Home About Articles Ask the Sheikh
پرسش و پاسخ

پاسخ به پرسش: صلح و اصلاح در مصر چگونه خواهد بود؟

November 20, 2013
3822
استمع للمقال

بسم الله الرحمن الرحیم

پرسش:

ماه‎هاست که حوادث خشونت‌آمیز در مصر شامل قتل، بازداشت، تخریب و ویرانی در خیابان‌ها و میادین ادامه دارد، زندگی عادی مختل شده و مردم به دو جناح آشکار تقسیم شده‌اند... در این میان، میانجی‌گرانی از آمریکا و اروپا ظاهر شده‌اند و حتی روسیه تماس‌های خود را با مصر آغاز کرده و بعید نیست چین نیز دخالت کند! همچنین برخی محافل داخلی، اعم از حزبی و غیرحزبی، برای میانجی‌گری و اصلاح تلاش کرده‌اند، اما بدون رسیدن به نتیجه. نکته‌ای که توجه ما را جلب کرده این است که حزب‌التحریر که مورد اعتماد و احترام هر کسی است که آن را می‌شناسد، نه در میانجی‌گری و نه در اصلاح یا صلح دخالتی نکرده است؛ در حالی که گمان نمی‌کنیم این کلام پیامبر صلی الله علیه وسلم از نظر حزب دور مانده باشد که فرمودند: «أَلَا أُخْبِرُكُمْ بِأَفْضَلَ مِنْ دَرَجَةِ الصِّيَامِ وَالصَّلَاةِ وَالصَّدَقَةِ؟» گفتند: بله ای رسول خدا! فرمود: «إِصْلَاحُ ذَاتِ الْبَيْنِ، وَفَسَادُ ذَاتِ الْبَيْنِ الْحَالِقَةُ». آیا دلیلی برای عدم دخالت حزب در میانجی‌گری یا صلح و اصلاح وجود دارد؟ جزاکم الله خیراً.

پاسخ:

اولاً: در ابتدا از اعتماد و حسن ظن شما به حزب تشکر می‌کنیم و از الله سبحانه مسألت داریم که همه‌ی ما را به استوارترین راه هدایت فرماید؛ همانا الله سبحانه شنونده و اجابت‌کننده است.

بله، حدیث رسول‌الله صلی الله علیه وسلم که ابوداوود از ام‌درداء و او از ابودرداء روایت کرده، از نظر ما دور نمانده است که فرمودند:

أَلَا أُخْبِرُكُمْ بِأَفْضَلَ مِنْ دَرَجَةِ الصِّيَامِ وَالصَّلَاةِ وَالصَّدَقَةِ؟ قَالُوا: بَلَى، يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ: إِصْلَاحُ ذَاتِ الْبَيْنِ، وَفَسَادُ ذَاتِ الْبَيْنِ الْحَالِقَةُ

«آیا شما را به چیزی با فضیلت‌تر از درجه‌ی روزه، نماز و صدقه باخبر نسازم؟ گفتند: آری ای رسول خدا! فرمود: اصلاح میان مردم؛ چرا که تفرقه و فساد میان مردم، ریشه‌کن‌کننده (دین) است.»

اما صلح و اصلاح باید بر اساس حکم شرع باشد نه غیر آن؛ بنابراین صلح و اصلاحی که حرامی را حلال یا حلالی را حرام کند، صحیح نیست. این همان چیزی است که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم در احادیث شریف خود به ما توصیه کرده‌اند، از جمله:

ابوداوود در سنن خود از ابوهریره روایت کرده که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:

الصُّلْحُ جَائِزٌ بَيْنَ الْمُسْلِمِينَ إِلَّا صُلْحًا أَحَلَّ حَرَامًا، أَوْ حَرَّمَ حَلَالًا

«صلح میان مسلمانان جایز است، مگر صلحی که حرامی را حلال یا حلالی را حرام کند.» و سلیمان بن داوود افزوده است که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «المُسلِمُونَ عَلَى شُرُوطِهِم» (مسلمانان به شروط خود پایبندند).

