پاسخ به سؤال
نشانههای نزدیکی آمریکا و فرانسه!
سؤال: دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بار دیگر در روز پنجشنبه درباره سفر اخیر خود به فرانسه سخن گفت... (ترامپ در مصاحبهای با روزنامه نیویورک تایمز اظهار داشت که مکرون «شخصی عالی، باهوش و قوی است و دوست دارد دست مرا بگیرد»، وی افزود: «مردم درک نمیکنند که او چقدر دوست دارد دست مرا بگیرد...») (العربیه دوت نت - واشینگتن فرانس پرس، ۲۰۱۷/۰۷/۲۰). رئیسجمهور ترامپ در تاریخ ۲۰۱۷/۷/۱۳ از پاریس بازدید کرد و مکرون، رئیسجمهور کنونی، با گرمی از او استقبال نمود؛ این در حالی است که اولاند، رئیسجمهور سابق فرانسه، نارضایتی خود را از رئیسجمهور آمریکا نشان داده بود و رهبران اروپایی اتهامات شدیدی را علیه ترامپ مطرح میکردند! نشانههای این نزدیکی آمریکا و فرانسه و اهداف سفر ترامپ به پاریس چیست؟ همچنین، آیا این سفر بازتابی بر اوضاع سوریه دارد؟ بهویژه که مکرون، رئیسجمهور فرانسه، از استراتژی جدید فرانسه و آمریکا در سوریه سخن میگوید؟
پاسخ: سردرگمی ترامپ در سیاست بینالملل نتایج متلاطم و قابل توجهی به همراه داشته است؛ برای نمونه، اظهارات تکاندهنده او درباره کارآمدی پیمان ناتو که منجر به واکنشهای تندی علیه سیاست آمریکا شد و مشهورترین آنها از سوی برلین بود... همچنین ترامپ در جریان مبارزات انتخاباتی و پس از تحلیف در ۲۰۱۷/۱/۲۰، خشم خود را از اتحادیه اروپا پنهان نکرد، از همهپرسی خروج بریتانیا (Brexit) تمجید کرد و سفیر پیشنهادی آمریکا در بروکسل نیز فروپاشی قریبالوقوع اتحادیه اروپا را پیشبینی نمود. آمریکا منتظر انتخابات هلند و فرانسه ماند، به امید آنکه مخالفان اتحادیه اروپا پیروز شوند و فروپاشی اتحادیه در سال ۲۰۱۷ محقق گردد. اما اروپا در برابر این موضوع ایستادگی کرد و موفق شد مانع از تأثیر "دومینو"ی بریتانیا بر هلند و فرانسه شود و بدین ترتیب شبح فروپاشی اتحاد خود را دور کرد... آنچه بر سردرگمی او در سیاست بینالملل افزود، عقبنشینی از تصمیماتش بود؛ نوسانات دیدگاه ترامپ درباره ناتو که آن را پیمانی «منسوخ» نامید و سپس آشکارا از آن موضع عقبنشینی کرد، خروج از توافقنامه آب و هوایی پاریس و سپس پیشنهاد مذاکره مجدد درباره آن، ایستادن در لبه جنگ با کره شمالی و سپس عقبنشینی، نگاه منفی به چین و سپس همراهی با آن در انتظار نتیجهای در پرونده کره شمالی، و اظهارات تند در صحنه سوریه و سپس رها کردن امور به حال خود در آستانه و ژنو...
همچنین وضعیت داخلی او بهویژه با مخالفتهایی که علیه سیاستهایش پیرامون موضوع حمایت روسیه از او در انتخابات برانگیخته شد، متلاطم گشت... پیامد این مشکلات و مخالفتها این شد که تماسهای رئیسجمهور و اعضای دولتش با روسیه به مسئلهای بسیار حساس در آمریکا تبدیل شود. این وضعیت به رئیسجمهور برای به سرانجام رساندن توافق روسیه و آمریکا کمکی نکرد؛ توافق به تأخیر افتاد و ترامپ با رئیسجمهور روسیه تنها یک دیدار در حاشیه نشست گروه ۲۰ در شهر هامبورگ آلمان (۲۰۱۷/۷/۷) داشت. حتی روابط آمریکا و روسیه در زمانی که کنگره تحریمهای بیشتری علیه روسیه وضع کرد، پیچیدهتر شد. علاوه بر این، افزایش گزارشهای آمریکایی درباره دخالت روسیه در انتخابات، فشار داخلی بر رئیسجمهور را بیشتر کرد، بماند که او در مسیر بازسازی روابط کشورش با مسکو نیز با دشواری روبرو شد...
