Home About Articles Ask the Sheikh
پرسش و پاسخ

پاسخ به پرسش: پشت پرده بحران میان عربستان و قطر چیست!

June 12, 2017
9506

پاسخ به پرسش

پشت پرده بحران میان عربستان و قطر چیست!

پرسش:

ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی با همتای رومانیایی خود در کاخ سفید در تاریخ ۹/۶/۲۰۱۷ گفت: «همه بر سر توقف حمایت از تروریسم، چه مالی، چه نظامی یا اخلاقی توافق کردند و متأسفانه دولت قطر تاریخچه‌ای طولانی در تأمین مالی تروریسم در سطحی بسیار بالا دارد. در پی این نشست، کشورها متحد شدند و ما درباره مقابله با قطر گفتگو کردیم. ما باید تأمین مالی تروریست‌ها را متوقف کنیم و من به همراه وزیر خارجه و همچنین ژنرال‌های ارتش آمریکا تصمیم گرفتم از قطر بخواهم به تأمین مالی تروریسم پایان دهد...» (الیوم السابع، ۹/۶/۲۰۱۷). آیا این بدان معناست که محرک اصلی بحران میان عربستان و قطر، ترامپ بوده است؟ اگر این درست است، چرا ترامپ دست به چنین کاری می‌زند در حالی که آمریکا بزرگترین پایگاه خود در منطقه را در قطر دارد؟ از سوی دیگر، رسانه‌ها دلیل این اتفاق را اختلافات سیاسی میان عربستان و قطر در مسائلی چون موضع قطر در قبال ایران، اخوان‌المسلمین یا حماس می‌دانستند... چگونه می‌توان اظهارات ترامپ را با آنچه رسانه‌ها مطرح می‌کنند درک کرد؟ سرانجامِ این بحران به کجا ختم می‌شود؟ و آیا منجر به خروج یا اخراج قطر از شورای همکاری خلیج خواهد شد؟ با سپاس.

پاسخ:

نخست: بله، محرک بحرانی که رخ داد آمریکاست و به عبارت دیگر، ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا می‌باشد. اما پیش از تفصیل این موضوع، به آنچه در پایان پرسش آمد می‌پردازم. برخی گمان کردند دلیل بحران خلیجی-قطری، آن‌گونه که در رسانه‌ها تکرار یا ترویج شد، حمایت قطر از اخوان‌المسلمین یا ائتلاف راهبردی‌اش با ایران است... در حالی که عده‌ای دیگر معتقدند دلیل واقعی بحران به اختلافات قدیمی میان آل حمد و آل زاید بازمی‌گردد که در دهه هفتاد و در زمان تأسیس دولت امارات آغاز شد؛ همان اختلافاتی که باعث شد عربستان در کنار متحدش امارات برای حمله به قطر قرار گیرد... همچنین نویسندگانی می‌گویند بحران تحریم قطر با «اسرائیل» در ارتباط است. به عنوان مثال، جیک نوواک در CNBC گفت: «در ظاهر، بسیار واضح به نظر می‌رسد که شکاف میان عربستان و قطر به دلیل ایران است، زیرا سعودی‌ها به شدت به دنبال محدود کردن نفوذ ایران در خاورمیانه هستند. اما اگر کمی عمیق‌تر نگاه کنیم، مشخص می‌شود که هدف قرار دادن قطری‌ها در یک لحظه مشخص با دولت دیگری در ارتباط است و آن: "اسرائیل" است.» (عربی۲۱، ۷/۶/۲۰۱۷).

اما اندیشیدن و دقت نظر در تمام آنچه رخ داده، این امور را بعید می‌داند؛ زیرا این مسائل جدید نیستند و قطر از مدت‌ها پیش آن‌ها را انجام می‌داده و این روزها پدید نیامده‌اند. نزدیکی قطر به ایران موضوعی شناخته شده است، روابطش با حماس نیز مشهور است و تأثیر روابط میان قطر و دولت یهود که غاصب فلسطین است و سپس روابط میان آن و عربستان و امارات نیز بر کسی پوشیده نیست. حتی روابط عشایری نیز به چنین سطحی که رخ داد نمی‌رسد... همه این مسائل پیش از بحران وجود داشتند و پس از آن نیز باقی هستند؛ بنابراین، این‌ها دلایل واقعی نیستند.

