Home About Articles Ask the Sheikh
پرسش و پاسخ

پاسخ به پرسش: در حال حاضر در بحران سوریه چه می‌گذرد؟

September 25, 2016
5351
استمع للمقال

پرسش:

آتش‌بسی که آمریکا و روسیه برای طراحی آن نشست‌های طولانی برگزار کردند – تا جایی که برخی نشست‌های میان کری و لاوروف تا ده ساعت به درازا کشید – فروپاشید! آمریکا و روسیه برای آن تبلیغات زیادی کرده و ادعا کردند که با آتش‌بس‌های قبلی متفاوت است و آمریکا اجرای آن را از سوی خود و معارضان تضمین می‌کند و روسیه نیز اجرای آن را از سوی خود و نظام... اما ناگهان این توافق فروپاشید و آمریکا و روسیه اتهاماتی را علیه یکدیگر مطرح کردند که هر یک عامل شکست آن بوده است! آیا این به معنای پایان یافتن مسیر آتش‌بس‌های بدنام است؟ و اگر تمام نشده، در حال حاضر در بحران سوریه چه می‌گذرد؟ خداوند به شما پاداش خیر دهد.

پاسخ:

مسیر آتش‌بس‌های بدنام نزد آمریکا به پایان نرسیده است، بلکه واقعیت‌های جاری آن را ناگزیر ساخته تا در آن بازنگری کرده، آن را تعدیل کند و رویکردی را اتخاذ نماید که می‌توان آن را «استراحتِ آتش‌بس‌کننده» نامید؛ هدف از این کار، انجام عملیات‌های بمباران گسترده‌تر برای تأثیر بر گروه‌ها و مردم است تا آن‌ها را وادار به پذیرش دیدار جدید میان نظام و معارضان بر اساس توافق‌نامه تعدیل‌شده‌ای کنند که آمریکا در خلال این استراحت آماده می‌کند! دلیل این امر آن است که اوباما می‌خواهد دوران خود را با نوعی راه حل در موضوع سوریه یا دست‌کم گردآوردن نظام و معارضان در یک دیدار به پایان برساند تا موفقیتی، ولو اندک، به کارنامه‌اش بیفزاید؛ درست همان‌طور که کلینتون، رئیس‌جمهور دموکرات پیش از او، در قبال قضیه فلسطین تلاش کرد. با وجود اینکه کلینتون به خواسته‌اش نرسید، اما اوباما عبرت نگرفت و گمان کرد می‌تواند کاری را انجام دهد که پیشینیان نتوانستند، و در نیافت که شکست او از شکست سلفش بزرگتر خواهد بود!... برای روشن شدن موضوع، بررسی موارد زیر ضروری است:

۱- آمریکا زمانی به طور جدی به تحمیل آتش‌بس اهمیت داد که روسیه و نظام پس از سیطره بر بخش‌های اصلی جاده Castillo در جریان بمباران‌های شدید، موفق به محاصره کامل حلب شدند. بنا بر گزارش خبرنگار الجزیره در ۲۰۱۶/۷/۷ (...تعداد حملات هواپیماهای روسی و هواپیماهای نظام به حلب از مرز صد حمله گذشت...)، در نتیجه نظام پس از عقب‌نشینی معارضان موفق به کنترل جاده شد (خبرنگار الجزیره به نقل از منابع نظامی گزارش داد که مبارزان معارض مسلح سوریه از مواضع خود در محیط جاده Castillo در شمال حلب به دلایل نظامی عقب‌نشینی کردند...) (الجزیره، ۲۰۱۶/۷/۱۰). سپس حملات متوالی باعث شد نیروهای نظام با حمایت روسیه، ایران، شبه‌نظامیان و پیروانشان در تاریخ ۲۰۱۶/۷/۲۶ حلب را محاصره کنند (نیروهای نظام سوریه پس از سیطره روز سه‌شنبه بر مجتمع Castillo در شمال شهر، محاصره محله‌های شرقی حلب را کامل کردند...) (الجزیره، چهارشنبه ۲۰۱۶/۷/۲۷)... در این فضا و در جریان دیدار وزیر امور خارجه آمریکا با وزیر امور خارجه روسیه در وینتیان، پایتخت لائوس در تاریخ ۲۰۱۶/۷/۲۶، کری به خبرنگاران وعده داد که در اوایل اوت ۲۰۱۶ گام‌های مثبتی را برای تغییر وضعیت جنگ در سوریه به اطلاع آن‌ها خواهد رساند؛ این پس از آن بود که او از پیشروی نظام در جاده Castillo با حمایت روسیه و ایران و در نتیجه محاصره حلب اطمینان یافته بود، چرا که کری می‌خواست آتش‌بس همزمان با تحقق این محاصره برقرار شود.