همه این موارد باعث ایجاد تزلزل در سیاست بینالملل میان آمریکا و کشورهای اتحادیه اروپا شد؛ این تزلزل بسته به منافع این کشورها و تواناییشان در بهرهبرداری از وضعیت جدید سیاست آمریکا، بین مثبت و منفی نوسان داشت. در ادامه مواضع کشورهای مرتبط را نسبت به سیاست ترامپ بررسی کرده و سپس به نشانههای موضع فرانسه که منجر به دعوت از ترامپ برای سفر به پاریس و استقبال گرم از او شد، میپردازیم:
۱- اما بریتانیا؛ سفر زودهنگام ترزا می، نخستوزیر بریتانیا، به واشینگتن در ۲۰۱۷/۱/۲۶ و شتاب او برای امضای توافقنامه تجاری با واشینگتن، قرار بود الگویی برای سایر کشورهای اتحادیه جهت تشویق به خروج از آن باشد. بدین ترتیب بریتانیا پیوند خود را با آمریکا بازسازی کرد و به دولت ترامپ بسیار امیدوار شد. اما پس از کمرنگ شدن امیدهای آمریکا برای فروپاشی اتحادیه اروپا – که با پیروزی طرفداران اروپا در انتخابات هلند و فرانسه آشکار شد – نگاه مثبت ترامپ به بریتانیا تغییر کرد؛ زیرا او میخواست بریتانیا رهبری روند فروپاشی اروپا را بر عهده بگیرد. وقتی Brexit لندن در پاریس و آمستردام تکرار نشد، آمریکا شروع به دستاندازی به منافع بینالمللی بریتانیا کرد که شوک بزرگی برای لندن بود. آمریکا مهره خود، سیسی را به حمایت بیشتر از حفتر واداشت بدون آنکه منافع بریتانیا در لیبی را در نظر بگیرد، و مزدوران خود را به شکلی غافلگیرکننده برای فشار بر قطر – که سرنیزه بریتانیا در منطقه عربی و اسلامی محسوب میشود – سوق داد. با این اقدامات و موارد دیگر، سیاست بریتانیا دچار آشفتگی شد و اعتماد خود را به آمریکای ترامپ از دست داد؛ خود را میان پتک آمریکا از یک سو و سندان اروپا که برای خروج از اتحادش با آن مذاکره میکرد از سوی دیگر یافت. در برابر این تردیدهای گسترده، نخستوزیر بریتانیا انتخابات زودهنگام اعلام کرد که حتی برای اعضای دولتش نیز غافلگیرکننده بود. با نتیجه برنامهریزی شده انتخابات ۲۰۱۷/۶/۸، بریتانیا میان خروج از اتحادیه اروپا یا بازگشت به آن معلق ماند؛ چرا که انتخابات نشان داد حامیان خروج در حال ضعیف شدن هستند و این احتمال بقا را تقویت میکند، مگر آنکه مذاکرات با بروکسل به توافقی رضایتبخش ختم شود. بدین ترتیب مشخص میشود که چگونه سیاست جدید آمریکا، بریتانیا را آشفته کرده است.
۲- در جنبهای مهمتر، یعنی جنبه روسیه، گرایشهای اروپایی پس از الحاق کریمه توسط روسیه در سال ۲۰۱۴ و شعلهور کردن شرق اوکراین، با مواضع آمریکا همسو بود. تحریمهای آمریکا و اروپا نشاندهنده توافق نظر آنها در مورد نگرانی اروپاییها از تخریب مرزها در شرق اروپا توسط پوتین بود. اما ترامپ از زمان مبارزات انتخاباتی خود، آن تحریمها را نقد میکرد و وعده ساخت روابط صمیمانه با روسیه را میداد؛ امری که اروپا را در مواجهه با ظهور مجدد روسیه تنها گذاشت و آشفته کرد. هرچند رهبران اروپا درک میکردند که دولت اوباما خود اجازه ظهور روسیه را داد – بهویژه پس از مشارکت دادن آن در جنگ سوریه – اما ترامپ تهدید کرد که در توافق دوجانبه با روسیه در مسائل جهانی فراتر خواهد رفت، امری که ممکن است امیدهای اروپایی برای داشتن نقش در بحرانهای بینالمللی را از بین ببرد.
