Home About Articles Ask the Sheikh
پرسش و پاسخ

پاسخ به سؤال: نفی یا اثبات نسب با تکیه بر تحلیل ژنتیکی (DNA)

December 26, 2017
5446

(سلسله پاسخ‌های دانشمند بزرگوار عطاء بن خلیل ابو الرشته، امیر حزب‌التحریر، به سؤالات کاربران در صفحه فیس‌بوک ایشان تحت عنوان «فقهی»)

پاسخ به سؤال

خطاب به: Najmeddine Khcharem

سؤال:

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته، شیخ بزرگوار ما، آیا مرد می‌تواند با تکیه بر آزمایش ژنتیک، نسب فرزند را از خود نفی کند؟ بارک الله فیک.

پاسخ:

وعلیکم السلام و رحمة الله و برکاته،

نخست: هنگام اختلاف در اثبات هر مسئله‌ای، استفاده از تمامی ابزارهای صحیح اثبات و بذل تلاش برای دقیق بودن آن‌ها جایز است... آزمایش DNA، ابزارهای تحقیق علمی و هر وسیله اثباتی که در هر مسئله‌ای به نظر صواب منتهی شود، در زمره این ابزارها و روش‌ها قرار می‌گیرند؛ مگر اینکه نص شرعی خاصی درباره یک مسئله معین وارد شده باشد که در آن صورت واجب است بدون هیچ انحرافی به آن نص پایبند بود...

جهت اطلاع، اسید دئوکسی‌ریبونوکلئیک (DNA) در انسان و همه موجودات زنده ساختار واحدی دارد. این ماده به صورت دو رشته چسبیده به هم است که مانند یک نردبان اضطراری مارپیچ، به دور یکدیگر پیچیده‌اند. لبه‌های این نردبان از مولکول‌های قند و فسفات و پله‌های آن از مجموعه‌ای از بازهای نیتروژنی تشکیل شده است. این بدان معناست که هر رشته از واحدهایی شامل قند، فسفر و باز نیتروژنی ساخته شده که هر واحد آن «نوکلئوتید» نامیده می‌شود.

این نوکلئوتیدها با نظمی دقیق مرتب شده‌اند. این رشته به‌هم‌پیوسته از نوکلئوتیدها به بخش‌ها و واحدهایی تقسیم می‌شود که «مورثات» (جمع مورث) نامیده می‌شوند و در زبان انگلیسی به آن‌ها Genes (ژن‌ها) می‌گویند. هر مورث حامل صفت خاصی است که دستورالعمل‌های لازم برای ساخت نوع خاصی از پروتئین‌ها را صادر می‌کند؛ پروتئین‌ها مواد خامی هستند که بافت‌های بدن از آن‌ها ساخته می‌شود.

این «مورثات» یا «اثر انگشت ژنتیکی» حامل ویژگی‌های وراثتی والدین و فرزندان هستند... این‌ها ویژگی‌های مشابهی هستند که خداوند سبحان برای پیوند دادن نسب‌ها به یکدیگر خلق کرده است. اگر از نظر تئوری، دقت آزمایش و دقت نتایج اثر انگشت ژنتیکی بین پدر و فرزند را فرض کنیم – یعنی حقایق وراثتی را همان‌گونه که خالق سبحان در آن به ودیعه نهاده از این اثر انگشت به دست آوریم – این آزمایش نسب فرزند به پدر را نشان می‌دهد. اما کارشناسان و متخصصان می‌گویند احتمال خطا در نتایج آزمایش به دلیل اشتباهات انسانی یا آزمایشگاهی در حین تحلیل، آلودگی نمونه، یا بروز «شبهه» در صداقت و اخلاص انجام‌دهنده آزمایش و احتمال تأثیرپذیری او از عوامل دیگر، وجود دارد... همه این موارد بر نتایج تأثیر می‌گذارند.

بنابراین، نتایج آزمایش DNA لزوماً قطعی‌الدلاله نیست؛ چرا که احتمال ورود خطا در نتیجه به دلیل عوامل ذکر شده در بالا وجود دارد. پس اگر خطاهای مذکور برطرف شوند، می‌توان از آن به عنوان یکی از ابزارهای اثبات در هر مسئله‌ای که نص شرعی برای اثبات آن وارد نشده، استفاده کرد... اما اگر نص شرعی وارد شده باشد، بدون هیچ انحرافی باید به آن نص پایبند بود...