دوم: اما دلیل واقعی همان‌طور که در ابتدا ذکر کردم، آمریکا یا ترامپ است. برای درک این موضوع، موارد زیر را بررسی می‌کنیم:

۱- از ابتدای این قرن، کشور کوچک قطر به «آشپزخانه اصلی» سیاست‌های انگلیس در منطقه تبدیل شد. به این ترتیب، شبکه فضایی الجزیره به تریبون رسانه‌ای بزرگی برای ایجاد پارازیت در سیاست‌های آمریکا و نکوهش مزدوران آمریکا در منطقه بدل گشت... عامل دیگری نیز به آن افزوده شد و آن «پول سیاسی» بود؛ پولی که به آهنربای سیاسی بزرگی برای جذب نیروهای سیاسی تبدیل شد... قطر با استفاده از این دو ابزار به موفقیت بزرگی دست یافت، به ویژه در سطح جنبش‌های اسلامی که در فلسطین، مصر، لیبی، تونس و غیره «میانه‌رو» توصیف می‌شوند. دوحه به پناهگاهی برای رهبران این جنبش‌ها و مرکزی برای برنامه‌ریزی و ایجاد اخلال در سیاست‌های آمریکا و مزدورانش تبدیل شد... طبق عادت انگلیسی‌ها که تظاهر می‌کنند با آمریکا هستند در حالی که علیه آن توطئه می‌کنند، قطر این بازی انگلیسی را به خوبی اجرا کرد. از این رو، از سال ۱۹۹۱ میزبان پایگاه آمریکایی «العدید» شد که مقر فرماندهی مرکزی آمریکا و یک پایگاه هوایی راهبردی محسوب می‌شود و هواپیماهای آمریکایی از آنجا برای کشتار و ویرانی در میان مسلمانان در عراق، افغانستان، سوریه و یمن به پرواز درمی‌آیند. این در حالی بود که بریتانیا در حال ساخت آشپزخانه سیاسی خود در قطر بود تا اینکه در ابتدای قرن حاضر تکمیل و آشکار شد. سپس نقش قطر در خدمت به بریتانیا به شکلی روان و طبق نقشه ترسیم شده توسعه یافت... آمریکا از این نقش قطر در تنگنا بود تا جایی که جورج بوش پسر، طبق خبری که DW در ۲۲/۱۱/۲۰۰۵ منتشر کرد، موضوع بمباران شبکه الجزیره را بررسی کرده بود: «روزنامه دیلی میرور بریتانیا روز سه‌شنبه به نقل از یک یادداشت "بسیار محرمانه" ریاست دولت بریتانیا فاش کرد که جورج بوش رئیس‌جمهور آمریکا در سال ۲۰۰۴ به بمباران مقر شبکه فضایی الجزیره در قطر فکر کرده بود...» (DW، ۲۲/۱۱/۲۰۰۵)... این وضعیت در خلیج باقی بود تا اینکه ملک سلمان در عربستان قدرت را به دست گرفت و عربستان کاملاً با آمریکا همراه شد. در آن زمان، دولت اوباما تصمیم گرفت به مزدور خود، سلمان، نقش مهمی در منطقه واگذار کند که از یک سو رقیب نقش قطر و برتر از آن باشد و از سوی دیگر با نقشه‌های جدید آمریکا همخوانی داشته باشد... از آن پس نقش مزدوران آمریکا تقویت شد و اختلاف میان عربستان و قطر مسیری را در پیش گرفت که کل نقش قطر را تهدید می‌کرد... پس از آنکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور جدید آمریکا، در ابتدای امسال قدرت را به دست گرفت، سیاست آمریکا در تعامل با بسیاری از مسائل بین‌المللی از جمله قطر، تندتر و خشن‌تر شد.

