Home About Articles Ask the Sheikh
پرسش و پاسخ

پاسخ به یک سؤال: حدیث «إِنَّ الإِسْلامَ يَجُبُّ مَا كَانَ قَـبْلَهُ»

October 03, 2023
2269

سلسله پاسخ‌های عالم جلیل‌القدر، عطاء بن خلیل ابوالرشته، امیر حزب‌التحریر، به سؤالات کاربران در صفحه‌ی Facebook (بخش فقهی)

پاسخ به سؤال

به: Salah Fawzi

سؤال:

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

برادر گرامی، با درود و تحیت؛

در کتاب «مقدمه قانون اساسی»، جلد ۱، ماده ۹۵ چنین آمده است:

«اما پیگیری پرونده‌های مربوط به کسانی که به اسلام و مسلمانان آزار رسانده‌اند؛ به این دلیل است که پیامبر ﷺ هنگامی که مکه را فتح کرد، خون چند نفر را که در دوران جاهلیت به اسلام و مسلمانان آزار می‌رساندند، هدر [مباح] اعلام کرد؛ ایشان خون آن‌ها را هدر دانست حتی اگر به پرده‌های کعبه آویخته باشند. با وجود اینکه رسول‌الله ﷺ فرموده است: "همانا اسلام، آنچه پیش از آن بوده را پاک می‌کند" (رواه احمد و طبرانی از عمرو بن عاص)؛ یعنی کسی که به اسلام و مسلمانان آزار رسانده، از این حدیث مستثنی است.»

من درباره وضعیت این افراد تحقیق کردم و متوجه شدم که برخی از آن‌ها مسلمان شده و سپس مرتد شده بودند و برخی دیگر اسلام نیاورده و کشته شدند. کسی که مسلمان شده و سپس مرتد گشته، اصل بر این است که به‌خاطر ارتدادش مجازات شود، و کسی که بر شرک خود باقی مانده و از آزاردهندگان بوده، طبق آنچه در ماده ذکر شده، بنا بر مصلحت‌دید امامِ مسلمانان، با قتل یا عفو مواجه می‌شود. اما در هر دو حالت، حدیث «اسلام پیش از خود را پاک می‌کند» بر آن‌ها صدق نمی‌کند، زیرا تا جایی که ما می‌دانیم، این قاعده متعلق به کسی است که تازه اسلام آورده است. پس چرا در این ماده به این حدیث استناد شده است، در حالی که برخی از صحابه مانند خالد بن ولید و وحشی بن حرب (رضی الله عنهما) پیش از اسلام آوردن، شمشیر بر روی مسلمانان کشیدند و آن‌ها را کشتند، اما رسول‌الله ﷺ پس از اسلام آوردن‌شان، هیچ واکنشی علیه آن‌ها نشان نداد؟

بارک الله فیکم و خداوند گام‌هایتان را استوار بدارد و پیروزی را به دست شما جاری سازد.

صلاح فوزی - قدس شریف

پاسخ:

وعلیکم السلام و رحمة الله و برکاته،

به نظر می‌رسد در فهم این مسئله ابهامی به وجود آمده است. حدیث پیامبر ﷺ که احمد و طبرانی از عمرو بن عاص روایت کرده‌اند:

إِنَّ الإِسْلامَ يَجُبُّ مَا كَانَ قَـبْلَهُ

"همانا اسلام، آنچه را که پیش از آن بوده، پاک می‌کند [از بین می‌برد]."

دلالت بر این دارد که هر یک از کفار که اسلام بیاورد، آنچه پیش از اسلام از او سر زده، گویی نبوده است؛ یعنی نسبت به اعمال پیش از اسلامش بازخواست نمی‌شود، زیرا ورود به اسلام، گناهان پیش از آن را محو می‌کند... اما اینکه پیامبر ﷺ هنگام فتح مکه «خون چند نفر را که در دوران جاهلیت به اسلام و مسلمانان آزار می‌رساندند، هدر اعلام کرد، حتی اگر به پرده‌های کعبه آویخته باشند»، از این عمل چنین فهمیده می‌شود که آن‌ها به‌خاطر آزاری که به مسلمانان رسانده‌اند، همچنان مورد مؤاخذه هستند، حتی اگر اسلام بیاورند. زیرا سخن پیامبر ﷺ که فرمود: «حتی اگر به پرده‌های کعبه آویخته باشند»، نشان می‌دهد که ایشان حالتِ دخول آن‌ها به اسلام را استثنا نکرد، بلکه به کشتن آن‌ها در هر حال فرمان داد. از این رو، ما چنین فهمیدیم کسانی که به اسلام و مسلمانان آزار می‌رسانند، به‌خاطر افعال‌شان مجازات می‌شوند حتی اگر وارد اسلام شوند. پس حدیث «إِنَّ الإِسْلامَ يَجُبُّ مَا كَانَ قَـبْلَهُ» شامل حال آن‌ها نمی‌شود و آن‌ها از این قاعده مستثنی هستند؛ یعنی آزار و اذیت‌های آنان نسبت به اسلام و مسلمانان، با اسلام آوردن لغو نمی‌شود بلکه نسبت به آن بازخواست می‌شوند و پس از آن، تصمیم‌گیری درباره آن‌ها با «امام» است که اگر بخواهد آنان را عفو کند و اگر بخواهد مجازات نماید.

