Home About Articles Ask the Sheikh
پرسش و پاسخ

پاسخ به پرسش: ابعاد بین‌المللی و ابعاد ملی‌گرایانه محلی درگیری‌ها در اتیوپی

November 22, 2021
2638

پرسش:

(شورای امنیت سازمان ملل متحد روز جمعه در دستیابی به توافقی برای آتش‌بس در منطقه تیگرای اتیوپی ناکام ماند... France 24 / AFP ۲۰۲۱/۱۱/۲۰). ارتش اتیوپی حدود یک سال پیش توانسته بود شورش جبهه آزادی‌بخش تیگرای را سرکوب کرده و کنترل کامل این منطقه را به دست بگیرد، اما جبهه تیگرای دوباره با قدرت بازگشت و کنترل منطقه را در دست گرفت و با پیشروی به خارج از آن، تهدید به رسیدن به آدیس‌آبابا، پایتخت، کرد. آیا این حوادث محلی و ناشی از درگیری‌های ملی‌گرایانه داخلی است یا اینکه از درگیری‌های بین‌المللی تغذیه می‌شود؟

پاسخ:

برای روشن شدن پاسخ، باید ابعاد بین‌المللی و ابعاد ملی‌گرایانه (ناسیونالیستی) محلی درگیری در اتیوپی و تأثیر آن‌ها بر حوادث را مورد بررسی قرار داد:

اول: ابعاد بین‌المللی:

۱- از نظر بین‌المللی، اتیوپی تحت اشغال مستقیم ایتالیا بود تا اینکه در سال ۱۹۴۱ با کمک انگلیسی‌ها، ایتالیایی‌ها از کشور بیرون رانده شدند. با بازگرداندن امپراتور هیله سلاسی در همان سال، اتیوپی تحت نفوذ بریتانیا قرار گرفت. زمانی که آمریکا توانست از طریق شعارهای سوسیالیستی چپ‌گرا و با کودتای افسران در سال ۱۹۷۴ نفوذ بریتانیا را ساقط کند، اتیوپی تحت نفوذ آمریکا قرار گرفت. پس از درگیری میان افسران کودتاگر، سرانجام در سال ۱۹۷۷ حکومت اتیوپی تحت رهبری سرهنگ منگیستو هیله ماریام ثبات یافت و بسیاری از راه‌های بازگشت نفوذ انگلیسی‌ها بسته شد. از آن زمان تا کنون، با وجود تغییر حاکمان، حکومت در اتیوپی همچنان تابع آمریکا باقی مانده است.

۲- منطقه تیگرای در اتیوپی یک منطقه محصور به شمار می‌رود؛ این منطقه از شمال و غرب توسط اریتره و سودان و از جهات دیگر توسط سایر ایالت‌های اتیوپی محاصره شده است. بنابراین، ارائه هرگونه حمایت نظامی بزرگ به شورشیان در این منطقه تنها از طریق مزدوران آمریکا ممکن است، چه در داخل خود اتیوپی و چه از طریق سودان یا اریتره. این بدان معناست که کشورهای اروپایی حتی اگر اراده سیاسی هم داشته باشند، از ارائه حمایت نظامی قابل توجه به این منطقه شورشی ناتوان هستند. علاوه بر این، رهبران جبهه آزادی‌بخش تیگرای که مخالف دولت مرکزی در آدیس‌آبابا هستند، با آمریکا رابطه مستقیم دارند. اگر برخی حمایت‌های سیاسی اروپا از این منطقه و برخی بیانیه‌های انتقادی اروپایی‌ها نسبت به تسلط ارتش اتیوپی بر این منطقه در سال ۲۰۲۰ را استثنا کنیم، درگیری میان دولت مرکزی و جبهه تیگرای فاقد هرگونه بعد اروپایی باارزشی است.