۲- در جریان سفر ترامپ به ریاض در ۲۰-۲۱/۵/۲۰۱۷ و جمع کردن ۵۰ حاکم به دور خود در کنار سلمان و اشاره‌هایی به حمایت قطر از تروریسم، قطر با تغذیه فکری بریتانیا دریافت که آمریکا گام‌های جدی را برای ارتقای نقش عربستان و کمرنگ کردن نقش قطر و در نتیجه نفوذ انگلیس در منطقه خلیج آغاز کرده است. به عنوان واکنشی به این موضوع، دو روز پس از بازگشت امیر قطر از ریاض، خبرگزاری قطر اظهاراتی از تمیم آل ثانی در تاریخ ۲۳/۵/۲۰۱۷ نقل کرد: «کمپین ناعادلانه‌ای که قطر در معرض آن قرار گرفته و همزمان با سفر رئیس‌جمهور آمریکا به منطقه آغاز شده، هدفش پیوند زدن قطر به تروریسم است... ما متهم کردنمان به حمایت از تروریسم را محکوم می‌کنیم... کسی حق ندارد ما را به تروریسم متهم کند به این دلیل که اخوان‌المسلمین را گروه تروریستی نامیده است... او از مصر، امارات و بحرین خواست در موضع خصمانه خود علیه قطر تجدیدنظر کنند... رابطه با آمریکا با وجود جهت‌گیری‌های غیرمثبت دولت کنونی آمریکا، قوی و مستحکم است؛ هرچند اطمینان داریم که وضع موجود به دلیل تحقیقات قضایی درباره تخلفات رئیس‌جمهور آمریکا تداوم نخواهد یافت. پایگاه العدید با وجود اینکه مصونیتی برای قطر در برابر طمع‌ورزی کشورهای همسایه است، اما تنها فرصت آمریکا برای داشتن نفوذ نظامی در منطقه نیز می‌باشد. قطر تروریسم و افراط‌گرایی را نمی‌شناسد و مایل است در تحقق صلح عادلانه میان حماس به عنوان نماینده مشروع ملت فلسطین و (اسرائیل) به دلیل تداوم ارتباط با هر دو طرف، مشارکت کند... قطر موفق شده است همزمان روابط قدرتمندی با آمریکا و ایران ایجاد کند، چرا که ایران وزنه منطقه‌ای و اسلامی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت و تنش‌زایی با آن خردمندانه نیست...». این اظهارات نشان می‌دهد که قطر ترامپ را متهم می‌کند که پشت پرده کمپین علیه این کشور و اتهام حمایت از تروریسم قرار دارد؛ چرا که این سخنان دقیقاً پس از نشست ترامپ با نمایندگان رژیم‌های موجود در جهان اسلام ایراد شد؛ نشستی که ترامپ اصرار داشت موفقیت خود را در رهبری این رژیم‌ها به سوی اهداف آمریکا و قرار دادن آن‌ها در «خانه اطاعت» آمریکا نشان دهد. ترامپ ذکر کرد که برخی کشورها در این نشست به قطر به عنوان حامی تروریسم اشاره کرده‌اند. به این ترتیب، این اظهارات قطر به منزله پاسخی به ترامپ بود، همان‌طور که با اشاره به تحقیقات قضایی علیه او، آرزوی سقوطش را می‌کرد.