۳- آلمان اما مواضعی قاطع در مخالفت با سیاست جدید آمریکا داشت. انتقادات آمریکا از کشورهای اروپایی ناتو را رد کرد و بدهکار بودن آلمان و اروپا به آمریکا در مسائل دفاعی را زشت شمرد. خروج آمریکا از توافقنامه اقلیمی را محکوم کرد و هرگونه مذاکره جدید درباره آن را نپذیرفت. همچنین توافقنامههای تسلیحاتی ترامپ با عربستان را نقد کرد و آن را ریختن بنزین بر آتش در منطقهای شعلهور دانست. آلمان علیرغم تغییر موضع فرانسه، بر این مواضع باقی ماند؛ به گزارش شامگاهی دویچه وله آلمان: «مواضع آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان در قبال رئیسجمهور آمریکا در جریان نشست گروه ۲۰ در آلمان تند بود، در حالی که رئیسجمهور فرانسه اصرار داشت که ترامپ را خشمگین نکند...» (دویچه وله آلمان، ۲۰۱۷/۷/۱۴). در مجموع میتوان گفت که آلمان تلاشهای خود را برای احیای خود به عنوان یک قدرت بزرگ، تحت تأثیر سیاستهای جدید آمریکا، بهطور قابل توجهی افزایش داده است.
۴- در ادامه به بررسی نشانههای سفر ترامپ به فرانسه و نزدیکی ظاهری آمریکا و فرانسه میپردازیم... و اینکه اهداف فرانسه از دعوت ترامپ برای شرکت در جشن ملی (۲۰۱۷/۷/۱۳) و برجسته کردن آنچه صدمین سالگرد مشارکت آمریکا در جنگ جهانی اول نامیدند، چیست؛ واقعهای قدیمی که به ندرت برای آن جشنهای اینچنینی برگزار میشود مگر برای اهداف خاص. در حالی که ترامپ روابط با کل اروپا را متشنج میکرد، فرانسه از او برای شرکت در جشن ملیاش دعوت کرد! سایت روزنامه ایلاف ذکر کرد: «مکرون روز سهشنبه در تماسی تلفنی با ترامپ، دعوت خود را برای سفر به فرانسه و شرکت در جشن ملی تجدید کرد. مکرون اولین بار در اواخر ماه مه گذشته در جریان نشست ناتو در بروکسل این دعوت را مطرح کرده بود...» (سایت روزنامه ایلاف ۲۰۱۷/۶/۲۸). در نشست اخیر گروه ۲۰ در آلمان (۲۰۱۷/۷/۷) نیز مکرون با گرمی ترامپ را احاطه کرد تا انزوای او را در میان رهبران – بهویژه اروپاییها که به دلیل خروج از توافق اقلیمی انتقادات تندی به او داشتند – بشکند؛ به گونهای که خود ترامپ نیز از دعوت مکرون در آن فضا غافلگیر شد: «ترامپ گفت که از دریافت این دعوت پس از تصمیمش برای خروج از توافق پاریس درباره آب و هوا که ۱۹۵ کشور در سال ۲۰۱۴ آن را امضا کرده بودند، غافلگیر شده است...» (العربیه دوت نت، ۲۰۱۷/۰۷/۲۰).
