Home About Articles Ask the Sheikh
پرسش و پاسخ

پاسخ به سؤال: معنای «أجتهد برأیی» نزد علما و مجتهدان

January 20, 2013
3719

پرسش:

در کتاب نظام‌الاسلام چنین آمده است: «سوم: این‌که رأیی وجود داشته باشد که برای مصلحت مسلمین، اتحاد کلمه آنان بر آن رأی مد نظر باشد؛ در این حالت برای مجتهد جایز است که آنچه اجتهادش به آن منجر شده را ترک نماید و حکمی را بپذیرد که اتحاد کلمه مسلمین بر آن مطلوب است؛ همان‌گونه که برای عثمان رضی الله عنه هنگام بیعتش رخ داد.» پایان اقتباس.

و در کتاب الشخصیة الإسلامیة جلد اول نیز آمده است: «چهارم - این‌که رأیی باشد که برای مصلحت مسلمین، جمع‌کردن کلمه آنان بر آن رأی مد نظر باشد. در این حالت برای مجتهد جایز است اجتهاد خود را ترک کرده و حکمی را که اتحاد کلمه بر آن است برگزیند؛ همان‌طور که برای عثمان هنگام بیعتش اتفاق افتاد. روایت شده است که عبدالرحمن بن عوف پس از آن‌که از مردم به‌صورت دو نفره و تک‌تک، جمعی و متفرق، پنهان و آشکار پرس‌وجو کرد، مردم را در مسجد جمع نمود و بر منبر رفت و دعای طولانی کرد، سپس علی را فراخواند و دستش را گرفت و به او گفت: آیا با من بیعت می‌کنی که به کتاب الله و سنت رسولش و آنچه دو خلیفه بعد از او، ابوبکر و عمر، مصلحت می‌دیدند عمل کنی؟ علی گفت: با تو بر کتاب الله و سنت رسولش بیعت می‌کنم و به رأی خود اجتهاد می‌کنم (أجتهد رأيي). پس عبدالرحمن دست او را رها کرد و عثمان را فراخواند و به او گفت: آیا با من بیعت می‌کنی که به کتاب الله و سنت رسولش و آنچه دو خلیفه بعد از او، ابوبکر و عمر، مصلحت می‌دیدند عمل کنی؟ عثمان گفت: بارالها، بله. پس عبدالرحمن سرش را به سوی سقف مسجد بلند کرد در حالی که دستش در دست عثمان بود و سه بار گفت: بارالها بشنو و گواه باش...» پایان اقتباس.

سؤال این است که من در روایت‌هایی که خوانده‌ام، عبارت‌های «ولكن عليَّ جهدي من ذلك وطاقتي» (بلکه به قدر کوشش و توانم) و «بمبلغ علمي وطاقتي» (به اندازه دانش و توانم) را دیده‌ام؛ آیا این‌ها همان معنای «أجتهد برأيي» را دارند؟ همچنین در روایت دیگری خواندم که علی بن ابی‌طالب موافقت کرد و تنها گفت «فيما استطعت» (در حد توانم)؛ صحت این روایت چگونه است؟

پاسخ:

بله، میان این تعابیر نزد علما و مجتهدان اختلافی نیست و برای روشن شدن این موضوع موارد زیر را بیان می‌کنم:

  • در کتاب البدایه و النهایه ابن کثیر آمده است: «پس [عبدالرحمن] گفت: ای علی، نزد من بیا. علی زیر منبر نزد او آمد، عبدالرحمن دستش را گرفت و گفت: آیا با من بر کتاب الله و سنت پیامبرش (صلی الله علیه وسلم) و روش ابوبکر و عمر بیعت می‌کنی؟ علی گفت:

اللَّهُمَّ لَا وَلَكِنْ عَلَى جُهْدِي مِنْ ذَلِكَ وَطَاقَتِي

«بارالها نه، بلکه بر پایه کوشش و توانم در این امر [بیعت می‌کنم].» پایان اقتباس.

  • در تاریخ الرسل و الملوک طبری آمده است: «[عبدالرحمن] علی را فراخواند و گفت: آیا بر عهد و میثاق الهی با من پیمان می‌بندی که حتماً به کتاب الله، سنت رسولش و سیره دو خلیفه بعد از او عمل کنی؟ علی گفت:

أَرْجُو أَنْ أَفْعَلَ وَأَعْمَلَ بِمَبْلِغِ عِلْمِي وَطَاقَتِي

«امید دارم که چنین کنم و به اندازه دانش و توانم عمل نمایم.» پایان اقتباس.

به نظر می‌رسد زمانی که این روایت‌ها را خوانده‌اید، گمان کرده‌اید که «أجتهد برأيي» با «عَلَى جُهْدِي مِنْ ذَلِكَ وَطَاقَتِي» یا «بِمَبْلِغِ عِلْمِي وَطَاقَتِي» تفاوت دارد، در حالی که همه به یک معنا هستند. علی رضی الله عنه میان پیروی از کتاب و سنت و میان پیروی از عملکرد ابوبکر و عمر تفاوت قائل شد؛ او با پیروی از کتاب و سنت موافقت کرد، اما عمل به روش ابوبکر و عمر را به «کوشش و دانش خود» یعنی به «اجتهاد خود» مشروط نمود.