۳- جمع کردن ۵۵ پادشاه، رئیس‌جمهور و رهبر از رويبضات (حاکمان نالایق) خلیج و جهان عرب و اسلام توسط عربستان، نشان‌دهنده آمادگی سعودی برای حرکت طبق نقشه آمریکا جهت نمایش رهبری عربستان در منطقه بود. این امر با چراغ سبزهای آشکار واشنگتن انجام شد؛ واشنگتنی که می‌خواهد خزائن دولت‌های نفتی را به بهانه خطر ایران تحت تصرف خود درآورد و از سوی دیگر، با برجسته کردن رهبری عربستان و وادار کردن سایر کشورهای خلیج به حرکت پشت سر آن (یعنی پشت سر سیاست آمریکا)، نفوذ بریتانیا را در میان این کشورها خاموش کند. از این رو، عربستان نمی‌توانست کسی را که با رهبری‌اش در منطقه مخالفت می‌کند تحمل کند و چشمانش به روی قطر باز بود و منتظر فرصتی بود تا قطر را زیر آتش بگیرد. بنابراین، واکنش عربستان به اظهارات قطریِ مخالف با عربستان و آمریکا که در تاریخ ۲۳/۵/۲۰۱۷ منتشر شد، بسیار شدید بود. با وجود عذرخواهی قطر و بیانیه این کشور مبنی بر اینکه سایت خبرگزاری قطر مورد هک قرار گرفته است، عربستان روایت هک شدن را نپذیرفت، بلکه آن را تأکیدی بر مخالفت قطر با سیاست‌های سعودی و نقشی که آمریکا برای سلمان ترسیم کرده بود، دانست. در نتیجه آن بحران شکل گرفت؛ عربستان تمام کید خود را جمع کرد و قطع روابط با قطر را اعلام نمود. یعنی قاطعیتی علیه قطر نشان داد که گویی این کشور از رهبری سعودی بر کشورهای خلیج خارج شده است. به عنوان بازتابی از جدیت مواضع دولت ترامپ، گام‌های ضد قطریِ عربستان بسیار تند بود و از سطح سال ۲۰۱۴ (فراخواندن سفیران) فراتر رفت و به چیزی شبیه تحمیل محاصره تبدیل شد. برای تأثیرگذاری بیشتر و به شیوه آمریکایی، گام‌های سعودی با صفت «شوک» همراه بود؛ به دیپلمات‌های قطری تنها ۴۸ ساعت مهلت دادند تا خاک این کشور را ترک کنند. همسو با روش شوک‌آور آمریکایی و همزمان با گام‌های عربستان، مصر نیز هواپیماهای غیرنظامی قطر را بازگرداند و بدون هشدار قبلی اجازه ورود به خاک خود را نداد؛ سایر کشورهای همسو با عربستان نیز همین کار را کردند.

به نظر می‌رسد قطر از این تصمیمات مربوط به تحریمش غافلگیر و شوکه شد و انتظار آن را نداشت. محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، وزیر خارجه قطر، در مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی در تاریخ ۶/۶/۲۰۱۷ گفت: «اقداماتی که علیه کشورش صورت گرفته شوک‌آور بود و آنچه رخ داد یک مجازات دسته‌جمعی از سوی سه کشور در این منطقه است که تلاش کردند محاصره‌ای را بر قطر و ملت آن تحمیل کنند...». قطر نمی‌تواند چنین جرأتی در به چالش کشیدن آمریکا یا مزدوران آمریکا مانند عربستان نشان دهد، مگر اینکه دولت بزرگی از آن حمایت کرده و پشت سرش ایستاده و آن را به این کار ترغیب کند؛ و آن دولت طبعاً بریتانیاست که قطر و سیاست‌هایش را در خفا – و حتی آشکارا – هدایت می‌کند! هدف بریتانیا ایجاد اخلال در کار آمریکا و شکست دادن نقشه‌های آن برای کنترل کامل منطقه، به ویژه منطقه خلیج است؛ لذا به مزدورانش در قطر دستور داد تا چنین کنند. بریتانیا انتظار نداشت واکنش‌ها تا این حد شوک‌آور باشد، بلکه احتمالاً انتظار داشت مانند موضوع فراخواندن سفیران در سال ۲۰۱۴ بدون تأثیرات بزرگ به پایان برسد؛ به ویژه اینکه قطر به وجود پایگاه بزرگ آمریکا در خاکش پشت‌گرم است. به همین دلیل در اظهارات امیر قطر که خبرگزاری این کشور منتشر و سپس حذف کرد، آمده بود: «پایگاه العدید با وجود اینکه مصونیتی برای قطر در برابر طمع‌ورزی کشورهای همسایه است، اما تنها فرصت آمریکا برای داشتن نفوذ نظامی در منطقه نیز می‌باشد». یعنی قطر در حالی که با آمریکا و مزدورانش در منطقه از طریق شبکه الجزیره کلنجار می‌رود و ایجاد اخلال می‌کند، به این موضوع تکیه دارد که بزرگترین پایگاه منطقه را به آمریکا داده است و به این وسیله آمریکا در برابر او سکوت خواهد کرد! به همین دلیل از این اقدامات خشونت‌آمیز غافلگیر شد.