به عنوان مثال، در تعیین هویت صاحب یک جسد ناشناس... یا شناسایی نوزاد برای هر مادر هنگامی که در بیمارستان‌ها اختلافی رخ می‌دهد... در این موارد جایز است که با استفاده از هر وسیله صحیح تحقیق و هر روش سالم برای تبیین و اطمینان، اقدام به بررسی کرد... مانند استفاده از DNA، تحقیق جدی از کسانی که در منطقه یافتن جسد بوده‌اند، بازجویی از کارکنان بخش زایمان در بیمارستان و هر وسیله تحقیق صحیح دیگری که باعث اطمینان به صحت نتایج حاصله شود... تمام این‌ها جایز است زیرا نص شرعی خاصی درباره اثبات آن‌ها وارد نشده و لذا تحت نصوص عام قرار می‌گیرند. اما اگر نص شرعی در اثبات آن مسئله وارد شده باشد، تنها همان نص است که ملاک عمل قرار می‌گیرد.

دوم: اکنون به سؤال شما درباره نفی نسب فرزند می‌پردازیم... در این مسئله نص شرعی خاصی وارد شده است که تنها باید به آن پایبند بود، و آن به شرح زیر است:

۱- نتایج DNA برای این مسئله به عنوان دلیل صلاحیت ندارد؛ زیرا اثبات نسب فرزند به شوهر و نفی آن، در اسلام دلایل خاص خود را دارد. پس نسب با چیزی غیر از آن‌ها نه ثابت می‌شود و نه نفی می‌گردد. فتواهایی که پس از انتشار تحقیقات DNA صادر شده است، تأثیری در این حکم ندارد؛ فتواهایی که از سوی دارالافتاها (به‌ویژه در مصر) و کمیته‌های اوقاف (به‌ویژه در کویت) با نظرات مختلف صادر شده است. برخی از آن‌ها DNA را در نفی و اثبات جایز می‌دانند، برخی آن را فقط در نفی و نه در اثبات جایز می‌دانند، برخی در صورت وجود رابطه زوجیت آن را برای اثبات نسب جایز می‌دانند اما در موارد زنا جایز نمی‌شمارند، و برخی فقیه‌نمایانِ فریفته فرهنگ غرب حتی در موارد زنا هم آن را برای اثبات نسب جایز دانسته‌اند!!

۲- حکم صحیح در این مسئله همان است که شرع به وضوح در موضوع نسب مشخص کرده است. ما این امر را در کتاب «نظام اجتماعی در اسلام» توضیح داده‌ایم، جایی که در موضوع نسب آمده است:

«... شوهر، اگر همسرش فرزندی به دنیا بیاورد که امکان انتساب به او را داشته باشد – به این صورت که شش ماه یا بیشتر از تاریخ ازدواج با او گذشته باشد – آن فرزند متعلق به اوست؛ به دلیل فرموده پیامبر ﷺ:

الوَلَدُ للفِراشِ

"فرزند متعلق به بستر (ازدواج) است." (متفق علیه از طریق عایشه رضی الله عنها). حاصل کلام اینکه: تا زمانی که زن در زوجیت شوهر باشد و پس از گذشت بیش از شش ماه از ازدواج فرزندی به دنیا بیاورد، آن فرزند مطلقاً متعلق به شوهر است.

مگر اینکه شوهر، زمانی که همسرش پس از شش ماه یا بیشتر فرزندی به دنیا آورد، یقین حاصل کند که این فرزند از او نیست؛ در این صورت برای او جایز است که تحت شرایطی که حتماً باید محقق شوند، نسب او را نفی کند. اگر این شرایط محقق نشود، نفی او ارزشی ندارد و فرزند چه بخواهد و چه نخواهد، فرزند او باقی می‌ماند. این شرایط عبارتند از:

اول - فرزندی که نسبش نفی می‌شود، زنده متولد شده باشد؛ پس اگر مرده به دنیا بیاید نسبش نفی نمی‌شود زیرا حکم شرعی بر نفی آن مترتب نمی‌گردد.

دوم - صراحتاً یا تلویحاً به فرزندی او اقرار نکرده باشد؛ پس اگر صراحتاً یا تلویحاً اقرار کرد که او پسرش است، دیگر صحیح نیست که بعد از آن نسبش را نفی کند.

سوم - نفی فرزند باید در زمان‌های مخصوص و احوال مخصوص باشد؛ و آن زمان ولادت، یا زمان خرید لوازم نوزاد، یا زمان آگاهی از ولادت فرزند در صورتی که شوهر غایب باشد، است. اگر در غیر این زمان‌ها و احوال فرزند را نفی کند، نسب نفی نمی‌شود. پس اگر همسرش فرزندی آورد و او با وجود امکان نفی، سکوت کرد، نسب فرزند بر او لازم می‌شود و بعد از آن حق نفی ندارد. اگر از ولادت فرزند آگاه شد و امکان نفی داشت اما نفی نکرد، نسب ثابت می‌شود، زیرا رسول خدا ﷺ می‌فرماید: «الوَلَدُ للفِراشِ» (بخاری از عایشه رضی الله عنها روایت کرده است).