ترمذی نیز در سنن خود از کثیر بن عبدالله بن عمرو بن عوف مزنی از پدرش و او از پدربزرگش روایت کرده که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:

الصُّلْحُ جَائِزٌ بَيْنَ المُسْلِمِينَ، إِلَّا صُلْحًا حَرَّمَ حَلَالًا، أَوْ أَحَلَّ حَرَامًا، وَالمُسْلِمُونَ عَلَى شُرُوطِهِمْ، إِلَّا شَرْطًا حَرَّمَ حَلَالًا، أَوْ أَحَلَّ حَرَامًا

«صلح میان مسلمانان جایز است، مگر صلحی که حلالی را حرام یا حرامی را حلال کند؛ و مسلمانان به شروط خود پایبندند، مگر شرطی که حلالی را حرام یا حرامی را حلال نماید.» ترمذی گفته است: این حدیث حسن صحیح است. ابن حبان نیز در صحیح خود از ابوهریره با همین لفظ روایت کرده است.

ثانیاً: ما در احوال دو جناح (درگیر در مصر) تدبر کردیم و آنچه دیدیم شگفت‌آور بود:

دیدیم که اختلاف آن‌ها بر سر حاکمیت به شرع الله نیست؛ چنان‌که یک طرف خواهان آن باشد و طرف دیگر مخالف، بلکه هیچ‌کدام از آن‌ها نه در نظام سابق و نه در نظام فعلی به شرع الله حکم نکردند!

ندیدیم که آن‌ها بر سر قانون اساسی برگرفته از احکام شرع اختلاف داشته باشند، بلکه بحث بر سر یک قانون اساسی دست‌ساز است که در حکومت سابق باطل بود و در حکومت کنونی بطلانش بیشتر شده است.

همچنین، آن‌ها در موضع‌گیری نسبت به کیان یهود و توافق‌نامه‌ی کمپ دیوید تفاوتی ندارند؛ توافق‌نامه‌ای که در حکومت سابق جاری بود و در حکومت فعلی نیز همچنان پابرجاست! آن‌ها بر سر صادرات گاز به کیان یهود نیز اختلافی ندارند، چرا که گاز امروز و پیش از امروز به سوی آن‌ها سرازیر بوده و هست!

آن‌ها همچنین در اتخاذ موضع در قبال عبور کشتی‌های کشورهایی که عملاً در حال جنگ (با مسلمانان) هستند از کانال سوئز اختلافی ندارند؛ این کشتی‌ها امروز و پیش از امروز در حال عبور هستند!

آن‌ها با هم نمی‌جنگند تا مالکیت‌های عمومی مانند نفت، گاز و معادن... که حق مسلمانان است و باید میان‌شان توزیع شود، به آن‌ها بازگردد؛ بلکه جیب‌های "وال‌های" (سرمایه‌داران بزرگ) سرزمین کنانه (مصر) امروز و پیش از امروز از این ثروت‌ها پر می‌شود!

سپس آن‌ها بر سر روابط با آمریکا اختلافی ندارند، بلکه این روابط بدون وقفه ادامه دارد و ریسمان آن امروز و پیش از امروز با قدرت به سمت آن‌ها کشیده شده است!

ثالثاً: ما درک می‌کنیم که اهل مصر، (سرزمین کنانه الله)، تا زمانی که یکی از دو جناح، ارتش را سوق می‌دهد تا مصر را به جای میدان جنگ با دشمن، به میدان جنگ داخلی تبدیل کند... و جناح دیگر مردم را سوق می‌دهد تا خیابان‌های مصر را به جای میدان فریاد برای نظام عادلانه خلافت، به میدان درگیری برای پیروزی یک نظام وضعی (دست‌ساز) باطل تبدیل کنند، هرگز به خیر، امنیت یا صلح دست نخواهند یافت.

آن‌ها به خیر و امنیت نخواهند رسید در حالی که هر دو جناح، ندای جمهوری سکولار و دولت مدنی سر می‌دهند که اسلام را به حاشیه می‌راند، و دم از دموکراسی می‌زنند که به جای ربّ مردم، برای مردم حق قانون‌گذاری قائل است و سیادت (حاکمیت مطلق) را از آنِ ملت می‌داند.