۴- بنابراین، دلیل واقعی بحران، نقش جدیدی است که ترامپ برای سلمان ترسیم کرده تا «سلطان منطقه خلیج» باشد و سیاست‌های آمریکا را اجرا کند و به هیچ‌یک از مزدوران انگلیس اجازه شیطنت یا ایجاد اخلال ندهد. از آنجا که بریتانیا نقش «ایجاد اخلال در نقشه‌های آمریکا» را برای قطر ترسیم کرده بود، این تنش بی‌سابقه علیه قطر رخ داد. آمریکا محرک اصلی سلمان در این بحران است و آن‌ها این موضوع را پنهان نکرده‌اند، بلکه به تدریج نقش خود را در پشت پرده آنچه گذشت فاش کردند:

  • العربیه نت در تاریخ ۶/۶/۲۰۱۷ به نقل از یک مقام ارشد دولت آمریکا در گفتگو با خبرگزاری رویترز نوشت: «بسیاری از رفتارهای قطر باعث نگرانی همسایگانش در خلیج و ایالات متحده شده است. ایالات متحده نمی‌خواهد شاهد "شکاف دائمی" میان کشورهای خلیج باشد... با این حال، این مقام گفت: "این اعتراف وجود دارد که بسیاری از رفتارهای قطر کاملاً نگران‌کننده است، نه فقط برای همسایگانش در خلیج، بلکه برای ایالات متحده نیز". وی افزود: ما می‌خواهیم آن‌ها را به مسیر درست بازگردانیم.»

  • بی‌بی‌سی در ۶/۶/۲۰۱۷ گزارش داد: «دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا به تأثیر سفر اخیرش به خلیج بر تصمیم قطع روابط با قطر اشاره کرد. ترامپ گفت که در جریان این سفر اطلاعاتی دریافت کرده مبنی بر اینکه دوحه جنبش‌هایی با "ایدئولوژی تندرو" را تأمین مالی می‌کند. او در توییتی نوشت: "در جریان سفر اخیرم به خاورمیانه، گفتم که تأمین مالی ایدئولوژی تندرو نمی‌تواند ادامه یابد. رهبران به قطر اشاره کردند - نگاه کنید" و سپس نوشت: "خوب است می‌بینم سفر اخیرم به عربستان و دیدارم با پادشاه و ۵۰ مقام مسئول در حال به بار نشستن است. آن‌ها گفتند که موضع قاطعی در برابر تأمین مالی افراط‌گرایی خواهند گرفت. تمام نشانه‌ها به سمت قطر بود. شاید این آغاز پایان وحشتی باشد که تروریسم می‌پراکند".»

  • سپس اظهارات ترامپ در ۹/۶/۲۰۱۷ فاش و تأیید کرد که آمریکا پشت آن تنش‌زایی عربستان است:

«دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا امروز جمعه گفت که قطر باید فوراً تأمین مالی تروریسم را متوقف کند و ابراز امیدواری کرد که نشست‌های ریاض، آغازی برای پایان تروریسم باشد. ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی با همتای رومانیایی خود افزود که قطر در طول تاریخ کشوری تأمین‌کننده مالی تروریسم بوده است.» (اسکای نیوز عربی، ۹/۶/۲۰۱۷).

«دونالد ترامپ گفت که همگی بر سر توقف حمایت از تروریسم، چه مالی، چه نظامی یا اخلاقی توافق کردند و متأسفانه دولت قطر تاریخچه‌ای طولانی در تأمین مالی تروریسم در سطحی بسیار بالا دارد... و من به همراه وزیر خارجه و همچنین ژنرال‌های ارتش آمریکا تصمیم گرفتم از قطر بخواهم به تأمین مالی تروریسم پایان دهد...» (الیوم السابع، ۹/۶/۲۰۱۷).