۲- اما این امر به دلیل عملیات‌های نظامی جدی انقلابیون در جنوب حلب محقق نشد؛ آن‌ها توانستند محاصره را در سخت‌ترین نقطه آن یعنی جنوب حلب و منطقه دانشکده‌های نظامی بشکنند. این موفقیت پس از آن حاصل شد که انقلابیون محله راموسه در جنوب حلب را تصرف کرده و راه را به سوی شهر گشودند. عملیات شکست حصر حلب ضربه شدیدی به نقشه‌های آمریکا بود که قصد داشت انقلاب سوریه را در قوی‌ترین و داغ‌ترین کانون آن یعنی حلب سرکوب کند. در اینجا بود که آمریکا و روسیه خشمگین شدند و روسیه از زبان وزیر خارجه‌اش، سرگئی لاوروف، این عملیات‌های انقلابیون را «اقداماتی وقیحانه» توصیف کرد؛ این نشان می‌دهد که روسیه و آمریکا گمان می‌کردند انقلاب سوریه را تسلیم کرده و آن را به سمت نابودی سوق داده‌اند.

۳- برای موفقیت نقشه‌های آمریکا که اکنون بر حلب متمرکز شده بود، باید محاصره دوباره بر آن تحمیل می‌شد. در اینجا آمریکا در دو محور برای بازگرداندن محاصره حلب تلاش کرد:

نخست: وارد کردن ارتش ترکیه به شمال سوریه، با شروع از منطقه جرابلس در قالب عملیاتی که ترکیه آن را «سپر فرات» نامید، و فراخواندن انقلابیون «وابسته به ترکیه» از جنوب حلب برای نبرد با تنظیم‌الدوله؛ یعنی تضعیف جبهه‌های واقعی نبرد در حلب و ایجاد جبهه‌های جدید برای درگیری‌های داخلی و دور کردن هر چه بیشتر انقلابیون از جبهه نبرد در حلب!

و اما دوم: بسیج بیشتر هزاران تن از پیروان ایران و اعزام آن‌ها به جنوب حلب، و اعلام حزب آن در لبنان مبنی بر اعزام نیروهای زبده به جنوب حلب و همچنین حرکت نجبای عراق؛ همزمان روسیه نیز بمباران‌های خود را بر منطقه راموسه به شدت افزایش داد...

با این دو محور، آمریکا توانست نظام و متحدانش را قادر به بازگرداندن محاصره حلب کند و محله‌های شرقی آن را تحت عناوینی چون «ضربه به تروریست‌ها» و «کمک‌های بشردوستانه به غیرنظامیان در حلب» روی میز نیرنگ‌های خود قرار دهد. در آن زمان وقت برای آمریکا مناسب شد تا توافق خود با روسیه و تحمیل «توقف اقدامات خصمانه» را اعلام کند. این کار در جریان نشست وزرای خارجه آمریکا و روسیه در ژنو که بیش از ده ساعت به درازا کشید، انجام شد. کری در آن مدت با نهادهای امنیتی و به ویژه Pentagon در واشنگتن در تماس بود تا از تحقق خواسته روسیه مبنی بر اجرای عملیات‌های مشترک و علنی آمریکا و روسیه علیه گروه‌هایی که به آتش‌بس پایبند نیستند، اطمینان حاصل کند.