دلیلِ صحت این فهم، روایتی است که نسائی در سنن خود از مصعب بن سعد و او از پدرش نقل کرده که گفت:

لَمَّا كَانَ يَوْمُ فَتْحِ مَكَّةَ أَمَّنَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ النَّاسَ إِلَّا أَرْبَعَةَ نَفَرٍ وَامْرَأَتَيْنِ وَقَالَ اقْتُلُوهُمْ وَإِنْ وَجَدْتُمُوهُمْ مُتَعَلِّقِينَ بِأَسْتَارِ الْكَعْبَةِ عِكْرِمَةُ بْنُ أَبِي جَهْلٍ وَعَبْدُ اللَّهِ بْنُ خَطَلٍ وَمَقِيسُ بْنُ صُبَابَةَ وَعَبْدُ اللَّهِ بْنُ سَعْدِ بْنِ أَبِي السَّرْحِ فَأَمَّا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ خَطَلٍ فَأُدْرِكَ وَهُوَ مُتَعَلِّقٌ بِأَسْتَارِ الْكَعْبَةِ فَاسْتَبَقَ إِلَيْهِ سَعِيدُ بْنُ حُرَيْثٍ وَعَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ فَسَبَقَ سَعِيدٌ عَمَّاراً وَكَانَ أَشَبَّ الرَّجُلَيْنِ فَقَتَلَهُ وَأَمَّا مَقِيسُ بْنُ صُبَابَةَ فَأَدْرَكهُ النَّاسُ فِي السُّوقِ فَقَتَلُوهُ وَأَمَّا عِكْرِمَةُ فَرَكِبَ الْبَحْرَ فَأَصَابَتْهُمْ عَاصِفٌ فَقَالَ أَصْحَابُ السَّفِينَةِ أَخْلِصُوا فَإِنَّ آلِهَتَكُمْ لَا تُغْنِي عَنْكُمْ شَيْئاً هَاهُنَا فَقَالَ عِكْرِمَةُ وَاللَّهِ لَئِنْ لَمْ يُنَجِّنِي مِنْ الْبَحْرِ إِلَّا الْإِخْلَاصُ لَا يُنَجِّينِي فِي الْبَرِّ غَيْرُهُ اللَّهُمَّ إِنَّ لَكَ عَلَيَّ عَهْداً إِنْ أَنْتَ عَافَيْتَنِي مِمَّا أَنَا فِيهِ أَنْ آتِيَ مُحَمَّداً ﷺ حَتَّى أَضَعَ يَدِي فِي يَدِهِ فَلَأَجِدَنَّهُ عَفُوّاً كَرِيماً فَجَاءَ فَأَسْلَمَ وَأَمَّا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سَعْدِ بْنِ أَبِي السَّرْحِ فَإِنَّهُ اخْتَبَأَ عِنْدَ عُثْمَانَ بْنِ عَفَّانَ فَلَمَّا دَعَا رَسُولُ اللَّهِ ﷺ النَّاسَ إِلَى الْبَيْعَةِ جَاءَ بِهِ حَتَّى أَوْقَفَهُ عَلَى النَّبِيِّ ﷺ قَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ بَايِعْ عَبْدَ اللَّهِ قَالَ فَرَفَعَ رَأْسَهُ فَنَظَرَ إِلَيْهِ ثَلَاثاً كُلَّ ذَلِكَ يَأْبَى فَبَايَعَهُ بَعْدَ ثَلَاثٍ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَمَا كَانَ فِيكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ يَقُومُ إِلَى هَذَا حَيْثُ رَآنِي كَفَفْتُ يَدِي عَنْ بَيْعَتِهِ فَيَقْتُلُهُ فَقَالُوا وَمَا يُدْرِينَا يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا فِي نَفْسِكَ هَلَّا أَوْمأْتَ إِلَيْنَا بِعَيْنِكَ قَالَ إِنَّهُ لَا يَنْبَغِي لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ خَائِنَةُ أَعْيُنٍ