همچنین به خیر و امنیت نخواهند رسید در حالی که هر دو جناح، قانون اساسی‌ای وضع می‌کنند که الله هیچ دلیلی برای آن نازل نکرده است و قانون پروردگار جهانیان را رها می‌کنند؛ قانونی که الله احکامش را برای صلاح و خیر امت نازل کرده است:

أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ

«آیا کسی که آفریده است (حالِ آفریدگان خود را) نمی‌داند؟ در حالی که او باریک‌بین و آگاه است.» (ملک: ۱۴)

آن‌ها به خیر و امنیت نخواهند رسید در حالی که توافق‌نامه‌ی کمپ دیوید میان کیان یهود غاصب فلسطین و نظام سابق و لاحق نوشته شده است، به جای آنکه فوراً لغو شده و به زباله‌دان تاریخ افکنده شود.

سپس آن‌ها رنگ خیر را نخواهند دید در حالی که گاز به سوی کیان یهود غاصب سرازیر است، به جای آنکه قطع شود تا غاصب با خونِ غصب‌شدگان تغذیه نشود...!

آن‌ها خیر نخواهند دید در حالی که مالکیت‌های عمومی به ناحق به جیب‌های نظام سرازیر می‌شود، به جای آنکه به صاحبان حق یعنی مردم بزرگ مصر بازگردد...

آن‌ها به خیر نخواهند رسید در حالی که روابط با آمریکا برقرار است و ریسمان آمریکا از واشنگتن تا قاهره کشیده شده است، به جای آنکه قطع گردد...

و در نهایت، آن‌ها هرگز به خیر نخواهند رسید مگر اینکه مصر دوباره به رکن استواری از ارکان خلافت تبدیل شود و به سیره نخستین خود بازگردد: روزی که از حاکمیت روم آزاد شد... سپس صلیبی‌ها را از سرزمین فلسطین و اطراف آن بیرون راند و روزی که سرزمین‌های اسلامی را از تاتارها پاک کرد... و سپس به اذن الله مسیر خود را با آزادسازی فلسطین از کیان یهود و نابودی کامل آن تکمیل کند.

رابعاً: ما به هر دو جناح نگریستیم و دیدیم که آن‌ها به دنبال راه حل از شرق و غرب، و از داخل و خارج، با میانجی‌گرانی از اینجا و آنجا هستند، اما بدون هدایت؛ نه آن‌ها صلاحیت یافتن راه حل را دارند و نه راه حلی که به دنبالش هستند خیری به بار می‌آورد:

اما میانجی‌گران خارجی، نه مصر برای‌شان مهم است و نه مردم آن. آیا هیچ خردمندِ صاحب تدبیری انتظار دارد از آمریکا راه حلی بیرون بیاید که در آن خیری باشد، در حالی که او پشت پرده‌ی حکومت‌های پیشین و کنونی است؟ اوست که پشت کشتارهای دوران گذشته و حال قرار دارد و تعداد کشته‌ها و حجم ویرانی برایش اهمیتی ندارد... بلکه تنها ثبات و تداوم نفوذش در مصر برایش مهم است. گذشته و حال او در عراق و افغانستان گواه بر این مطلب است؛ پس آیا کسی با این ویژگی می‌تواند راه حلی صحیح برای مصر و مردمش بیابد؟ آیا باراک اوباما و فرستاده‌اش جان کری خیری برای مصر می‌خواهند؟ این‌ها تباه‌کننده‌ی هر چیزی هستند که در آن وارد می‌شوند و خیری برای اسلام و مسلمانان نمی‌خواهند...

