پرسش:
در تاریخ ۲ فوریه ۲۰۱۰ میلادی، دور دوم انتخابات ریاستجمهوری در اوکراین برگزار شد. در دور نخست انتخابات، ویکتور یوشچنکو که از طریق «انقلاب نارنجی» به قدرت رسیده بود، تنها ۵٪ از آرا را کسب کرد و در دور دوم نتوانست به رقابت ادامه دهد. اما یانوکوویچ و تیموشنکو در دور اول به ترتیب ۳۵٪ و ۲۵٪ آرا را به دست آوردند و به دور دوم راه یافتند. ویکتور یانوکوویچِ هوادار روسیه که پیش از این سمت نخستوزیری را بر عهده داشت و در سال ۲۰۰۴ نیز رئیسجمهور شده بود، در دور دوم با کسب ۴۸٪ آرا در برابر رقیبش تیموشنکو که ۴۶٪ آرا را به دست آورد، پیروز شد و بار دیگر به عنوان رئیسجمهور کشور انتخاب گردید. آیا این به معنای پایان دوران انقلاب نارنجی و بازگشت اوکراین به آغوش روسیه است؟ و نبرد نفوذ میان آمریکا و روسیه بر سر اوکراین در دوره آینده چگونه خواهد بود؟
پاسخ:
۱. همانگونه که مشخص است، پس از برگزاری انتخابات ریاستجمهوری در سال ۲۰۰۴، انقلاب نارنجی رخ داد که منجر به سقوط یانوکوویچ از قدرت شد. در پی آن، ویکتور یوشچنکو و یولیا تیموشنکو ائتلافی هوادار غرب تشکیل دادند که این امر باعث افزایش تنش میان روسیه از یک سو و غرب (به نمایندگی آمریکا و اروپا) از سوی دیگر شد و هر دو طرف کارزارهایی را علیه یکدیگر سازماندهی کردند. با این حال، یوشچنکو در دوران حکومتش با تلاش برای الحاق اوکراین به پیمان آتلانتیک شمالی (NATO)، اظهارات مربوط به اخراج ناوگان دریای سیاه روسیه از شبهجزیره کریمه، ایجاد روابط مستحکم با دولت ساکاشویلی در گرجستان و در پیش گرفتن سیاست تقابل دائم با روسیه در تمام زمینهها بهویژه در موضوع انرژی و امنیت، سطح تنشها را بالا برد. به همین دلیل، یوشچنکو نتوانست حمایت مردمی گستردهای کسب کند، بهویژه در رابطه با پروژه ملیاش که در کل چیزی جز برنامه ستیز با روسیه نبود.
در مقابل، روسیه از برگه فشار گاز طبیعی برای از پا درآوردن یوشچنکو و نشان دادن او به عنوان چهرهای نامطلوب نزد مردم استفاده کرد. روسیه طی دو سال اخیر، بهویژه در ماههای سرد زمستان، بارها تهدید به قطع گاز یا افزایش قیمتها کرد و بدین ترتیب به مردم ناراضی اوکراین نشان داد که گرایش به سمت غرب راه حل مشکلات نیست...
از سوی دیگر، اوکراین تحت تأثیر بحران اقتصادی جهانی، دچار بیثباتی سیاسی و اقتصادی مستمری شد؛ به طوری که دو بار انتخابات پارلمانی برگزار شد و دولت پنج بار تغییر کرد... تمامی این عوامل فضا را برای شکست یوشچنکو در انتخابات و موفقیت یانوکوویچِ هوادار روسیه فراهم کرد.
۲. اوکراین با مساحتی بالغ بر ۶۰۳,۷۰۰ کیلومتر مربع و جمعیتی حدود ۴۸ میلیون نفر، به دلیل اشراف بر دریای سیاه، عبور خطوط انتقال انرژی بهویژه خطوط گاز طبیعی و همچنین موقعیت جغرافیایی که اروپا را به آسیا متصل میکند، از جایگاه استراتژیک ممتازی برخوردار است. لذا این کشور میتواند بر وضعیت بینالمللی و توازن منطقهای تأثیر بگذارد و به همین دلیل روسیه، آمریکا و کشورهای اتحادیه اروپا با دقت فراوان به آن مینگرند.
