Home About Articles Ask the Sheikh
پرسش و پاسخ

پاسخ به یک پرسش: لغو مفهوم «رجال دین» (روحانیت)

June 21, 2004
2332

پرسش:

منظور از جمله‌ای که در پایان ماده (۱۰) آمده چیست؟: «(... و بر دولت است که از هر چیزی که نشان‌دهنده وجود آن‌ها [رجال دین] در میان مسلمانان باشد، جلوگیری کند)»؛ آیا این بدان معناست که حکمی مبنی بر منع شیوخ و امامان مساجد از پوشیدن لباس رسمی (فینه، عمامه و جبه) صادر خواهد شد؟

پاسخ:

مسئله این‌گونه نیست. آن‌چه دولت از بین خواهد برد، مفهوم «رجال دین» (روحانیت) است که در نزد مسیحیان وجود دارد؛ آن‌ها لباس خاصی برای (رجال دین) دارند که به آن‌ها اجازه می‌دهد منحصراً و بدون حضور دیگران به تحلیل و تحریم (حلال و حرام کردن) بپردازند. سپس با پیدایش سرمایه‌داری، مفهومی مرتبط با آن شکل گرفت که بر اساس آن، قدرت معنوی (روحانی) منحصر به «رجال دین» با لباس مخصوص‌شان باشد و قدرت دنیوی (زمانی) در اختیار سکولارها (دولتمردان) قرار گیرد؛ لذا طبق مبدأ سرمایه‌داری، برای دولتمردان جایز نیست که لباس «رجال دین» را بپوشند، یعنی نوعی جدایی دین از دولت در نزد آن‌ها وجود دارد که با سرمایه‌داری پیوند خورده است.

ما در اسلام افرادی نداریم که در تفسیر دین و تحلیل و تحریم متخصص و منحصر باشند، و همچنین جدایی دین از دولت نداریم، بنابراین نه قدرت معنویِ جداگانه وجود دارد و نه قدرت دنیویِ جداگانه. این مفهوم و هر چیزی که بر آن دلالت کند، همان چیزی است که باید لغو شود.

اما انحصار تحلیل و تحریم در میان افرادی خاص با لباسی معین، مفهومی است که در نزد غالب مسلمانان وجود ندارد؛ فعالیت‌های حزب در این زمینه ثمر داده است، زیرا بسیاری از مردم دیگر برای گرفتن حکم شرعی به سراغ آن دسته از شیوخی که لباس رسمی بر تن دارند نمی‌روند، چون به آن‌ها اعتماد ندارند.

در مورد انحصار امور «معنوی» در صاحبان لباس «دینی» رسمی نیز، این موضوع تقریباً در میان مسلمانان از بین رفته است؛ چرا که امروزه مسلمانان به شیوخی که درباره حکومت و سیاست سخن می‌گویند روی می‌آورند و به آن‌ها ارج می‌نهند و احترام می‌گذارند. اما شیوخی که فقط بر عبادات تمرکز کرده و در بازخواستِ حاکمان دخالت نمی‌کنند، مردم با دیده‌ی بی‌احترامی و عدم قدردانی به آن‌ها می‌نگرند.

با این حال، اختصاص این لباس به شیوخ و امامان مساجد ممکن است نزد توده‌های مردم ابهام ایجاد کند و گمان کنند افرادی مخصوص برای دین (به معنای عبادت و امثال آن) وجود دارند که کاری به سیاست و امور آن ندارند، و در مقابل، دولتمردانی برای آن کارها (سیاست) هستند.

از این رو، دولت برای از بین بردن مظهر لباس خاص برای شیوخ و امامان مساجد تلاش خواهد کرد، اما نه با منع آن‌ها از پوشیدن آن، بلکه با از بین بردن «انحصار» در این نوع پوشش؛ به عنوان مثال مردم ببینند مأمور قبض آب و برق با جبه و عمامه آمده است، یا خلیفه و والی را ببینند که مانند عصر صدر اسلام عمامه دارند، و در مقابل، امام مسجدی را ببینند که لباس معمولی پوشیده است؛ یعنی از بین بردن اختصاص در لباس. این امر نیازی به بخشنامه و دستور ندارد، بلکه با برخی روش‌های مناسب انجام می‌شود. مثلاً اگر برای گرفتن پروانه ساختمان بروید، مهندسی را ببینید که برای بازدید با شما می‌آید و عمامه بر سر دارد، و عاقدی را که خطبه عقد می‌خواند ببینید که (عقال و چفیه) دارد؛ به طوری که دیگر لباس مخصوصی برای حاکم یا شیخ نبینید. این امری مقبول و معقول در اسلام است، بلکه همان چیزی است که مسلمانان بر آن بوده‌اند؛ خلیفه پیش‌نماز مردم می‌شد و با آن‌ها نماز می‌خواند و هیچ مسلمانی نمی‌توانست حاکم را از قاضی یا یک فرد عادی از روی لباس‌شان تشخیص دهد. مردی که نزد مسلمانانِ نشسته در کنار رسول‌الله صلى الله عليه وسلم آمد، ایستاد و از آن‌ها پرسید:

أَيُّكُمْ رَسُولُ اللَّهِ؟

«کدام یک از شما رسول خداست؟»

بنابراین، دولت حکمی مبنی بر منع لباس شیوخ صادر نخواهد کرد، بلکه مفهومِ (طبقاتی) آن را از بین می‌برد و این لباس را از انحصارِ یک مهنه و شغل خاص که با مفاهیم اسلامی در تضاد است، خارج می‌کند. همچنین با هر لباسی که القا کند افرادی خاصِ «دین» و افرادی دیگر خاصِ «دولت» هستند، چنین برخورد خواهد کرد. هر یک از رعیت (شهروندان) هر لباس مباحی را که بخواهد می‌پوشد، بدون آن‌که لباس معینی در انحصار فردی متخصص در «دین» باشد تا مردم برای امور «معنوی» به او و برای امور سیاسی به دیگری مراجعه کنند؛ بلکه همه مسلمانان مسئولیت اسلام را در تمامی زمینه‌های آن بر دوش می‌کشند و هر کس مسئله‌ای را بداند، در آن مسئله عالم محسوب می‌شود، خواه عمامه بر سر داشته باشد و خواه سربرهنه باشد.

۳ جمادی‌الاول ۱۴۲۵ هـ ۲۱/۰۶/۲۰۰۴ م

Share Article

Share this article with your network