۳- اما در مورد مسئله سد النهضه که اتیوپی در سال‌های اخیر با آن در صحنه منطقه‌ای و بین‌المللی مطرح شده است، این مسئله به مصر و سودان مربوط می‌شود که حاکمان آن‌ها مزدوران آمریکا هستند. این واقعیت که عبدالله حمدوک، نخست‌وزیر برکنار شده سودان، مزدور انگلیس و اروپایی‌ها به شمار می‌رفت، تغییری در اصل ماجرا ایجاد نمی‌کند؛ زیرا مراکز قدرت واقعی در سودان همچنان در دست آمریکا است. به این معنا که مزدوران جدید انگلیس و اروپا در سودان ناتوان‌تر از آن هستند که بخواهند به نفع انگلیس یا اروپا در منطقه تیگرای اتیوپی دخالت کنند، چرا که آن‌ها خود در تلاش‌اند تا سهمی در قدرت سودان برایشان باقی بماند. اما کیان یهود، دولت اتیوپی را از پشت پرده به ادامه ساخت و بهره‌برداری از سد النهضه تحریک می‌کند تا از این طریق نقاط ضعف و درگیری‌هایی برای سرگرم کردن مصر ایجاد کند. این اقدام کیان یهود نیز نمی‌تواند از سیاست‌های کلی آمریکا فراتر رود؛ یعنی آمریکا مدیریت درگیری بر سر سد النهضه را به طور کامل در دست دارد و آن را بر اساس منافع خود اداره می‌کند.

دوم: ابعاد ملی‌گرایانه محلی:

۱- اتیوپی از نظر فکری و سایر جنبه‌ها کشوری عقب‌مانده محسوب می‌شود. علی‌رغم حکومت افسران چپ‌گرا از سال ۱۹۷۴ تا ۱۹۹۱، با وجود هیاهوی سوسیالیستی، هیچ ایدئولوژی خاصی در اتیوپی ترویج نشد. وضعیت این سوسیالیست‌های مزدور آمریکا مانند وضعیت جمال عبدالناصر در مصر بود. اگرچه آمارهای رسمی اکثریت را به مسیحیان می‌دهند، اما آمارهای غیررسمی نسبت مسلمانان در اتیوپی را حدود ۶۰ درصد برآورد می‌کنند (مرکز مطالعات الجزیره، ۲۰۱۵/۴/۱۵). به دلیل رویکردهای بین‌المللی برای دادن صبغه نصرانی (مسیحی) به اتیوپی، تأثیر اسلام در این کشور بسیار اندک جلوه داده شده و زیر سطحی باقی مانده است؛ یعنی این کشور فاقد هرگونه فکری است که وحدت میان ملت‌هایش را تقویت کند.

۲- به دلیل نبود تفکر فعال، تعصبات قبیله‌ای و نگرش‌های ناسیونالیستی بر تمامی ابعاد زندگی سیاسی از جمله دولت، احزاب، گروه‌ها و ائتلاف‌ها حاکم است. از این رو، تعصب قبیله‌ای و نگاه ناسیونالیستی دروازه وسیعی برای تأثیرگذاری سیاسی در اتیوپی است که از طریق آن درگیری‌های قبیله‌ای، جنگ‌های ملی‌گرایانه و اختلافات مرزی میان ایالت‌ها وارد می‌شود. طبق نگاه ناسیونالیستی، ایالت اورومیا که پایتخت (آدیس‌آبابا) در آن قرار دارد، موطن بزرگترین قومیت اتیوپی یعنی "اورومو" است که حدود ۴۰ درصد جمعیت را تشکیل می‌دهند. پس از آن قومیت "امهر" با ۲۰ درصد، سپس قومیت سومالی در منطقه اوگادن با ۶ درصد و در نهایت قومیت "تیگرای" با ۵ درصد قرار دارند و ده‌ها قومیت کوچک دیگر نیز به این جمع اضافه می‌شوند.