۵- اما اینکه تنش در «بحران قطر» به کجا می‌رود؛ قطر تحت شوک این مواضع تند مزدوران آمریکا (عربستان و مصر) قرار گرفته است، در حالی که برخی مزدوران انگلیس مانند امارات و بحرین نیز به منظور تقسیم نقش‌ها به شیوه انگلیسی با آن‌ها همراهی کردند؛ همان‌طور که در پاسخ به پرسشی که در ۹/۴/۲۰۱۷ منتشر کردیم، گفتیم: «... به این ترتیب روشن می‌شود که بریتانیا نقش‌های مزدورانش را به گونه‌ای تقسیم می‌کند که ممکن است متناقض به نظر برسد، اما در نهایت اهداف انگلیسی‌ها را محقق می‌سازد. او تمام مزدورانش را در یک جبهه قرار نمی‌دهد، به ویژه در کشورهایی که برگه‌های بازی متعددی در آن‌ها دارد...». قطر همان‌طور که گفتیم انتظار نداشت تنش تا این حد قوی و شدید باشد...

۶- و اما اینکه آیا این موضوع منجر به خروج قطر از مجموعه خلیج می‌شود، این اتفاق زمانی می‌افتد که کار به مرحله «آخرین راه چاره» (داغ کردن) برسد، اما احتمالاً امکان درمان هنوز وجود دارد... قدرت‌های بین‌المللی ذی‌ربط، یعنی آمریکا و بریتانیا، هر دو برایشان مهم است که قطر در مجموعه خلیج باقی بماند، هرچند با اهدافی متفاوت. اما آمریکا، همان‌طور که پیش‌تر ذکر کردیم، می‌خواهد قطر زیر ردای (سلطه) عربستان باشد؛ یعنی منافع آمریکا را بدون ایجاد اخلال یا پارازیت اجرا کند. آمریکا می‌خواهد پایگاهش مستقر بماند و فعالیت‌هایش را بدون مزاحمت انجام دهد و می‌داند که بریتانیا پشت قطر است و می‌تواند با روش‌های خبیثانه خود برای پایگاه مشکل ایجاد کند اگر قطر از مجموعه خلیج خارج شود. بنابراین آمریکا از قطر می‌خواهد که نقشه‌هایش را اجرا کند، همسو با نهج سعودی باشد و در عین حال در مجموعه خلیج باقی بماند... اما بریتانیا نیز می‌خواهد قطر در این مجموعه بماند؛ زیرا قطر در داخل این مجموعه می‌تواند از پشت پرده برای اجرای نقشه‌های بریتانیا طبق روش انگلیسی عمل کند؛ روشی که دو رو دارد: از روبرو دوستی نشان می‌دهد و از پشت خنجر می‌زند... لذا محتمل این است که راه حل حول عدم قطع رابطه نهایی میان قطر و مجموعه خلیج بچرخد، مگر اینکه کار به «آخرین راه چاره» برسد. بعید است که حداقل در آینده نزدیک، بحران از مرز راه حل‌های میانی بگذرد به دلایل زیر:

الف- سخنان ترامپ در ۹/۶/۲۰۱۷ که در بالا ذکر شد، مجالی برای راه حل میانی برای قطر باقی نگذاشت؛ زیرا او را مستقیماً مورد خطاب قرار داد (... و متأسفانه دولت قطر تاریخچه‌ای طولانی در تأمین مالی تروریسم در سطحی بسیار بالا دارد... و من تصمیم گرفتم... از قطر بخواهم به تأمین مالی تروریسم پایان دهد). می‌دانیم که قطر خودش سیاست‌هایش را ترسیم نمی‌کند، بلکه بریتانیا برایش ترسیم می‌کند و بریتانیا طبق سیاست کنونی‌اش، علناً با آمریکا مقابله نمی‌کند، به ویژه در این مرحله که مرحله خروج از اتحادیه اروپا (برگزیت) است و تلاش می‌کند خود را به آمریکا نزدیک نشان دهد...