۵- اما اهداف این رویکرد جدید فرانسه؛ باید تأکید کرد که فرانسه به عنوان قطب اصلی اتحادیه اروپا، از سرسختترین منتقدان ترامپ و نگران اثر سیاستهای او بر روابط آمریکا و اروپا بود. این موضوع مختص اولاند نبود، بلکه مکرون نیز از زمان مبارزات انتخاباتی تا همین اواخر انتقادات بزرگی به ترامپ وارد کرده بود. این چرخش فرانسه به سمت آمریکا تنها از چند هفته پیش نمایان شد و به شکل آشکار در دعوت از ترامپ و استقبال بسیار گرم از او خود را نشان داد... با بررسی این چرخش، احتمال میرود که دارای دو بُعد باشد که اهمیت یکی از دیگری کمتر نیست:
بُعد اول مربوط به جنبه سوریه در این چرخش است؛ پس از آنکه مکرون اعلام کرد: «جایگزین مشروعی برای بشار نمیبیند و فرانسه دیگر برکناری بشار را شرطی برای حلوفصل نمیداند...» (رویترز، ۲۰۱۷/۶/۲۱)، وی اندکی پیش از استقبال از ترامپ گفت: «ما دکترین فرانسه درباره سوریه را برای رسیدن به یک راه حل سیاسی جامع تغییر دادیم و برکناری بشار را شرط آن قرار نمیدهیم...» (الشرق الاوسط، ۲۰۱۷/۷/۱۳). بدین ترتیب فرانسه به آمریکایی نزدیک شد که برگه نظام و بسیاری از گروههای مسلح در سوریه را در دست دارد. این نزدیکی برای آن است که فرانسه نقشی در سوریه ایفا کند که مدتهاست در آرزوی آن است... و میداند که تنها با اجازه آمریکا به این نقش دست خواهد یافت... و همینطور هم شد؛ این گرمی با ترامپ و عدم پافشاری بر رفتن بشار به این دلیل است که او میداند آمریکا در حال حاضر خواهان رفتن او نیست تا زمانی که مزدوری جایگزین برای مزدور فعلی ترتیب دهد، و آمریکا هنوز چنین کسی را نیافته است... از این رو فرانسه شروع به رهایی از مواضع پیشین خود کرد که آنها را موانعی بر سر راه مشارکتش میدید. همچنین نغمه «مبارزه با تروریسم» او با همان موسیقیای نواخته میشود که ترامپ اعلام میکند... لذا مکرون در کنفرانس خبری مشترک با ترامپ گفت: «او با رئیسجمهور ترامپ بر سر وضع یک نقشه راه برای مرحله پس از جنگ در عراق و سوریه توافق کرده است. مکرون افزود که با رئیسجمهور آمریکا بر سر بذل تمامی تلاشها برای مبارزه با (تروریسم) نیز توافق کرده است...» (روسیه الیوم، ۲۰۱۷/۷/۱۳).
بُعد دوم، نگرانیهای فرانسه از صعود نقش آلمان است؛ این نگرانیها باعث شده فرانسه با آلمان لجبازی کند. در حالی که انتقادات آلمان از ترامپ شدت میگیرد، فرانسه به او روی خوش نشان میدهد! بلافاصله پس از پایان سفر ترامپ به پاریس، فرانسوا دلاتر، نماینده فرانسه در سازمان ملل ذکر کرد: «تیم تماسی که پاریس پیشنهاد تشکیل آن را درباره سوریه داده است، باید شامل کشورهای عضو شورای امنیت و بازیگران منطقهای باشد. این دیپلمات تأکید کرد که وظیفه این تیم "نشر صلح و آمادهسازی نقشه راه" است. وی افزود مهمترین چیز اکنون وحدت کلمه جامعه بینالمللی و ارائه طرحهای جدید در حمایت از تلاشهای استفان دیمیستورا است...» (روسیه الیوم، ۲۰۱۷/۷/۱۴). بدین ترتیب فرانسه خواستار تشکیل «تیم تماس درباره سوریه» با حضور «کشورهای عضو شورای امنیت و بازیگران منطقهای» است تا «ابتکاری ملموس به پنج کشور ارائه دهد»، یعنی استثنا کردن آلمان از این نقش به اعتبار اینکه عضو شورای امنیت نیست؛ امری که نشاندهنده دغدغههای فرانسه از صعود آلمان است و نمیخواهد برای آن نقشی بینالمللی قائل شود...
۶- بدین ترتیب، تلاطم سیاست ترامپ بهویژه سفر او به فرانسه، تغییری در سیاست بینالملل میان آمریکا و اتحادیه اروپا ایجاد کرده است، تا جایی که برخی رسانهها این سفر را به مثابه آغاز یک نظم نوین جهانی دانستند: «روزنامه تایمز بریتانیا سفر دونالد ترامپ به پاریس را به مثابه آغاز یک نظم نوین جهانی دانست که در آن امانوئل مکرون کشورش را به سمت رابطهای جدید با آمریکا و آلمان هدایت میکند. این روزنامه معتقد است که مکرون خود را به عنوان رهبر دوفاکتوی اتحادیه اروپا پس از خروج بریتانیا مطرح میکند؛ به گفته این روزنامه، برگهای بازی در اروپا پس از خروج بریتانیا بازتوزیع خواهد شد. سرمقاله این روزنامه نتیجهگیری کرد که اتحادیه اروپا به گونهای ساخته شده که اجازه نمیدهد آلمان یا فرانسه به تنهایی قدرت مسلط در آن باشند، و اشاره کرد که دو کشور توانستند از قرنها دشمنی عبور کرده و با هم قاره اروپا را (با بریتانیا یا بدون آن) رهبری کنند، اما اکنون در دو جهت مخالف شنا میکنند؛ فرانسه تحت رهبری مکرون به دنبال رهبری اروپا است و آلمان تحت رهبری مرکل میخواهد بر حفظ اروپای سالم و کامل تمرکز کند...» (سایت روزنامه الوفد، ۲۰۱۷/۷/۱۴).