۳- علاوه بر اختلافات مرزی، به شخص حاکم به عنوان نماد هیمنه یک قومیت بر کشور نگریسته می‌شود. به عنوان مثال، هیله سلاسی (مزدور انگلیس) و منگیستو هیله ماریام (مزدور آمریکا) از قومیت امهر بودند. در طول حکومت طولانی آن‌ها، فرهنگ امهری بر کشور تحمیل شد و زبان امهری به عنوان زبان رسمی دولت تعیین گردید، با اینکه آدیس‌آبابا در منطقه اورومیا واقع شده است. قومیت اورومو با اکثریت مسلمان، در طول تاریخ معاصر اتیوپی همواره از حاشیه رانده شدن شکایت داشته است. به دلیل اختلافات ناسیونالیستی و نگاه مسیحی به اتیوپی، قومیت تیگرای از سال ۱۹۹۱ (زمان به قدرت رسیدن ملس زناوی تا وفاتش در ۲۰۱۲) بر حکومت مسلط شد، با وجود اینکه یک اقلیت کوچک هستند. پس از او دسالین (معاون زناوی) به قدرت رسید که با وجود تعلق به یک قومیت کوچک دیگر، کنترل مفاصل دولت، ارتش و نهادهای امنیتی همچنان در دست تیگرای‌ها باقی ماند. پس از اعتراضات گسترده قومیت اورومو در سال ۲۰۱۵ که تا استعفای دسالین در سال ۲۰۱۸ ادامه یافت، آابی احمد به عنوان نخستین نخست‌وزیر از قومیت اورومو در اتیوپی مدرن منصوب شد.

۴- آابی احمد شروع به خارج کردن تیگرای‌ها از مفاصل دولت کرد و در ژوئن ۲۰۱۸ رئیس ستاد ارتش و مدیر دستگاه امنیت و اطلاعات ملی را که هر دو از تیگرای بودند، برکنار کرد. جبهه تیگرای این اقدام را یک هدف‌گیری قومیتی قلمداد کرد. اما نکته عجیب اینجاست که آابی احمد به نفع قومیت خود (اورومو) که در طول تاریخ حاشیه‌نشین بوده، عمل نکرد، بلکه با قومیت امهر متحد شد. شاید اورومو بودن او از پدری مسلمان و مادری مسیحی از قوم امهر، و ازدواجش با یک زن مسیحی امهری، در درون او گرایشی به سمت امهری‌ها ایجاد کرده باشد. به همین دلیل قومیت اورومو به سرعت متوجه این گرایش شدند و علیه او با جبهه آزادی‌بخش تیگرای متحد گشتند.

سوم: با دقت در این ابعاد بین‌المللی و محلی، درمی‌یابیم که درگیری‌های ملی‌گرایانه و نژادی در اتیوپی عامل اصلی حوادث محلی است، در حالی که قدرت‌های بزرگ صاحب نفوذ از این وضعیت بهره‌برداری کرده و آن را همسو با سیاست‌ها و منافع خود هدایت می‌کنند. درگیری‌های اتیوپی در طول تاریخ معاصر چنین بوده است. اگر به سال‌ها پیش بازگردیم، می‌بینیم که ظهور قومیت تیگرای از زمان تأسیس جبهه آزادی‌بخش تیگرای در سال ۱۹۷۵ آغاز شد و پس از ۱۵ سال، ملس زناوی در سال ۱۹۹۱ قدرت را به دست گرفت. او شروع به تغییرات قانون اساسی کرد تا حق جدایی تیگرای از اتیوپی را در صورت چرخش قدرت در آدیس‌آبابا تضمین کند. ماده (۳۹) قانون اساسی ۱۹۹۵ اتیوپی نیز به همین دلیل وضع شد که به هر یک از ملل اتیوپی حق تعیین سرنوشت و جدایی بی‌قید و شرط می‌دهد. اما تیگرای‌ها تا زمانی که بر دولت مسلط بودند نیازی به این ماده نداشتند. این سلطه با به قدرت رسیدن آابی احمد پایان یافت. هنگامی که دولت آابی احمد انتخابات پارلمانی اوت ۲۰۲۰ را به بهانه کرونا به تعویق انداخت، جبهه تیگرای آن را نپذیرفت و به طور یکجانبه انتخابات را در منطقه خود برگزار کرد و به عنوان یک شورشی در مسیر جدایی از دولت قرار گرفت. به دلیل این گرایش‌های تجزیه‌طلبانه و حمله به پایگاه‌های ارتش مرکزی در منطقه، جنگ در ۲۰۲۰/۱۱/۴ آغاز شد. ارتش اتیوپی در مدت کوتاهی با کمک ارتش اریتره توانست کل منطقه و مرکز آن (میکله) را تصرف کند و نیروهای تیگرای به کوه‌ها پناه بردند.