این همان چیزی است که علما فهمیده‌اند؛ چنان‌که در کتاب تمهید الأوائل وتلخیص الدلائل قاضی ابوبکر باقلانی مالکی (متوفی ۴۰۳ هـ) چنین آمده است:

«اگر بگویند چگونه عقد بیعت عبدالرحمن برای عثمان صحیح بود در حالی که با شرط تقلید از احکام ابوبکر و عمر با او پیمان بست؟ و آنچه روایت شده که او به علی گفت: با تو بیعت می‌کنیم و این امر را به تو می‌سپاریم به شرط آن‌که به کتاب الله، سنت پیامبرش و سنت شیخین بعد از او حکم کنی؛ و این‌که علی گفت: کسی چون من نیست که از او خواسته شود کورکورانه پیروی کند، بلکه به رأی خود اجتهاد می‌کنم (أجتهد رأيي)؛ و این‌که او همین را به عثمان عرضه کرد و او شرط را پذیرفت و متعهد شد و با او بیعت کرد...» پایان اقتباس. او در اینجا از کلمه «أجتهد رأيي» استفاده کرده است.

همچنین سرخسی (متوفی ۴۸۳ هـ) در اصول خود این فهم را ذکر کرده و می‌گوید:

«سپس عمر امر [خلافت] را بعد از خود به شورا میان شش نفر واگذار کرد و آن‌ها با رأی خود توافق کردند که تعیین فرد را به عبدالرحمن بسپارند... پس او به علی پیشنهاد داد که به رأی ابوبکر و عمر عمل کند، علی گفت: به کتاب الله و سنت رسول الله عمل می‌کنم و سپس به رأی خود اجتهاد می‌کنم (أجتهد رأيي)؛ و این شرط را به عثمان نیز عرضه کرد و او پذیرفت و با او بیعت کرد.» پایان اقتباس. او نیز از عبارت «أجتهد رأيي» استفاده کرده است.

افزون بر این، این موضوع حتی در مراکز پژوهشی معاصر نیز مشهور و شناخته شده است؛ چنان‌که در مجله دانشگاه اسلامی مدینه منوره (بخش پژوهش‌های علمی - ۱۴۲۳ هـ / ۲۰۰۲ م) آمده است:

«عبدالرحمن بن عوف مسلمانان را در مسجد جمع کرد... سپس علی را صدا زد. عبدالرحمن دست خود را در دست علی گذاشت و گفت: با تو بیعت می‌کنیم که به کتاب الله، سنت رسولش و اجتهاد شیخین (ابوبکر و عمر) عمل کنی. علی با اجتهاد شیخین موافقت نکرد و گفت: بلکه به رأی خود اجتهاد می‌کنم (أجتهد رأيي). پس عبدالرحمن دست او را رها کرد و عثمان رضی الله عنه را صدا زد و او اجتهاد شیخین را پذیرفت...» پایان اقتباس.

بنابراین، هیچ تعارضی میان «أجتهد رأيي»، «عَلَى جُهْدِي مِنْ ذَلِكَ وَطَاقَتِي» و «بِمَبْلِغِ عِلْمِي وَطَاقَتِي» وجود ندارد؛ همه این‌ها نزد علما بر اساس دانشی که الله به آنان داده، یکسان است. استفاده از هر یک از این عبارت‌ها صحیح است، به‌ویژه اگر موضوع در جایگاه استنباط حکم از دلیل باشد (همان‌گونه که در کتاب‌هایمان ذکر کرده‌ایم). لذا اگر دیدید به‌جای عبارت‌های دیگر از «أجتهد رأيي» استفاده شده، در باب استدلال و استنباط احکام، هیچ ایرادی بر آن وارد نیست.

  • اما در مورد آنچه در سؤال درباره روایت امام احمد در مسند آمد که می‌گوید: «به عبدالرحمن بن عوف گفتم: چگونه با عثمان بیعت کردید و علی را واگذاشتید؟ گفت: گناه من چیست؟ من با علی شروع کردم و گفتم: با تو بر کتاب الله، سنت رسولش و سیره ابوبکر و عمر بیعت می‌کنم. گفت: او گفت: "در آنچه توانستم" (فيما استطعت). سپس آن را به عثمان عرضه کردم و او پذیرفت.» پایان اقتباس. سند این روایت ضعیف است. سفیان بن وکیع را چندین نفر تضعیف کرده‌اند؛ حافظ [ابن حجر] در التقریب می‌گوید: «سفیان بن وکیع، حدیثش متروک است» و ابوزرعه رازی نیز او را در کتاب الضعفاء تضعیف کرده و ابن ابی‌حاتم در الجرح و التعدیل از او نقل کرده است: «از ابوزرعه درباره سفیان بن وکیع پرسیدم که گفته شده او دروغ می‌گوید؟ گفت: بله». بنابراین، این حدیث ضعیف است و نمی‌توان به آن استناد کرد.

Share Article

Share this article with your network