۴- آمریکا و روسیه تاریخ ۲۰۱۶/۹/۱۲ را برای توقف «اقدامات خصمانه» در سوریه اعلام کردند، آن هم پس از آنکه از تحمیل مجدد محاصره حلب توسط ارتش نظام و متحدان ایران و روسیه اطمینان یافتند... همچنین این تاریخ از شامگاه نخستین روز عید قربان آغاز می‌شد تا از ایده «عید» برای بهبود شانس پذیرش آتش‌بس در سوریه سوءاستفاده شود.

۵- آمریکا در به ثمر نشاندن و اجرای این توافق جدی بود (جان کری، وزیر خارجه آمریکا، این توافق روسی-آمریکایی را به عنوان آخرین فرصت برای حفظ یک سوریه سکولار و متحد قلمداد کرد...) (شبکه الجزیره، پخش مستقیم سخنرانی کری، ۲۰۱۶/۹/۱۲)؛ چرا که این توافق هدف آمریکا را در تحمیل توقف اقدامات خصمانه برای آماده‌سازی مقدمات قرار دادن قضیه سوریه زیر تیغ مذاکرات ژنو محقق می‌کرد... از سوی دیگر، این طرح با همزمانی با انتخابات آمریکا، دستاوردهای سیاسی برای حزب دموکرات به همراه داشت؛ همان دستاوردهایی که باعث شتاب آمریکا برای تحقق موفقیتی برای دولت اوباما در سوریه در پایان دوره‌اش شد. همزمان، روسیه نیز از نزدیکی آغاز موجی از عملیات‌های نظامی مشترک و علنی با آمریکا استقبال کرد؛ این یک خواسته قدیمی روسیه بود که آن را بستری برای تداوم خدمت به اهداف آمریکا در سوریه می‌دید تا در برابر سیاست‌های احتمالی و نامعلوم دولت بعدی آمریکا پس از اوباما، احتیاط کرده باشد.

۶- اما امور بر خلاف خواسته آمریکا پیش رفت و دو موضوع پیش روی آن ظاهر شد که در محاسباتش نبود:

نخست: با وجود تمام جنایاتی که آمریکا مستقیماً با ائتلاف خود یا از طریق متحدانش یعنی روسیه، ایران، شبه‌نظامیان در عراق و لبنان و پیروانشان در سوریه انجام داد، و با وجود اینکه توافق آتش‌بس در سایه محاصره‌ای خفقان‌آور، به ویژه در حلب، منعقد شد و آمریکا و متحدان و فرومایگانش گمان می‌کردند مردم سوریه با آتش‌بس موافقت خواهند کرد، اما عکس آن اتفاق افتاد... تظاهرات‌ها در سایه محاصره و جلوگیری از کمک‌های غذایی و حتی بمباران آن‌ها برگزار می‌شد و مردم با قدرت توافق آتش‌بس را محکوم می‌کردند. این امر تعدادی از گروه‌ها را تشویق کرد تا اعلام کنند این توافق به آن‌ها مربوط نمی‌شود، هرچند منتظر ماندند! گروه‌های دیگر با جهت‌گیری‌های آمریکا طبق توافق برای انجام حملات مشترک با روسیه علیه گروه‌هایی که «تروریستی» می‌نامد، مخالفت کردند و برخی دیگر نیز به طور کامل با توافق مخالفت نمودند... نه تنها این، بلکه فشار حرکات مردمی حتی مانع از آن شد که گروه‌های وابسته به مزدوران آمریکا موضع موافق خود را آشکار کنند و آن‌ها را مجبور کرد تا آن را پنهان کنند؛ امری که باعث شد آمریکا درک کند توافق آتش‌بسش در سایه واقعیتِ مخالف با آن، سودی را که می‌خواهد ندارد... اما آنچه در جریان تلاش برای اجرای آن آتش‌بس، عقل را از سرِ آمریکا ربود، حادثه تکان‌دهنده مخالفت برخی طرف‌های معارض با استقبال از نیروهای ویژه آمریکایی در شمال سوریه بود؛ آن هم پس از آنکه اردوغان با بوق و کرنا شروع مرحله سوم «سپر فرات» با مشارکت نیروهای آمریکایی را اعلام کرده بود و نیروهای آمریکایی وارد شمال سوریه شده بودند... اما آن‌ها با مخالفت شدید معارضان روبرو شدند، نه فقط کسانی که آن‌ها را تندرو می‌نامد، بلکه حتی کسانی که معتدل می‌خواند؛ آن‌ها از جنگیدن در کنار نیروهای ویژه آمریکا سرباز زدند و این مخالفت با فریادهایی همراه بود که آن نیروها را «صلیبی» می‌نامیدند. رسانه‌ها این حادثه را در تاریخ ۲۰۱۶/۹/۱۶ چنین گزارش کردند: (تصاویر ویدئویی که حساب‌های فعالان و روزنامه‌نگاران در Twitter منتشر کردند، سربازانی از نیروهای ویژه آمریکا را نشان می‌دهد که شهرک الراعی در حلب را پس از قرار گرفتن در معرض توهین‌های مبارزانی که گمان می‌رود متعلق به «ارتش آزاد سوریه» باشند، ترک می‌کنند. این ویدئو در حالی منتشر می‌شود که روزنامه Wall Street Journal به نقل از مقامات آمریکایی گزارش داد که باراک اوباما با اعزام حدود چهل تن از نیروهای عملیات ویژه به سوریه برای همکاری با نیروهای ترکیه در شمال سوریه موافقت کرده است... تصاویر در شهرک الراعی مبارزانی را نشان می‌دهد که شعارهای ضدآمریکایی سر می‌دهند، در حالی که کاروانی از کامیون‌ها نیروهای آمریکایی را منتقل می‌کرد... در ویدئو صدای مردی شنیده می‌شود که می‌گوید: «آمریکایی‌ها جایی در میان ما ندارند... آن‌ها می‌خواهند جنگی صلیبی برای اشغال سوریه به راه بیندازند»...) (سایت البوابه، ۲۰۱۶/۹/۱۶)؛ روزنامه Daily Telegraph نیز در ۲۰۱۶/۹/۱۶ مشابه این خبر را نقل کرد...