و آیا هیچ آگاهِ صاحب بصیرتی از اروپا انتظار راه حلی خیرخواهانه دارد؟ بریتانیا و مزدورانش پشت پرده‌ی الغای خلافت در سال ۱۳۴۲ هـ (۱۹۲۴ م) بودند؛ او دشمن کینه‌توز خلافت و کارکنان برای آن است. او پشت وعده‌ی شوم بالفور و حامی اصلی (به همراه آمریکا، فرانسه و روسیه) برای غصب فلسطین توسط یهود و آوارگی مردم آن بود تا کیان یهود بر سرزمین اسرا و معراج بنا شود... اما فرانسه، علاوه بر اینکه از نخستین حامیان کیان یهود است، دارای تاریخی سیاه در کشتار مسلمانان است، نه فقط در گذشته در الجزایر، بلکه حتی در مالی که هنوز خون‌ها در آن خشک نشده است... اما روسیه، تحرکاتش در منطقه‌ی ما پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، با هماهنگی آمریکا و مقدمه‌ای برای آن است؛ علاوه بر این، موضع او در حمایت از طاغوت شام مشهود است، و همچنین جنایاتش علیه مسلمانان در قفقاز به‌ویژه چچن، تخریب مساجد در قازان، بازداشت ائمه در تاتارستان و کشتن برخی از آن‌ها و بازداشت حاملان دعوت اسلام... آیا از او انتظار خیری می‌رود؟ و همچنین چین که ترکستان شرقی را اشغال کرده و به مسلمانان آنجا یورش می‌برد؛ حتی اگر دخالت یا میانجی‌گری کند، آیا امیدی به خیر از جانب او هست؟

تمام این میانجی‌گری‌های خارجی جز سمّ کشنده چیزی با خود نخواهند داشت؛ آن‌ها به اندازه‌ای که به مکیدن خون‌ها و تأمین منافع‌شان اهمیت می‌دهند، به خون مردم مصر اهمیت نمی‌دهند و در رأس این‌ها آمریکاست که مصر را پایگاه اصلی خود در منطقه می‌داند... پس آیا هیچ انسان عاقلی از خار انتظار انگور دارد؟ آیا اشتونِ اروپا یا کریِ اوباما، یا همه‌ی کشورهای خارجی مذکور، امیدی به خیر یا حتی ذره‌ای خیر از جانب‌شان هست؟

كَيْفَ وَإِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لَا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ

«چگونه (وعده آنان باورکردنی است) در حالی که اگر بر شما چیره شوند، نه ملاحظه خویشاوندی را با شما می‌کنند و نه پیمانی را! شما را با زبانشان راضی می‌کنند، ولی دل‌هایشان ابا دارد؛ و بیشتر آن‌ها نافرمانند.» (توبه: ۸)

اما میانجی‌گران داخلی در یک حلقه‌ی باطل می‌چرخند؛ آن‌ها می‌خواهند از طریق آنچه دو جناح پیشنهاد می‌دهند (حفظ نظام جمهوری، حاکمیت مدنی سکولار و دموکراسی که قانون‌گذاری را به جای ربّ بشر به بشر واگذار کرده و حاکمیت را از آنِ ملت می‌داند و آزادی‌های شخصی، مذهبی، مالکیت و بیان را با تمام مصیبت‌هایش رها می‌سازد) راه حلی بیابند! میانجی‌گران چنین می‌کنند؛ این جناح را به کمی عقب‌نشینی و آن جناح را به کمی تنازل دعوت می‌کنند تا بر سر همان نظامی توافق کنند که خودِ آن علت بلا و بدبختی است! آنچه دردآور است این است که برخی از این میانجی‌گران مسلمانانی هستند که در کتاب الله می‌خوانند: «وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ» (نماز را برپا دارید) پس نماز می‌خوانند و هیچ تنازلی در مورد آن نمی‌پذیرند، اما آیه دیگری را در کتاب الله می‌خوانند: «وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ» (و میان آنان به آنچه الله نازل کرده حکم کن) ولی در مورد آن کوتاهی می‌کنند و از ذکر تطبیق حدود "خجالت" می‌کشند! و اگر از دو جناح نظام خلافت را مطالبه کنند، ترس در دل‌هایشان رخنه می‌کند چون از خشم آمریکا، اروپا، روسیه و چین می‌ترسند! واقعاً که این امری شگفت‌آور است!