«چون روز فتح مکه شد، رسول‌الله ﷺ به مردم امان داد مگر چهار مرد و دو زن و فرمود: "آن‌ها را بکشید حتی اگر ایشان را آویخته به پرده‌های کعبه یافتید: عکرمة بن ابی‌جهل، عبدالله بن خطل، مقیس بن صبابه و عبدالله بن سعد بن ابی‌سرح." اما عبدالله بن خطل در حالی که به پرده‌های کعبه آویخته بود یافته شد؛ سعید بن حریث و عمار بن یاسر به سوی او شتافتند و سعید که جوان‌تر بود پیشی گرفت و او را کشت. مقیس بن صبابه را نیز مردم در بازار یافتند و کشتند. اما عکرمه به دریا زد و گرفتار توفان شدند؛ سرنشینان کشتی گفتند: "خالص شوید [تنها خدا را بخوانید]، زیرا معبودهایتان اینجا به کارتان نمی‌آیند." عکرمه گفت: "سوگند به خدا اگر در دریا چیزی جز اخلاص مرا نجات ندهد، در خشکی نیز جز آن مرا نجات نخواهد داد. خدایا با تو پیمان می‌بندم که اگر مرا از این وضعیت برهانی، نزد محمد ﷺ بروم و دستم را در دست او بگذارم، که حتماً او را بخشنده و بزرگوار خواهم یافت." پس آمد و اسلام آورد. اما عبدالله بن سعد بن ابی‌سرح، نزد عثمان بن عفان پنهان شد. هنگامی که رسول‌الله ﷺ مردم را برای بیعت فراخواند، عثمان او را آورد و نزد پیامبر ﷺ نگاه داشت و گفت: ای رسول خدا، با عبدالله بیعت کن. پیامبر سرش را بلند کرد و سه بار به او نگریست و هر بار از بیعت خودداری کرد، اما پس از سه بار با او بیعت نمود. سپس رو به اصحابش کرد و فرمود: "آیا در میان شما مرد رشیدی نبود که وقتی دید من از بیعت با او دست کشیدم، برخیزد و او را بکشد؟" گفتند: ای رسول خدا، ما چه می‌دانستیم در دل شما چیست، چرا با چشمتان به ما اشاره نکردید؟ فرمود: "همانا برای هیچ پیامبری سزاوار نیست که چشمانی خیانت‌کار داشته باشد [با چشم اشاره‌ی پنهانی کند].»

بنابراین، رسول‌الله ﷺ قصد داشت عبدالله بن ابی‌سرح را به قتل برساند با اینکه او مسلمان شده و برای بیعت آمده بود. این نشان می‌دهد که هدر بودن خون این چند نفر، به‌طور مطلق بوده است و ورودشان به اسلام لزوماً از آن‌ها محافظت نمی‌کرده، بلکه امر آن‌ها به «امام» واگذار می‌شود؛ اگر خواست مجازات می‌کند و اگر خواست عفو می‌نماید... با این توضیح، مجازات نکردنِ کسانی که اسلام آوردند اما پیش از آن آزاردهنده بودند (مانند عکرمة بن ابی‌جهل)، ذیلِ «عفو امام» قرار می‌گیرد، همان‌طور که در کتاب «دستگاه‌های دولت خلافت» (الأجهزة) آمده است:

«از آنجایی که رسول‌الله ﷺ بعدها برخی از آن‌ها را عفو نمود، مانند عفو عکرمة بن ابی‌جهل؛ لذا برای خلیفه جایز است که پرونده‌ی این افراد را به جریان اندازد و یا آن‌ها را عفو کند.»

امیدوارم ابهام در فهم این مسئله برطرف شده باشد.

برادرتان، عطاء بن خلیل ابوالرشته

۱۷ ربیع‌الاول ۱۴۴۵ هـ برابر با ۲۰۲۳/۱۰/۰۲ م

لینک پاسخ در صفحه فیس‌بوک امیر (حفظه الله): الفيسبوك

Share Article

Share this article with your network