این موضوع نخست باعث شد آمریکا ببیند که به یک «استراحتِ آتش‌بس‌کننده» نیاز دارد! برای بمباران‌های بیشتر جهت انتقام از مردم سوریه که در برابر جنایات و نقشه‌های آمریکا ایستاده‌اند و همچنان ایستادگی می‌کنند؛ به این گمان که افزایش بمباران آن‌ها را تسلیم خواهد کرد، و همین گمان ان‌شاءالله مایه نابودی‌اش خواهد شد.

و اما دوم: توافق آتش‌بس صرفاً نظامی و امدادی نبود، بلکه یک راه حل سیاسی نیز بود. اوباما چشم‌انداز پایان دوران خود با راه حلی در سوریه را داشت که نفوذ آمریکا را حفظ کند و از او به نیکی یاد شود و به نامزد دموکرات در انتخابات کمک کند... در اخبار آمده بود که توافق شامل پنج سند است: دو سند درباره توقف اقدامات خصمانه و کمک‌های غذایی که فاش شدند... اما آمریکا از فاش کردن سه سند دیگر خودداری کرد، زیرا به نظر می‌رسد به راه حل سیاسی مربوط می‌شوند و احتمالاً فاش می‌کنند که آمریکا به معارضان معتدل در مورد همراهی با آن‌ها دروغ گفته است؛ بعید نیست در آن اسناد بر ماندن بشار طاغوت به عنوان رئیس دولت انتقالی و حتی تا انتخابات پس از آن تأکید شده باشد! لذا آمریکا نمی‌خواهد این موضوع را تا زمانی که از رام کردن نظامی و امدادی فارغ شود، فاش کند... آمریکا با روسیه در این مورد توافق کرده بود و امور در ابتدا با آرامش پیش رفت، اما گویا آمریکا فراموش کرده بود که اروپا – که توسط آمریکا از حوادث سوریه کنار گذاشته شده – از هیچ تلاشی برای «کارشکنی» در هر فرصت ممکن دریغ نخواهد کرد، حتی اگر مشخص باشد که اروپا نقش مؤثری در بحران سوریه ندارد، اما می‌تواند آمریکا را در تنگنا قرار دهد... و چنین هم شد! اروپا تلاش کرد از این نقطه سوءاستفاده کند؛ فرانسه با صدای بلند از آمریکا خواست بنود توافق را برای متحدانش فاش کند. وزیر خارجه فرانسه از آمریکا خواست متحدانش را در جریان جزئیات توافق با روسیه درباره آتش‌بس در سوریه قرار دهد... (ژان مارک آیرو، وزیر خارجه فرانسه، امروز پنج‌شنبه ۱۵ سپتامبر گفت که فرانسه می‌خواهد از متن توافق آتش‌بس در سوریه که ایالات متحده و روسیه به آن دست یافته‌اند مطلع شود تا ابهامی در مورد اینکه چه کسی در میدان هدف قرار می‌گیرد، به وجود نیاید...) (سایت DW عربی، ۲۰۱۶/۹/۱۵).

