Home About Articles Ask the Sheikh
پرسش و پاسخ

پاسخ به یک پرسش: حکم تقیه

January 21, 2017
5489

سلسله پاسخ‌های عالم جلیل‌قدر عطا بن خلیل ابوالرشته، امیر حزب‌التحریر، به پرسش‌های دنبال‌کنندگان صفحه‌ی Facebook ایشان «بخش فقهی»

خطاب به Abo Yousuf

پرسش:

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته شیخ بزرگوار، خداوند به شما برکت دهد و شما را در امور ما یاری رساند و تا زمانی که با چشمان خود دولت خلافت را می‌بینید، پایدار بدارد.

برادر گرامی، در کتاب «شخصیت اسلامی» درباره موضوع موالات (دوستی و یاری) با کافر آمده است که این کار حرام است و جز در یک مورد جایز نیست؛ یعنی شرع در این موضوع تقیه را جایز دانسته است. در اینجا سؤالی مطرح می‌شود: آیا موالات نسبت به شخص کافر است یا نظام کفر؟ مرزهای موالات کجاست، به‌ویژه در وضعیت ما که در کشورهای آن‌ها هستیم و آن‌ها بر ما مسلط هستند؟ و اگر موالات نسبت به کافر یا نظام باشد، آیا این حکم به دلیل آنچه از حکام کافر و همچنین نظام‌های حاکم شناخته شده، بر کشورهای جهان اسلام نیز قیاس می‌شود؟ و آیا ابزارهای نظام‌های کافر، مانند دستگاه‌های امنیتی آن‌ها، همان حکم را دارند، حتی اگر خودشان مسلمان باشند؟

خداوند به شما و سعه صدرتان نسبت به ما برکت دهد. برادر و فرزند شما از آمریکا.

پاسخ:

وعلیکم السلام و رحمة الله و برکاته،

خداوند متعال می‌فرماید:

لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ

"مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان، دوست و سرپرست خود بگیرند؛ و هر کس چنین کند، هیچ رابطه‌ای با خدا ندارد (و پیوند او از خدا گسسته می‌شود)؛ مگر این‌که از آن‌ها (بترسید و) تقیه کنید. و خداوند شما را از (عقوبت) خود بیم می‌دهد؛ و بازگشت (همه) به سوی خداست." (آل عمران: ۲۸)

معنای آیه، نهی قاطع مؤمنان از گرفتن کافران به عنوان «اولیاء» (دوستان و سرپرستان) است؛ یعنی نباید از آن‌ها یاری بجویند، به آن‌ها پناه ببرند، با آن‌ها دوستی کنند و بین آن‌ها محبت وجود داشته باشد. پس موالات کافران به جای مؤمنان بر مسلمانان حرام شده است و تنها یک مورد از آن استثنا شده و آن هم در حالت ترس از آن‌هاست، زمانی که مسلمانان تحت قدرت و سلطه آن‌ها باشند؛ در این صورت جایز است برای دفع شر و آزارشان، به ظاهر با آن‌ها دوستی و مدارا کنند. یعنی جایز است که در صورت وجود ترس از آن‌ها هنگامی که تحت حاکمیت‌شان هستند، آن‌ها را اولیاء (یعنی دوست) بگیرند و غیر از این حالت، مطلقاً جایز نیست.

این حکم تنها مربوط به رابطه کافران با مؤمنان است؛ چرا که آیه در شأن مؤمنانی نازل شد که با مشرکان در مکه پیوندهایی داشتند. این آیه مؤمنانی را که در مدینه بودند از موالات مشرکان در مکه نهی می‌کند و همچنین همه مؤمنان را مخاطب قرار می‌دهد، اما مؤمنانی را که در مکه بودند استثنا می‌کند؛ زیرا آن‌ها مغلوب و تحت فشار بودند، لذا به دلیل وجود حالت ترس از آزار کافران، مستثنی شدند. این موضوع آیه، معنای آن و حکم شرعی استنباط شده از آن است که همان تحریم موالات مؤمنان با کافران در تمامی انواع آن (از جمله یاری رساندن، دوستی، کمک گرفتن و غیره) می‌باشد؛ زیرا کلمه «اولیاء» در آیه به صورت عام آمده و شامل تمامی معانی آن می‌شود. و جایز بودن موالات با آن‌ها تنها در حالت ترس از آنان، یعنی ترس از بطش (سخت‌گیری) و آزارشان است، زمانی که کافران بر مسلمانان چیره باشند و مسلمانان مغلوب و تحت فشار باشند؛ دقیقاً مانند وضعیت مسلمانان در مکه در برابر مشرکان. آیه هیچ معنای دیگری ندارد و هیچ حکمی جز این از آن استنباط نمی‌شود.

اما آنچه برخی می‌گویند مبنی بر اینکه تقیه به معنای آن است که مسلمان در برابر هر انسانی که از آزارش می‌ترسد یا بیم دارد که حقیقت و باطنش را بفهمد -خواه آن شخص کافر باشد یا مسلمان- خلاف آنچه در دل دارد را ظاهر کند، این سخن کاملاً اشتباه است و آیه بر هیچ بخشی از آن دلالت ندارد؛ زیرا استثنای:

إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً

"مگر این‌که از آن‌ها تقیه کنید."