۳. اما در مورد اهمیت استراتژیک اوکراین از دیدگاه روسیه، باید گفت که روسیه با اهتمام ویژهای به اوکراین مینگرد؛ زیرا از یک سو اکثریت ساکنان شرق اوکراین پیرو مذهب ارتدوکس بوده و به زبان روسی سخن میگویند و از سوی دیگر، پایگاه نظامی ناوگان دریای سیاه روسیه بر اساس توافقی که در سال ۲۰۱۷ به پایان میرسد، در آنجا قرار دارد.
پس از وقوع انقلاب نارنجی در سال ۲۰۰۴، روابط با روسیه به دلیل تلاشهای اوکراین برای عضویت در اتحادیه اروپا، موضعگیری در قبال ناوگان دریای سیاه روسیه مستقر در سواستوپل و اختلافات بر سر گاز طبیعی تیره شد.
از این رو، روسیه تلاش زیادی برای متشنج کردن فضا علیه حکومت یوشچنکو، بهویژه در مناطق شرقی و دیگر مناطق هوادار خود در اوکراین، به کار بست... روسیه در انتخابات اخیر موفق شد دولتی متمایل به خود را به قدرت برساند و نفسی به راحت کشید. یانوکوویچ بلافاصله پس از به قدرت رسیدن، توافقنامههای متعددی را در زمینه انرژی با مسکو امضا کرد، همکاریهای اقتصادی را تحکیم بخشید و به توسعه روابط در زمینههای مطبوعات، نشر، آموزش، زبان و فرهنگ روی آورد. یانوکوویچ به امکان امضای توافقنامه جدیدی درباره ناوگان دریای سیاه روسیه در ازای کاهش قیمت گاز اشاره کرد؛ چنانکه سایت (www.haberrus.com) در تاریخ ۲۰۱۰/۰۳/۰۶ از قول او نقل کرد: «مشکل مربوط به ناوگان دریای سیاه روسیه میتواند به گونهای حل شود که به نفع هر دو کشور روسیه و اوکراین باشد». از سوی دیگر، اوکراین با موقعیت استراتژیک مهم خود در دریای سیاه و به عنوان گذرگاه انرژی و پل ارتباطی اروپا و آسیا، همواره کانون توجه روسیه است.
۴. در مورد اهمیت استراتژیک اوکراین از نگاه ایالات متحده آمریکا، این کشور برای آمریکایی که به دنبال محاصره مناطق تحت نفوذ روسیه است، اهمیتی حیاتی دارد. از دست دادن نفوذ آمریکا در اوکراین در برابر روسیه به معنای باز شدن دست روسیه در دریای سیاه و اروپای شرقی است. به همین دلیل دیدیم که آمریکا چگونه تمام توان خود را در انقلاب نارنجی که یوشچنکو را به قدرت رساند، به کار گرفت. در آن دوران اوکراین به شریک استراتژیک اصلی آمریکا تبدیل شد و کمکهای اقتصادی دریافت میکرد؛ تا جایی که در لیست کمکهای آمریکا، پس از اسرائیل و مصر در رتبه سوم قرار داشت تا بدین ترتیب آمریکا وابستگی اقتصادی اوکراین به روسیه را قطع کند... اما آمریکا در جریان بحران اقتصادی خود و بهویژه زمانی که در باتلاق عراق و افغانستان گرفتار بود، نتوانست توجه کافی و امکانات لازم را به اوکراین اختصاص دهد که این امر به روسیه کمک کرد تا راحتتر در مسیر تضعیف انقلاب نارنجی گام بردارد.