ظاهراً اروپایی‌ها تعمداً آمریکا و روسیه را با هم در تنگنا قرار دادند که این توافق حاوی بنود خطرناکی است...! تا جایی که روسیه تحت تأثیر قرار گرفت و تلاش کرد خود را نجات دهد! لذا خواستار برگزاری جلسه اضطراری شورای امنیت شد تا پوششی بین‌المللی برای توافق آمریکا و روسیه فراهم کند (زاخارووا – سخنگوی وزارت خارجه روسیه – هدف مسکو از این درخواست مهم را توضیح داد و اشاره کرد که توافق از «چندین سند تشکیل شده که در جریان فرآیند مذاکره تصویب و بر سر آن‌ها توافق شده است... و طرف روسی در ابتدای مذاکرات و در جریان آن و پس از دستیابی به توافق نهایی، در واقع پیشنهاد داده و حتی طرف آمریکایی را ترغیب کرده است که این اسناد را منتشر کند؛ و این کار ضرورت دارد تا این توافقات مورد گمانه‌زنی قرار نگیرند»...) (عربی۲۱، ۲۰۱۶/۹/۱۶). اما جلسه اضطراری شورای امنیت در شب ۲۰۱۶/۹/۱۶ به دلیل پافشاری آمریکا بر عدم افشای بنود توافق لغو شد و طبیعتاً روسیه نمی‌تواند آن‌ها را به تنهایی فاش کند زیرا در سوریه با موافقت آمریکا فعالیت می‌کند!

این موضوع دوم باعث شد آمریکا برای فرار از این تنگنا، به حداقلی از دستاورد رضایت دهد! لذا تصمیم گرفت در توافق آتش‌بس بازنگری کند تا اوباما به چیزی در حد یک آتش‌بس که به راه حلی کمتر از حد انتظار منجر شود، بسنده کند؛ بلکه شاید فقط یک دیدار میان نظام و معارضان باشد و بدین ترتیب توافق جدید از اسناد چالش‌برانگیز تهی گردد!

۷- با توجه به این دو موضوع که آمریکا با آن‌ها روبرو شد، تصمیم گرفت «استراحتِ آتش‌بس‌کننده» داشته باشد تا با عملیات‌های بمباران گسترده‌تر، بر گروه‌ها و مردم تأثیر بگذارد تا آن‌ها را وادار به پذیرش دیدار جدید میان نظام و معارضان بر اساس توافق‌نامه تعدیل‌شده‌ای کند که آمریکا در این مدت آماده می‌کند! و برای توجیه توقف آتش‌بس برای مدتی و دور کردن این شبهه که آمریکا خود پشت توقف آتش‌بس و دوچندان کردن بمباران‌ها با هماهنگی روسیه و نظام است، اقدامات زیر را انجام داد:

الف- به روسیه اعلام کرد: (جداسازی میان معارضان معتدل و «تروریست‌ها» در سوریه دشوار است...) (شبکه الحدث، ۲۰۱۶/۹/۱۹).