ب- ذهنیت ترامپ، ذهنیت یک تاجر است و جنبه مالی بر او تأثیر دارد. اگر قطر مبلغی بپردازد که او را وسوسه کند، ممکن است ترامپ به سلمان دستور دهد که راه حل میانی را بپذیرد! جاناتان کریستول، پژوهشگر آمریکایی در مؤسسه سیاست جهانی (World Policy Institute) گفت: «با حضور دونالد ترامپ در کاخ سفید، پول محور اصلی و تأثیرگذار در بحران قطع روابط عربستان، امارات و بحرین با قطر است. کریستول در مقاله‌ای توضیح داد که تنها راهی که قطر می‌تواند بر فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی سعودی غلبه کند، از طریق مداخله آمریکا نزد متحدان سعودی‌اش به وسیله پول است...» (عربی۲۱، ۶/۶/۲۰۱۷).

یعنی احتمال قوی این است که راه حلی با پول قطر یا با تسلیم شدن قطر پیدا شود! و می‌گوییم احتمال قوی، چون قطر خودش سیاستش را اداره نمی‌کند بلکه بریتانیا آن را اداره می‌کند؛ اگر بریتانیا در هر لحظه مصلحت خود را در خروج قطر از مجموعه ببیند، خارج می‌شود و اگر مصلحت در ماندن باشد، می‌ماند!

۷- در پایان، خیری از مزدوران آمریکا در عربستان و مصر و همراهانشان در موضوع تحریم انتظار نمی‌رود؛ آنان سرزمین و مردم را به دشمنان اسلام و مسلمین تسلیم می‌کنند تا در مقابل، کرسی لرزانی را که پایه‌هایش شکسته و هر آن در حال فروپاشی است حفظ کنند... همچنین خیری از قطر که به دنبال بریتانیا می‌دود تا او را در ظاهر مانند شیر نشان دهد انتظار نمی‌رود؛ بریتانیا پروژه‌های ضرر و آسیب به مسلمانان را به او واگذار کرده است: به آمریکا بزرگترین پایگاه را می‌دهد تا هواپیماهای کشتار و ویرانی از آنجا برای کشتن فرزندان مسلمان در سوریه و عراق و تخریب خانه‌هایشان به پرواز درآیند... سپس به بازاریابی برای صلح با کیان یهود می‌پردازد، جایی که حماس را رام کرد تا در امتیازدهی به فتح نزدیک شود... همچنین با پول مسموم خود بر برخی گروه‌ها در سوریه تأثیر گذاشت تا وارد مذاکره با نظام جنایتکار آنجا شوند... اوست که به فریب کسانی که گرایش‌های اسلامی دارند می‌پردازد و آن‌ها را با پول و اقامت وسوسه می‌کند تا رامشان کرده و وادارشان کند از افکار و جهت‌گیری‌های خود دست بکشند... همه این‌ها در نقش خبیثانه‌ای است که بریتانیا برایش ترسیم کرده است... بنابراین، این از سادگی است که به خیانت پهلو می‌زند اگر کسی بخواهد با این نظام یا آن نظام به بهانه "بد و بدتر" همدلی کند؛ زیرا مسائل امت در ترازوی بد و بدتر قرار نمی‌گیرند، بلکه در ترازوی حق و باطل سنجیده می‌شوند... بر فرزندان امت واجب است که این نظام‌های خائن به الله سبحانه و رسولش ﷺ و مؤمنان را طرد کنند و با مخلصان برای سرنگونی آن‌ها و برپایی دولتشان که رسول کریم ﷺ به آن بشارت داده است، تلاش کنند؛ دولت خلافت راشده‌ای که امورشان را با امنیت و امان سرپرستی کند، اسلام و مسلمین به آن عزت یابند و کفار مستعمر مصیبت‌زده و خوار گردند؛ و آنگاه است که بر ترامپ و دنباله‌روها و مزدورانش بلایی نازل شود که به آنان و دیارشان اصابت کند.

وَلَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ

"و خداوند بر کار خویش چیره است، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند." (یوسف: ۲۱)

۱۶ رمضان المبارک ۱۴۳۸ هـ ۱۱/۶/۲۰۱۷ م

Share Article

Share this article with your network