پنجم: بنابراین میانجی‌گران کنونی داخلی و خارجی راه حلی سالم و مستقیم برای مشکلات مصر و مردمش نخواهند یافت، بلکه راه حل تنها یکی است؛ و آن اینکه همگان با قلب‌ها و تمام جوارح خود به سوی حاکمیت شرع الله در نظام خلافت رو کنند، نظامی که الله پروردگار جهانیان با دلایل صحیح و مستقیم در کتاب خود، سنت رسولش صلی الله علیه وسلم و اجماع صحابه رضی الله عنهم واجب کرده است:

اما کتاب؛ الله متعال در خطاب به رسول صلی الله علیه وسلم فرموده است:

فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ

«پس در میان آن‌ها بر اساس آنچه الله نازل کرده است حکم کن و از خواسته‌های آنان پیروی مکن که از حقی که به تو رسیده است (دور شوی).» (مائده: ۴۸)

و همچنین:

وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْك

«و میان آنان به آنچه الله نازل کرده است حکم کن و از خواسته‌های آنان پیروی مکن و از آنان برحذر باش که مبادا تو را از برخی آنچه الله به تو نازل کرده است، منحرف کنند.» (مائده: ۴۹)

و آیات دیگر. خطاب به پیامبر صلی الله علیه وسلم برای حکم کردن میان مردم به آنچه الله نازل کرده، خطاب به امت ایشان نیز هست؛ و مفهوم آن این است که پس از رسول‌الله صلی الله علیه وسلم حاکمی را برگزینند که میان‌شان به آنچه الله نازل کرده حکم کند. امر در این خطاب افاده‌ی جزم (وجوب قطعی) می‌کند؛ زیرا موضوع خطاب "فرض" است و این قرینه‌ای بر جزم است چنان‌که در اصول بیان شده است. حاکمی که پس از رسول‌الله صلی الله علیه وسلم میان مسلمانان به آنچه الله نازل کرده حکم می‌کند، "خلیفه" است و نظام حکومت به این صورت، نظام "خلافت" نام دارد.

اما سنت؛ از نافع روایت شده که گفت: عبدالله بن عمر به من گفت: از رسول‌الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که می‌فرمود: «هر کس دست از اطاعت (امام) بکشد، روز قیامت الله را در حالی ملاقات می‌کند که هیچ حجتی ندارد، و هر کس بمیرد در حالی که بیعتی بر گردن نداشته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است.» (رواه مسلم). پس پیامبر صلی الله علیه وسلم بر هر مسلمان فرض کرده است که بیعتی بر گردن داشته باشد، و کسی را که بدون بیعت بمیرد به مرگ جاهلیت توصیف کرده که نشان‌دهنده بزرگی گناه است. بیعت پس از رسول‌الله صلی الله علیه وسلم تنها برای خلیفه است و بس. همچنین مسلم از ابوهریره روایت کرده که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «همانا امام سپری است که پشت سر او جنگیده می‌شود و به وسیله او (از دشمن) محافظت می‌گردد.» و باز مسلم از ابوحازم روایت کرده که گفت: پنج سال با ابوهریره همنشین بودم و شنیدم که از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت می‌کرد: «بنی‌اسرائیل را پیامبران رهبری (سیاست) می‌کردند، هرگاه پیامبری وفات می‌کرد، پیامبری دیگر جانشین او می‌شد، اما قطعاً پس از من پیامبری نیست و خلفایی خواهند بود که تعدادشان زیاد می‌شود. گفتند: پس ما را به چه فرمان می‌دهی؟ فرمود: به بیعت اولین و سپس اولین وفا کنید و حق‌شان را بدهید، چرا که الله از آن‌ها درباره آنچه به سرپرستی‌شان سپرده بود، بازخواست خواهد کرد.» در این احادیث خلیفه به عنوان "سپر" یعنی محافظ توصیف شده است و همچنین ذکر شده که کسانی که مسلمانان را رهبری می‌کنند خلفا هستند، که این به معنای طلبِ اقامه‌ی آن‌هاست.