ب- نظام را واداشت تا پایان آتش‌بس را اعلام کرده و بمباران را آغاز کند و روسیه نیز پشت سر آن باشد... همان‌طور که رسانه‌های مختلف گزارش دادند: (نیروهای نظام سوریه امروز دوشنبه پایان آتش‌بس هفت‌روزه را که با میانجیگری آمریکا و روسیه برقرار شده بود اعلام کردند، بدون اینکه به احتمالی برای تمدید آن اشاره کنند...) (الجزیره، ۲۰۱۶/۹/۱۹)

ج- اختلاف با روسیه را ساختگی جلوه داد و هر طرف شروع به متهم کردن دیگری به شکست آتش‌بس کرد:

(وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد که با توجه به این نقض‌های آشکار توافقات آتش‌بس که در توافق اخیر با روسیه بر آن تصریح شده بود، ایالات متحده تمام روابط آینده با روسیه در موضوع سوریه را مورد ارزیابی مجدد قرار خواهد داد...) (الجزیره نت، ۲۰۱۶/۹/۲۰)... (...روسیه و ایالات متحده از چند روز پیش اتهاماتی را درباره مانع‌تراشی در اجرای توافق مبادله می‌کنند؛ مسکو معتقد است واشنکتن به تعهدات خود در آتش‌بس عمل نکرده، به ویژه در مورد تعیین مناطق حضور گروه‌های معارض و عناصر جبهه فتح‌الشام، در حالی که واشنگتن تهدید کرد در صورت عدم ورود کمک‌ها به مناطق تحت محاصره، هماهنگی نظامی با روسیه را متوقف می‌کند...) (الخلیج آنلاین، ۲۰۱۶/۹/۲۴) پایان.

د- آمریکا اختلافی را میان Pentagon و وزارت خارجه به راه انداخت مبنی بر اینکه Pentagon به شروط آتش‌بس اعتراض دارد؛ گویی آتش‌بس یک‌شبه و بدون اطلاع Pentagon بسته شده است! در حالی که مذاکرات پیش چشم و گوش آن‌ها در جریان بود و اگر معترض بودند باید پیش از این اعتراض می‌کردند، نه پس از پایان آتش‌بس؛ آن هم در حالی که آتش‌بسی که در ۲۰۱۶/۹/۱۲ تحمیل شد، در ۲۰۱۶/۹/۱۴ با موافقت Pentagon تمدید شده بود! (...پس از اعلام توافق بر سر تمدید ۴۸ ساعته آتش‌بس در سوریه، خبرنگار «العربیه» در واشنگتن گزارش داد که Pentagon شامگاه چهارشنبه از این تمدید استقبال کرد... وزرای خارجه روسیه و آمریکا روز چهارشنبه تمدید ۴۸ ساعته آتش‌بس در سوریه را علیرغم نقض‌های صورت گرفته از دوشنبه‌شب، اولین روز اجرای آن آتش‌بس، اعلام کرده بودند...) (العربیه، ۲۰۱۶/۹/۱۵).

۸- به این ترتیب، آتش‌بس در سوریه رسماً روز دوشنبه ۲۰۱۶/۹/۱۹ پس از شش روز – یعنی کمتر از یک هفته از تحمیل آن توسط آمریکا و روسیه – فروپاشید. قرار بود آمریکا و روسیه پس از پایداری هفت‌روزه توافق، بمباران مشترکی علیه انقلابیون در سوریه تحت نام «جنگ با تروریسم» انجام دهند، اما این کار با تعمد آشکار آمریکا صورت نگرفت! آمریکا وارد «استراحتِ آتش‌بس‌کننده» و بمباران‌های بیشتر شد، در حالی که همزمان در حال تعدیل آتش‌بس قبلی به آتش‌بسی دیگر است؛ به این گمان که بتواند دیداری میان نظام و معارضان پیش از پایان دوران اوباما ترتیب دهد...