۷- اما آنچه در پایان این پاسخ میگوییم این است که رؤیاهای فرانسه برای ورود به صحنه سوریه چندان دوام نخواهد آورد و با واقعیت موضع آمریکا که چیزی جز انحصارطلبی در بحران سوریه را نمیپذیرد، برخورد خواهد کرد. اندک نرمشی که آمریکا نسبت به گرایشهای فرانسه در سوریه نشان میدهد، صرفاً برای دامن زدن به نزاع فرانسوی-آلمانی است تا تفرقه در داخل اتحادیه اروپا برای فروپاشی آن بیشتر شود...
اما در مورد ترس فرانسه از صعود آلمان، این ترسی واقعی است؛ چرا که مؤلفههای قدرت در آلمان بر مؤلفههای فرانسه برتری دارد و این حقیقتی تاریخی و جغرافیایی است. زمانی که آلمان از تعهد (اخلاقی) کنونی خود به توافقنامههای جنگ جهانی دوم – که آن را از ایفای نقش نظامی بینالمللی مؤثر باز میدارد و ملزم میکند که تنها بر نفوذ صنعتی-اقتصادی تمرکز کند – رها شود، به احتمال زیاد دوباره در اروپا فراتر از فرانسه ظاهر خواهد شد، هرچقدر هم که فرانسه به آمریکا نزدیک شود.
از خداوند سبحان میخواهیم که اختلاف و درگیری را در میان آنان شدید گرداند تا بنیانشان فرو ریزد:
فَأَتَى اللَّهُ بُنْيَانَهُم مِّنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِن فَوْقِهِمْ وَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ
«پس خداوند به بنیان [و ساختمان] آنها از پایهها [و شالودهها] زد، پس سقف از بالای سرشان بر آنان فرو ریخت و عذاب از جایی که نمیفهمیدند به سراغشان آمد.» (نحل: ۲۶)
و اینکه به زودی دولت اسلام در نزدیکی دیارشان برپا شود و خیر را در سراسر جهان بگستراند، و فرموده پیامبر ﷺ در حدیثی که احمد در مسند خود از تمیم داری روایت کرده، محقق گردد:
لَيَبْلُغَنَّ هَذَا الْأَمْرُ مَا بَلَغَ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَلَا يَتْرُكُ اللَّهُ بَيْتَ مَدَرٍ وَلَا وَبَرٍ إِلَّا أَدْخَلَهُ اللَّهُ هَذَا الدِّينَ بِعِزِّ عَزِيزٍ أَوْ بِذُلِّ ذَلِيلٍ عِزًّا يُعِزُّ اللَّهُ بِهِ الْإِسْلَامَ وَذُلًّا يُذِلُّ اللَّهُ بِهِ الْكُفْرَ
«به راستی که این امر (اسلام) به هر جایی که شب و روز میرسد، خواهد رسید؛ و خداوند هیچ خانهای از گل و سنگ و یا از کرک و مو (خیمه) را باقی نمیگذارد مگر اینکه این دین را در آن داخل میکند؛ با عزتِ عزتمندی یا با خواریِ خوارشدهای؛ عزتی که خداوند با آن اسلام را عزیز میگرداند و خواریای که خداوند با آن کفر را خوار میسازد.»
و بیهقی نیز مشابه آن را در السنن الکبری و همچنین حاکم در مستدرک خود آوردهاند. این امر به یاری و توفیق خداوند محقق خواهد شد و این بر خداوند دشوار نیست.
۲۹ شوال ۱۴۳۸ هـ ۲۰۱۷/۰۷/۲۳ م