: «آیا وقتی نمی‌دانستند، نپرسیدند؟ همانا شفای نادانی، پرسیدن است» (ابوداوود).

عاقلی که از خدا و رسولش می‌ترسد چنین رفتار می‌کند، نه اینکه به حدیث طعن بزند یا آن را استهزا کند که در غیر این صورت گناه بزرگی بر اوست. در اینجا حدیثی را به عنوان مثال ذکر می‌کنیم که صاحب آن نوشته به آن طعن زده یا استهزا کرده است، تا جایگاه بد او مشخص شود:

صاحب نوشته به حدیثی که مسلم در صحیح خود درباره زمان شب قدر روایت کرده است استهزا می‌کند؛ اینکه به پیامبر ﷺ شب قدر نشان داده شد و سپس آن را از یاد برد... او می‌گوید: [چطور پیامبر ﷺ آن را فراموش می‌کند در حالی که خداوند متعال می‌فرماید: ﴿سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَى * إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ﴾ و معنایش این است که ما بر تو می‌خوانیم و تو هرگز آن را فراموش نمی‌کنی...] این شخص نمی‌فهمد چه می‌گوید! این آیه درباره قرآن کریم است؛ یعنی خداوند سبحان قرآن را بر پیامبر ﷺ می‌خواند و ایشان آن را حفظ کرده و هرگز فراموش نمی‌کند. در تفسیر آن آمده است:

الف- تفسیر قرطبی (۲۰/ ۱۸) سخن خداوند متعال (﴿سَنُقْرِئُكَ﴾ یعنی ای محمد قرآن را به تو می‌آموزیم ﴿فَلَا تَنْسَى﴾ یعنی پس حفظ می‌کنی؛ ابن وهب از مالک آن را روایت کرده است. این بشارتی از جانب خداوند متعال است؛ به او بشارت داد که نشانه‌ای روشن به او عطا کرده و آن اینکه جبرئیل هر چه از وحی را بر او می‌خواند، در حالی که او أمی بود و نمی‌نوشت و نمی‌خواند، او آن را حفظ کرده و فراموش نمی‌کند...)

ب- تفسیر طبری (۲۴/ ۳۷۰) و سخن او: ﴿سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَى * إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ﴾ خداوند متعال می‌گوید: ای محمد، این قرآن را بر تو خواهیم خواند و تو آن را فراموش نمی‌کنی، مگر آنچه را خدا بخواهد. سپس اهل تأویل در معنای ﴿فَلَا تَنْسَى * إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ﴾ اختلاف کرده‌اند؛ برخی گفته‌اند: این خبری از جانب خداوند به پیامبرش (علیه الصلاة و السلام) است که این قرآن را به او می‌آموزد و برایش حفظ می‌کند، و او را نهی کرده که در خواندن آن عجله کند، همان‌طور که فرمود: ﴿لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ﴾.

در سایر تفاسیر نیز به همین صورت آمده است که آیه مذکور درباره قرآن کریم است، اما در موارد دیگر خداوند ممکن است موضوعی را به خاطر حکمتی که می‌داند از یاد رسولش ﷺ ببرد. متن حدیث در مسلم از ابوسعید خدری (رضی الله عنه) چنین است: رسول الله ﷺ دهه میانی رمضان را برای یافتن شب قدر معتکف شد، پیش از آنکه برایش روشن شود. چون آن دهه تمام شد، دستور داد خیمه را جمع کنند، سپس برایش روشن شد که آن در دهه آخر است. پس دستور داد خیمه را دوباره برپا کردند، سپس نزد مردم آمد و فرمود: «ای مردم، شب قدر به من نشان داده شده بود و من بیرون آمدم تا شما را از آن باخبر سازم، اما دو مرد آمدند در حالی که با هم ستیزه می‌کردند و شیطان با آن‌ها بود، پس من آن را [زمان دقیقش را] فراموش کردم؛ پس آن را در دهه آخر رمضان جستجو کنید، آن را در شب‌های نهم، هفتم و پنجم بجویید». راوی می‌گوید: گفتم ای ابوسعید، شما به عدد از ما داناترید. گفت: آری ما به آن سزاوارتریم. گفتم: شب نهم و هفتم و پنجم چیست؟ گفت: چون شب بیست و یکم بگذرد، شب بعد از آن بیست و دوم است که می‌شود نهم (مانده به آخر)، و چون بیست و سوم بگذرد، شب بعد از آن هفتم (مانده به آخر) است و چون بیست و پنجم بگذرد، شب بعد از آن پنجم (مانده به آخر) است. و ابن خلاد به جای "یحتقان" (ستیزه می‌کردند) واژه "یختصمان" (دعوا می‌کردند) را آورده است. این حدیث را بخاری به صورت خلاصه از عباده بن صامت روایت کرده که رسول الله ﷺ بیرون آمد تا از شب قدر خبر دهد، پس دو مرد از مسلمانان با هم کشمکش کردند؛ ایشان فرمود: «من بیرون آمدم تا شما را از شب قدر باخبر کنم، اما فلان و فلان با هم کشمکش کردند، پس [زمان دقیق آن] برداشته شد، و چه بسا که این برای شما خیر باشد؛ آن را در شب‌های هفتم و نهم و پنجم بجویید». در شرح حدیث نزد ابن حجر در فتح‌الباری چنین آمده است:

[... سخن ایشان "بیرون آمد تا از شب قدر خبر دهد" یعنی برای تعیین شب قدر. "فتلاحی" یعنی نزاع و مخاصمه... و سخن ایشان "فرفعت" یعنی تعیین آن از یاد من برداشته شد؛ این معنای معتمد در اینجاست. و دلیل آن همان است که مسلم از حدیث ابوسعید در این قصه روشن کرده که فرمود: پس دو مرد آمدند که ستیزه می‌کردند -یعنی هر یک ادعا می‌کرد حق با اوست- و شیطان با آن‌ها بود، پس آن را فراموش کردم. قاضی عیاض می‌گوید: در این حدیث دلیلی است بر اینکه مخاصمه نکوهیده است و عاملی برای جریمه معنوی یعنی محرومیت است، و نیز نشان می‌دهد مکانی که شیطان در آن حضور یابد، برکت و خیر از آنجا برداشته می‌شود...] پایان نقل.

با دقت در حدیث روشن می‌شود که پیامبر ﷺ نمی‌دانست شب قدر دقیقاً چه زمانی در رمضان است، لذا دهه میانی رمضان را برای یافتن آن معتکف شد. سپس دستور داد خیمه‌ای را که برای اعتکاف بنا کرده بود جمع کنند، آنگاه برایش روشن شد که شب قدر در دهه آخر رمضان است. وقتی خواست مردم را از زمان آن باخبر کند، دو مرد از مسلمانان با هم اختلاف کردند و پیامبر ﷺ زمان دقیق شب قدر را فراموش کرد و به مردم دستور داد آن را در دهه آخر بجویند... پیامبر ﷺ علت فراموشی خود را اختلاف آن دو مرد بیان کرد و این بیانی است بر خطرناک بودن خصومت و اختلاف در اسلام که موجب مجازات می‌شود، همان‌طور که در شرح حدیث گذشت. همچنین در این امر حکمتی متناسب با دهه آخر رمضان نهفته است که در آن همت‌ها سست می‌شود؛ عدم تعیین دقیق شب قدر و قرار دادن آن در یکی از شب‌های دهه آخر، مردم را به تلاش و کوشش در تمام آن دهه وامی‌دارد تا از این طریق به خیر فراوان دست یابند. نسفی در تفسیر خود چه نیکو گفته است: (و شاید دلیل مخفی نگه داشتن آن این باشد که هر کس خواهان آن است، شب‌های زیادی را برای یافتن آن احیا بدارد؛ و این مانند مخفی کردن صلاة وسطی، اسم اعظم و ساعت اجابت در روز جمعه است...) پس اشکال این حدیث در کجاست که صاحب آن نوشته آن را رد می‌کند؟ و چرا صحیح نباشد که پیامبر ﷺ آنچه به ایشان نشان داده شده را به خاطر حکمتی فراموش کند؟! واضح است که نویسنده متنِ نقل شده، از این علت و حکمت تغافل کرده تا به رد کردن احادیث شب قدر ادامه دهد.

بدین ترتیب، هیچ حدیثی به خاطر هوای نفس یا نادانی یا کینه نسبت به اسلام و مسلمانان رد نمی‌شود، بلکه توسط اهلش و به درستی مطالعه می‌شود و اگر کسی نمی‌دانست، همان‌طور که در حدیث پیشین آمد، می‌پرسد: «آیا وقتی نمی‌دانستند، نپرسیدند؟ همانا شفای نادانی، پرسیدن است».

چهارم: با تمام آنچه گذشت روشن می‌شود که نویسنده متنِ نقل شده نه بهره‌ای از دانش منقول دارد و نه بهره‌ای از معقول؛ نه فقهی در علم حدیث دارد و نه در اصول. او امور را با ترازوی صحیح نمی‌سنجد و کار را بر صراط مستقیم پیش نمی‌برد، بلکه از رأی او تلاش برای نابودی دین و شکوه آن و ایجاد تردید در میان مسلمانان در اصول و فروع دین هویداست. و اگر نبود پرسشِ سؤال‌کننده درباره سخنان او، هرگز خود را مشغول پاسخ دادن به توهمات او نمی‌کردیم... در پایان از خداوند سبحان مسئلت داریم که مکر مکاران را به خودشان بازگرداند و امت را از شرور آنان حفظ کند، و شأن دین را رفعت بخشد و بندگان مؤمنش را یاری دهد و آتش کافران، منافقان و غرض‌ورزان تردیدافکن را خاموش سازد.

برادر شما عطا بن خلیل ابوالرشته

۰۸ رمضان ۱۴۴۴ هـ برابر با ۲۰۲۳/۰۳/۳۰ م

لینک پاسخ در صفحه امیر (حفظه الله) در: فیس‌بوک

Share Article

Share this article with your network