چهارم: اما دولت مرکزی در آدیس‌آبابا چند ماه بعد به شکلی غیرمنتظره شروع به عقب‌نشینی کرد. ابتدا خروج نیروهای اریتره اعلام شد در حالی که پیش از آن آدیس‌آبابا حضور آن‌ها را انکار می‌کرد (نخست‌وزیر اتیوپی روز جمعه گفت نیروهای اریتره از تیگرای خارج خواهند شد. France 24، ۲۰۲۱/۳/۲۶). سپس عقب‌نشینی خود ارتش اتیوپی اعلام شد (وزیر خارجه اتیوپی عقب‌نشینی دولت از تیگرای را یک تصمیم سیاسی خواند و افزود: "ما دیگر مسئول اتفاقات تیگرای نیستیم." المصری الیوم، ۲۰۲۱/۶/۳۰). همچنین طبق همان منبع، آابی احمد اعلام کرد: "خروج ما از تیگرای فرصتی به مردم این منطقه می‌دهد تا عمیقاً فکر کنند... ما حدود ۱۰۰ میلیارد بیر در تیگرای هزینه کردیم که ۱۳ برابر بودجه سالانه این منطقه است، اما دیگر نمی‌خواهیم به این هزینه‌های بی‌فایده ادامه دهیم." این عقب‌نشینی علیرغم پیروزی قاطع حزب آابی احمد در انتخابات پارلمانی ۲۰۲۱/۷/۱۰ صورت گرفت؛ انتخاباتی که او آن را حمایتی مردمی از لشکرکشی به تیگرای می‌دانست. دولت برای توجیه این عقب‌نشینی، اولویت را حفاظت از سد النهضه پس از درگیری با ارتش سودان در منطقه مرزی فاشقه اعلام کرد (القدس العربی، ۲۰۲۱/۷/۲).

پنجم: با بررسی دقیق درمی‌یابیم که ارتش ضعیف اتیوپی نمی‌توانست در اواخر ۲۰۲۰ به آن سادگی منطقه شورشی را اشغال کند مگر با حمایت آمریکا؛ و دلیل این حمایت، مشارکت ارتش اریتره است که رئیس‌جمهور آن، اسیاس آفورقی، مزدور قدیمی آمریکا است. همچنین آمریکا بود که اجازه خروج ارتش اریتره را صادر کرد و تمام شواهد نشان می‌دهد که عقب‌نشینی ارتش اتیوپی داوطلبانه و برای باز کردن فضا برای جبهه تیگرای بوده است که این امر هرگز بدون درخواست آمریکا رخ نمی‌دهد.

ششم: با تأمل در آنچه در اتیوپی گذشت و می‌گذرد، تغییر نقشه‌های آمریکا برای اتیوپی و کل شاخ آفریقا آشکار می‌شود:

۱- زمانی که آمریکا از دولت آابی احمد حمایت کرد و عربستان (بن سلمان) را به پشتیبانی از او واداشت، تصور می‌کرد او قادر به برقراری ثبات در اتیوپی است. اما بعداً مشخص شد که او ناتوان است. اتحاد ارتش آزادی‌بخش اورومو با جبهه تیگرای برای سرنگونی دولت، نشان‌دهنده شکست آابی احمد حتی در جذب قومیت خودش است. از سوی دیگر، دولت ترامپ که در اواخر ۲۰۲۰ از حمله به تیگرای حمایت کرد، تنها از زاویه دید کیان یهود به مسئله می‌نگریست؛ چرا که کیان یهود فداکاری آابی احمد در طرح‌های سد النهضه را تهدیدی استراتژیک برای مصر می‌دید.