۵. اما درباره اهمیت استراتژیک اوکراین از نظر اتحادیه اروپا، این کشور به مثابه دیوار حایل میان روسیه و اروپای شرقی عمل میکند. ۸۰٪ گاز طبیعی روسیه که یک چهارم مصرف اروپا را تأمین میکند، از خاک اوکراین میگذرد؛ لذا این کشور برای اروپا اهمیت بسیار بالایی دارد. پس از عضویت لهستان در اتحادیه اروپا و آمادگی رومانی و بلغارستان برای عضویت، اوکراین به همسایه مستقیم اتحادیه اروپا تبدیل شد. این کشور از یک سو پلی میان اروپا و روسیه و از سوی دیگر منطقه حایلی میان آنها محسوب میشود.
۶. بنابراین، اهمیت اوکراین برای مجموعه این کشورها باعث شد که همگی به انتخابات اخیر توجه ویژهای داشته باشند... با این حال، دقت در روند انتخابات نشان میدهد که یانوکوویچ تنها با اختلاف ۳٪ آرا پیروز شده است و این نتیجه نشان میدهد که فضای سیاسی تغییر چندانی نسبت به گذشته نکرده است. لذا علیرغم شکست یوشچنکو و روی کار آمدن یانوکوویچ، هنوز زود است که بگوییم دوران انقلاب نارنجی به پایان رسیده و اوکراین کاملاً به مدار روسیه بازگشته است؛ زیرا پیروزی یانوکوویچ با اختلافی اندک به دست آمده و این یعنی پایگاه هوادار غرب در اوکراین همچنان وزن و نفوذ خود را دارد. این به معنای تداوم کشمکش میان آمریکا و روسیه بر سر اوکراین است.
۷. یانوکوویچ به این موضوع واقف است؛ لذا با وجود وفاداری به روسیه، اولین سفر خارجی خود را به جای مسکو از بروکسل آغاز کرد تا تمایل خود به اروپا را نشان دهد و حقیقت وابستگی خود به روسیه را از انظار دور نگه دارد، بهویژه آنکه با اختلافی اندک پیروز شده است و نمیخواهد به سرنوشت سال ۲۰۰۴ دچار شود که مردم به خیابانها ریختند و او را از قدرت به زیر کشیدند. پیشبینی میشود او روشهایی را اتخاذ کند که وی را تا حدی میان روسیه و غرب متوازن نشان دهد و سیاستهایش را در پوششی عرضه کند که نه آمریکا و نه اتحادیه اروپا را تحریک کند؛ در حالی که در حقیقت سیاستهایی نزدیک به روسیه را دنبال خواهد کرد. «سرگئی تاران» از مؤسسه بینالمللی دموکراسی در کییف در بیانیهای که سایت بیبیسی ترکی در تاریخ ۲۰۱۰/۰۲/۰۸ منتشر کرد، به این موضوع اشاره کرده و گفت: «خطوط کلی دوران حکمرانی یانوکوویچ روشن است؛ او روابط اوکراین با کرملین را بهبود میبخشد، بحث عضویت اوکراین در ناتو را کنار میگذارد و مدت توافقنامه پایگاه ناوگان دریای سیاه روسیه در شبهجزیره کریمه را که در سال ۲۰۱۷ پایان مییابد، تمدید خواهد کرد».
بیشک غرب از وفاداری یانوکوویچ به روسیه آگاه است و میداند که اتخاذ سیاست تقابلی با او سودمند نیست، بلکه باید سیاستی را در پیش گرفت که ظاهر آن نزدیکی و باطن آن جستجوی روشهای «رنگی» دیگر برای ایجاد مانع در برابر او باشد. به همین دلیل آمریکا و اتحادیه اروپا پیروزی یانوکوویچ در انتخابات را «تبریک» گفتند...
با تمام اینها، نبرد نفوذ میان غرب (بهویژه آمریکا) و روسیه بر سر اوکراین به دلیل اهمیت این کشور برای طرفین متوقف نخواهد شد. پایگاههای هر دو طرف در اوکراین دارای وزن و جایگاه هستند و اختلاف ۳ درصدی آرا نشان میدهد که هر دو طرف ستونهای فعالی در اوکراین دارند.