درباره موضوع مسلمانانی نازل شد که در مکه تحت حاکمیت کفار قریش بودند و هجرت نکرده بودند؛ آن‌ها اگر دشمنی خود را آشکار می‌کردند، کشته یا شکنجه می‌شدند. حکم در یک موضوع معین، منحصراً بر همان موضوع منطبق باقی می‌ماند، یعنی موالات مؤمنان با کافران در حالی که تحت حاکمیت کافران هستند.

محمد بن جریر طبری در تفسیر خود در ذیل آیه «لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ» تا «إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً» می‌گوید: «ابوجعفر گوید: این نهی خداوند عزوجل به مؤمنان است از اینکه کافران را یاران، انصار و پشتیبانان خود بگیرند... و معنای آن این است: ای مؤمنان، کافران را پشتیبان و یار خود نگیرید که بر اساس دین‌شان با آنان دوستی کنید و آنان را علیه مسلمانان یاری دهید و نقاط ضعف مسلمانان را به آنان نشان دهید؛ که هر کس چنین کند، پیوندش با خدا گسسته شده است؛ یعنی از خدا بیزاری جسته و خدا نیز از او بیزار است به خاطر ارتدادش از دین و ورودش به کفر...

إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً

"مگر این‌که از آن‌ها تقیه کنید."

مگر آنکه در سلطه آنان باشید و بر جان خود از آنان بیمناک شوید، پس با زبان خود اظهار دوستی کنید و در دل دشمنی‌شان را پنهان دارید، و در کفرشان با آنان همراهی نکنید و آنان را با هیچ فعلی علیه هیچ مسلمانی یاری ندهید...»

و گفته نمی‌شود که اگر موالات با کافر در حالت ترس جایز است، پس مدارا با حاکم ظالم یا فاسق صاحب قدرت به طریق اولی جایز است؛ چنین سخنی گفته نمی‌شود زیرا آنچه «به طریق اولی» (قیاس اولویت) خوانده می‌شود، «فحوای خطاب» است و این موضوع هیچ ربطی به آن ندارد. این از قبیل آیات زیر نیست:

وَمِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ

"و از آنان کسی است که اگر او را بر دیناری امین شماری، آن را به تو باز نمی‌گرداند." (آل عمران: ۷۵)

و نه از قبیل این آیه:

وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ

"و از اهل کتاب کسی است که اگر او را بر مال فراوانی امین شماری، آن را به تو باز می‌گرداند." (آل عمران: ۷۵)

زیرا فاسق یا ظالم در زمره کافر یا از نوع او نیست، و چون موالات نهی شده در این آیه، موالات با کافران به جای مؤمنان است؛ از این رو قیاس اولویت بر آن صدق نمی‌کند تا به آن استناد شود.

بنابراین، آنچه «تقیه» می‌نامند -یعنی اینکه مؤمن در برابر حاکم ظالم یا فاسق قدرتمند، یا کسی که مخالف رأی اوست، خلاف باطن خود را ظاهر کند- منتفی است و انجام آن حرام است؛ زیرا این کار نفاق است و نفاق تماماً حرام می‌باشد. افزون بر این، محاسبه (پاسخگو کردن) حاکم ظالم به خاطر ظلمش فرضی است که ترک آن به دلیل ترس از حاکم برای مال، منافع یا ترس از آزار جایز نیست و تقیه در آن راه ندارد. تقیه در این مورد با احادیث صحیحی که در مورد اعتراض به پیشوایان، امیران و حاکمان در صورت ظلم یا فسق آن‌ها وارد شده و احادیثی که بر وجوب محاسبه آن‌ها تأکید دارد، در تناقض است. همچنین با وجوب آشکار کردن حق بدون ترس از ملامت هیچ ملامت‌گری، مغایرت دارد. لذا تقیه در برابر حاکم ظالم، فاسق، قدرتمندِ متسلط از میان فجار، یا کسی که با رأی تو مخالف است، با متون آیات و احادیث صحیح در تضاد است؛ این متون بر وجوب عمل به عکس آن تأکید می‌کنند که نشان‌دهنده حرام بودن تقیه در این موارد است. علاوه بر اینکه این کار نفاق است، پس برای هیچ مسلمانی جایز نیست که چنین کند.

برادر شما عطا بن خلیل ابوالرشته

۲۲ ربیع‌الثانی ۱۴۳۸ هـ مطابق با ۲۰۱۷/۰۱/۲۰ م

لینک پاسخ در صفحه امیر در Facebook: https://web.facebook.com/AmeerhtAtabinKhalil/photos/a.122855544578192.1073741828.122848424578904/576466762550399/?type=3&theater

لینک پاسخ در صفحه امیر در گوگل پلاس: https://plus.google.com/u/0/b/100431756357007517653/100431756357007517653/posts/S5t6qSk8od3?pid=6377738207919933154&oid=100431756357007517653

لینک پاسخ در صفحه امیر در توییتر: https://twitter.com/ataabualrashtah/status/822495218524160002

لینک پاسخ در سایت امیر: http://archive.hizb-ut-tahrir.info/arabic/index.php/HTAmeer/QAsingle/3772/

Share Article

Share this article with your network