این همان چیزی است که اکنون در جریان است و آمریکا و متحدان و فرومایگانش برای تحقق آن تلاش می‌کنند... این ادعای آن‌هاست، اما واقعیت این است که بحران سوریه خاری، بلکه درختی از خار در گلوی اوباما و پیروان و تابعان اوست. او پیش از این، در زمانی که قوی‌تر از اکنون بود و وقت بیشتری داشت، در سخنانی درباره دشواری‌هایی که در کاخ سفید با آن‌ها روبرو بوده، اظهار داشت (که جنگ سوریه و نشست‌هایی که درباره بحران سوریه برگزار شده، همان چیزهایی است که او را «پیر» کرده است... اوباما روز پنج‌شنبه ۴ اوت در کنفرانسی خبری پس از نشست با شورای امنیت ملی و فرماندهان نظامی در وزارت دفاع آمریکا گفت: «من کاملاً اطمینان دارم که بخش بزرگی از موهای سفید سرم به خاطر نشست‌هایی است که درباره سوریه داشته‌ام»...) (روسیه الیوم، ۲۰۱۶/۸/۵). اگر او پیش از این چنین گفته، بدون شک اکنون سخنانی سخت‌تر و گزنده‌تر علیه خود خواهد گفت و کاخ سیاه خود را با این جمله ترک خواهد کرد: «سوریه مرا کشت»... و حق دارد چنین بگوید؛ زیرا با وجود اینکه سوریه خالی از نزاع بین‌المللی است و آمریکا در سطح بین‌الملل حاکم است و از روسیه استفاده کرده و اروپا را کنار می‌زند، و همچنین در سطح منطقه‌ای حاکم است و کشورهای تأثیرگذاری چون ترکیه، عربستان و ایران وفادار به آمریکا هستند، و نیز بر نظام و برخی گروه‌ها تسلط دارد... با این حال، آمریکا با تمام متحدان و پیروان و دنباله‌روهایش نتوانسته است نقشه‌های خود را تاکنون در سوریه اجرا کند؛ در حالی که بیش از پنج سال گذشته و او فقط با اهل سوریه می‌جنگد... از این رو تعجبی ندارد که اوباما به خاطر عدم اجرای مقاصدش دچار «هیستری» شود؛ حتی یگان‌های ویژه‌اش که با سربازان ترک وارد سوریه کرد، نتوانستند در سرزمین سوریه روی پای خود بایستند، بلکه فرار کردند در حالی که فریادهای محکومیت به دنبالشان بود؛ آن هم از جانب چه کسانی؟ از جانب گروه‌هایی که آمریکا آن‌ها را آموزش داده بود و گمان می‌کرد تسلیم او شده‌اند!

همه این‌ها به این دلیل است که در سوریه و اهل آن، احساسات اسلامی جریان دارد و نیروهای مخلصی در آن‌ها تأثیر می‌گذارند که آگاهی و بصیرتشان را می‌افزایند و آن‌ها را به ایستادگی در برابر مزدوران، خائنان و اربابان استعمارگر و طمع‌کارشان در سرزمین‌های مسلمین وامی‌دارند. پس چگونه خواهد بود وقتی افکار اسلامی در آن‌ها جریان یابد و یک رهبری اسلامی مخلص آن‌ها را به حرکت درآورد و رهبری کند؛ رهبری که کلام رسول الله ﷺ را در آن‌ها محقق سازد، در حدیثی که طبرانی در المعجم الکبیر از سلمه بن نفیل نقل کرده که رسول الله ﷺ فرمودند:

«عُقْرُ دَارِ الْإِسْلَامِ بِالشَّامِ»

«مرکز قلمرو اسلام در شام است.»

و سپس دولت اسلام، خلافت راشده، خلافت حق و عدل در میان آن‌ها طلوع کند؛ خلافتی که دوباره آن‌ها را سرور دنیا می‌گرداند، پس اسلام و اهل آن عزیز می‌شوند و کفر و اهل آن خوار می‌گردند، و این بر خداوند دشوار نیست.

وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ يَنْصُرُ مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ

«و در آن روز، مؤمنان به سبب نصرت الهی شادمان می‌شوند؛ [خداوند] هر کس را بخواهد یاری می‌دهد و او شکست‌ناپذیر و مهربان است.» (سوره روم: ۴-۵)

۲۳ ذی‌الحجه ۱۴۳۷ هـ مطابق با ۲۰۱۶/۹/۲۵ م

Share Article

Share this article with your network