۲- با آمدن دولت بایدن، نقشه‌های آمریکا تغییر کرد و سیاست واشینگتن به سمت تجزیه اتیوپی متمایل شد. این امر خروج ارتش اریتره و اتیوپی از منطقه و قرار دادن آن در مسیر جدایی را توجیه می‌کند. با پیگیری اظهارات مقامات آمریکایی، می‌بینیم که آن‌ها مدام از "وحدت اراضی اتیوپی" دم می‌زنند، در حالی که جبهه تیگرای و متحدانش چنین چیزی را علناً نمی‌گویند! موارد زیر این رویکرد آمریکا برای تجزیه اتیوپی را تأیید می‌کند:

الف- آنچه در عمل جریان دارد با طراحی آمریکا است. ائتلاف ۹ گروه مخالف با جبهه تیگرای علیه دولت مرکزی در واشینگتن، پایتخت آمریکا، شکل گرفت. (ائتلافی متشکل از نه گروه مخالف دولت اتیوپی روز جمعه "۵ نوامبر ۲۰۲۱" اعلام کرد که هدفش سرنگونی دولت آابی احمد از طریق زور یا مذاکره و تشکیل دولت انتقالی است... رهبران این گروه‌ها در واشینگتن این ائتلاف را اعلام کردند علیرغم فراخوان‌های رهبران آفریقایی و غربی برای آتش‌بس... Deutsche Welle آلمان، ۲۰۲۱/۱۱/۵). آشکار است که آمریکا حامی این نیروهای جدایی‌طلب و تضعیف دولت آابی احمد است.

ب- مجله آمریکایی Foreign Affairs در مقاله‌ای مفصل درباره جنگ اتیوپی نوشت: (حتی اگر توقف جنگ ممکن باشد، نبود هویت واحد برای کشور و اختلافات شدید بر سر نحوه حکومت، نجات اتیوپی از فروپاشی را دشوار می‌کند. بدون یک چشم‌انداز مشترک، آابی احمد نخواهد توانست جلوی نیروهای تجزیه‌طلب را بگیرد. الجزیره نت، ۲۰۲۱/۱۱/۶).

هفتم: خلاصه آنکه آمریکا به دنبال تضعیف دولت مرکزی آابی احمد در آدیس‌آبابا است و راه را برای پیروزی‌های پی‌درپی شورشیان تیگرای و دیگران هموار می‌کند. تمام این‌ها بر اساس نقشه دولت بایدن برای تجزیه اتیوپی به دولت‌شهرهای کوچک پیش می‌رود. شاید این تقسیم‌بندی در کوتاه‌مدت رخ ندهد، اما نقشه فعلی آمریکا همین است؛ همان نقشه‌ای که برای سودان اجرا و منجر به جدایی جنوب آن شد. این‌ها همگی نشان‌دهنده اوج جنایتکاری در ذهنیت سیاسی آمریکا است. آمریکا و دیگر قدرت‌های استعماری برای اجرای سیاست‌های خود باکی از خونریزی ندارند و این ملت‌های مستضعف هستند که بهای آن را می‌پردازند. در اتیوپی، مسلمانان (به‌ویژه مردم اورومو) همواره نخستین قربانیان بوده‌اند. قدرت‌های مختلف اتیوپی به همراه اربابان استعمارگرشان متفق‌القول‌اند که مسلمانان سهمی در حکومت نداشته باشند و اتیوپی باید چهره‌ای مسیحی داشته باشد تا از ظهور اسلام در صحنه سیاسی جلوگیری شود.

آفریقا به الگویی از جنایت‌های غرب تبدیل شده است، همان‌طور که در کشتارهای رواندا و غیره رخ داد. در این میان، هیچ‌کس نمی‌تواند در برابر این قدرت‌های وحشی بین‌المللی بایستد مگر دولت اسلام، دولت خلافت؛ دولتی که هدایت را در میان مردم نشر می‌دهد تا جایگزین تعصبات و ملی‌گرایی‌های متعفن شود، پرده از جنایات قدرت‌های بزرگ برمی‌دارد و آن‌ها را مایه عبرت می‌سازد. آنگاه است که دنیا با کلام خداوند عزیز و مقتدر به لرزه درمی‌آید:

وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقاً

«و بگو حق آمد و باطل نابود شد؛ همانا باطل همواره نابودشدنی است.» (اسراء: ۸۱)

۱۶ ربیع‌الآخر ۱۴۴۳ هـ ۲۰۲۱/۱۱/۲۱ م

Share Article

Share this article with your network