اما اجماع صحابه؛ آنان رضی الله عنهم بر لزوم اقامه‌ی خلیفه برای رسول‌الله صلی الله علیه وسلم پس از وفات ایشان اجماع کردند. تأکید این اجماع در تأخیر دفن رسول‌الله صلی الله علیه وسلم آشکار شد؛ با اینکه دفن میت فوراً پس از وفات فرض است، اما آنان مشغول تعیین خلیفه شدند. بخشی از صحابه که واجب بود مشغول تجهیز و دفن پیامبر شوند، به جای آن مشغول برپایی خلافت شدند و بخش دیگر سکوت کردند و در تأخیر دفن به مدت دو شب شریک شدند، در حالی که توانایی انکار یا دفن را داشتند. پیامبر صلی الله علیه وسلم صبح دوشنبه وفات یافتند و تا شب چهارشنبه دفن نشدند؛ یعنی ابوبکر رضی الله عنه بیعت گرفت و سپس پیامبر صلی الله علیه وسلم در نیمه‌شب چهارشنبه دفن شدند. این اجماعی بود بر مشغول شدن به تعیین خلیفه به جای دفن میت، که نشان‌دهنده بزرگی فرضِ نصب خلیفه است...

بنابراین، واجب بر مسلمانان در هنگام نبودِ حاکمی که به اسلام حکم کند (خلیفه)، این است که تمام تلاش خود را برای ایجاد او به کار بندند؛ اوست که حدود واجب الهی را اقامه می‌کند، فرضی بزرگ که صلاح امت و استقامت امورش در آن است. ابن ماجه در سنن خود از ابوهریره روایت کرده که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اجرای یک حد در زمین، برای اهل زمین بهتر از آن است که چهل روز باران بر آن‌ها ببارد.»

این است راه حل مشکلات مصر و بلاد مسلمین؛ تا خیر در آن فرود آید و اثر این خیر به تمام جهان برسد.

ششم: ما حوادث را رصد می‌کردیم و از دیدن خون‌ها و ویرانی‌ها غمگین بودیم، و بیشتر از این غمگین بودیم که همه‌ی طرف‌ها به دنبال راه حل در هر جایی هستند جز در اسلامی که به آن اعتقاد دارند و برایش نماز می‌خوانند و روزه می‌گیرند!

و چون راه حلی نمی‌بینیم مگر اینکه طرف‌ها نظام خلافت را بپذیرند، و چون آن طرف‌ها خود را از نظام خلافت و کارکنان برای آن دور نگاه می‌داشتند، ترسیدیم که اگر برای اصلاح میان دو جناح با ارائه نظام خلافت پیش‌قدم شویم... این فراخوانی در باد یا دمیدن در خاکستر باشد؛ لذا ترجیح دادیم نظاره‌گر باشیم و فاصله بگیریم، شاید که الله سبحانه بعد از این راهی پدید آورد.

این همان چیزی است که مانع دخالت ما شد؛ چرا که علیرغم تماس‌هایمان، رهبران دو جناح تمایلی به خلافت و اهل آن ندارند و قلب‌هایشان از ذکر نام خلافت هراسان است که مبادا موجب تحریک غرب شود، چنان‌که خود می‌گویند. کسی که حالش چنین باشد، چگونه می‌توانیم میان‌شان میانجی‌گری یا صلح کنیم؟

ما آماده‌ایم تمام تلاش خود را برای صلح میان آنان به کار بندیم، اما با جمع کردن‌شان بر نظام خلافت. اگر این آمادگی را در دو جناح ببینیم که به سوی حاکمیت شرع الله روی آورده‌اند و آماده‌ی اعلان خلافت و برافراشتن پرچم آن یعنی پرچم عقاب (پرچم لا اله الا الله محمد رسول الله) هستند، در این راه از هیچ کوششی دریغ نخواهیم کرد. ما آماده‌ایم میان دو جناح تلاش کنیم تا آنان را بر یک نظام واحد، یعنی نظام خلافت راشده، جمع کنیم و به اذن الله قادریم امور را در جای خود قرار دهیم؛ از حیث اقدامات اقامه‌ی خلافت، استقرار، امنیت و بازگشت مصر (کنانه‌ی الله) به قدرت و عزت دینی خود، تا پشت دشمنان الله را بشکند و هر کسی را که قصد بدی نسبت به اسلام، مسلمانان و اهل ذمه دارد، مبهوت سازد.

ما می‌دانیم چه می‌گوییم و به آنچه می‌گوییم ایمان داریم؛ هر کس حزب‌التحریر و گذشته و حال آن را بشناسد، این را تأیید می‌کند، و الله پشتیبان است...

صلح و اصلاح این‌گونه است و ما بر این نهج گام برمی‌داریم. شاید دو جناح پس از تحمل سختی‌ها و مشقت‌ها، درک کنند که راه حل صحیح مشکلات امت، نظام خلافت است؛ نظام پروردگار جهانیان که داناترین و حکیم‌ترین به مصالح بندگانش در دنیا و آخرت است. شاید موافقت دو جناح بر این امر، سببی برای بازگشت تاریخ مجد و عظمت این امت باشد که الله درباره‌اش فرموده است:

كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ

«شما بهترین امتی بودید که برای مردم پدیدار شده‌اید؛ به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از کار ناپسند باز می‌دارید و به الله ایمان دارید.» (آل عمران: ۱۱۰)

تا خلافت دوباره بازگردد، اسلام و اهلش عزیز شوند و کفر و اهلش ذلیل، و خیر در سراسر جهان منتشر گردد؛ و این بر الله دشوار نیست.

در پایان، می‌دانیم که عده‌ای ما را "خیالباف" توصیف خواهند کرد، و دیگری خواهد گفت "دینشان این‌ها را فریب داده است"، و سومی خواهد گفت "ما در جهانی غیر از این جهان که آمریکا و غرب بر آن حاکم است زندگی می‌کنیم"، و چهارمی سخن را چنین تمام می‌کند که "خلافت بود و تمام شد و دیگر باز نخواهد گشت"...

اما ما در عین حال می‌دانیم که الله سبحانه می‌فرماید:

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ

«الله به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، وعده داده است که قطعاً آنان را در زمین جانشین (خود) کند، همان‌گونه که کسانی را که پیش از آنان بودند جانشین کرد، و آن دینی را که برایشان پسندیده است، به سودشان استوار نماید، و هراسشان را به امنیت تبدیل کند، تا مرا بپرستند و چیزی را با من شریک نگردانند؛ و هر کس پس از آن کفر ورزد، آنانند که نافرمانند.» (نور: ۵۵)

و رسول‌الله صلی الله علیه وسلم چنان‌که احمد و ابوداوود طیالسی از حذیفه بن یمان روایت کرده‌اند، می‌فرماید:

إِنَّكُمْ فِي النُّبُوَّةِ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا، ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ، فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا عَاضًّا، فَيَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَكُونَ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا، ثُمَّ تَكُونُ جَبْرِيَّةً، فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا، ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ

«نبوت در میان شما خواهد بود تا زمانی که الله بخواهد، سپس هرگاه بخواهد آن را برمی‌دارد. سپس خلافتی بر منهج نبوت خواهد بود... سپس پادشاهی رنج‌آور (ارثی) خواهد بود... سپس دوران حکومت جابرانه (دیکتاتوری) خواهد بود... سپس دوباره خلافتی بر منهج نبوت خواهد بود.»

هر خردمندِ صاحب بصیرتی درک می‌کند که سخن آن عده باطل و بی‌پایه است و جایگاهی نزد عقلا ندارد؛ اما سخن الله سبحانه و سخن رسولش صلی الله علیه وسلم حقی است که واقع خواهد شد:

فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ

«پس بعد از حقیقت، جز گمراهی چیست؟ پس چگونه (از حق) بازگردانده می‌شوید؟» (یونس: ۳۲)

و در فرجامِ سخن، ما اوضاع را رصد می‌کنیم و تا حد امکان با دو جناح در تماس هستیم، باشد که الله بعد از این راهی پدید آورد.

إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ

«همانا الله با کسانی است که تقوا پیشه کرده‌اند و کسانی که نیکوکارند.» (نحل: ۱۲۸)

وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ

«و می‌خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین به ناتوانی کشیده شده بودند، منت نهیم و آنان را پیشوایان (مردم) گردانیم و ایشان را وارثان (زمین) کنیم.» (قصص: ۵)

وَاللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ

«و الله بر کار خویش چیره است، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.» (یوسف: ۲۱)

برای شنیدن پاسخ این پرسش اینجا کلیک کنید

Share Article

Share this article with your network