چهارم - نفی فرزند باید با لعان همراه باشد یا اینکه با لعان او را نفی کند؛ و فرزند از او نفی نمی‌شود مگر اینکه با لعانِ کامل او را نفی نماید.

اگر این چهار شرط محقق شد، فرزند نفی شده و به مادر ملحق می‌گردد. ابن عمر رضی الله عنهما روایت کرده است:

أَنَّ رَجُلًا لاَعَنَ امْرَأَتَهُ فِي زَمَنِ النَّبِيِّ ﷺ وَانْتَفَى مِنْ وَلَدِهَا، فَفَرَّقَ النَّبِيُّ ﷺ بَيْنَهُمَا، وَأَلْحَقَ الوَلَدَ بِالْمَرْأَةِ

"مردی در زمان پیامبر ﷺ با همسرش لعان کرد و فرزند او را از خود نفی نمود؛ پس پیامبر ﷺ بین آن دو جدایی افکند و فرزند را به زن ملحق کرد." (روایت بخاری).

لعان از ریشه "لعن" مشتق شده است، زیرا هر یک از زوجین در بار پنجم اگر دروغگو باشد، خود را لعنت می‌کند. اصل در این باره سخن خداوند متعال است:

وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَدَاءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ * وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ * وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ * وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْهَا إِنْ كَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ

"و کسانی که همسران خود را متهم می‌کنند و گواهانی جز خودشان ندارند، گواهی هر یک از آنان (این است که) چهار بار به خدا سوگند یاد کند که از راستگویان است * و بار پنجم (بگوید) که لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد * و عذاب را از آن زن دور می‌کند این که چهار بار به خدا سوگند یاد کند که آن مرد از دروغگویان است * و بار پنجم (بگوید) که خشم خدا بر او باد اگر آن مرد از راستگویان باشد." (سوره نور [۲۴]: ۶-۹)

و اگر شرایط نفی فرزند محقق نشود، نفی نمی‌گردد و نسب او از شوهر ثابت می‌شود و تمامی احکام فرزندی بر او جاری می‌گردد.

این‌ها احکام شرعی در خصوص نسب و نفی آن است و در این باره جز این بینه (دلیل) استفاده نمی‌شود.» (پایان نقل قول).

بنابراین، نسب فرزند با استفاده از DNA نفی نمی‌شود، بلکه تنها با شرایطی که شرع در بالا بیان کرده است و نه غیر آن، نفی می‌گردد.

سوم: شایان ذکر است که اسلام اهمیت بسیاری به نسب‌ها داده است. از نصوص فراوان در این باره می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • بخاری در صحیح خود از سعد رضی الله عنه روایت کرده که گفت: شنیدم پیامبر ﷺ می‌فرمود: «مَنِ ادَّعَى إِلَى غَيْرِ أَبِيهِ، وَهُوَ يَعْلَمُ أَنَّهُ غَيْرُ أَبِيهِ، فَالْجَنَّةُ عَلَيْهِ حَرَامٌ» "هر کس خود را به غیر پدرش نسبت دهد در حالی که می‌داند او پدرش نیست، بهشت بر او حرام است."

  • ابن ماجه از عبدالله بن عمرو روایت کرده که گفت: رسول خدا ﷺ فرمود: «مَنِ ادَّعَى إِلَى غَيْرِ أَبِيهِ لَمْ يَرَحْ رِيحَ الْجَنَّةِ، وَإِنَّ رِيحَهَا لَيُوجَدُ مِنْ مَسِيرَةِ خَمْسِمِائَةِ عَامٍ» "هر کس خود را به غیر پدرش نسبت دهد، بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد، در حالی که بوی آن از فاصله پانصد سال پیاده‌روی به مشام می‌رسد."

  • نسائی در السنن الکبری از ابوهریره روایت کرده که او از رسول خدا ﷺ شنید که می‌فرمود: «حِينَ نَزَلَتْ آيَةُ الْمُلَاعَنَةِ: أَيُّمَا امْرَأَةٍ أَدْخَلَتْ عَلَى قَوْمٍ مَنْ لَيْسَ مِنْهُمْ، فَلَيْستْ مِنَ اللهِ فِي شَيْءٍ، وَلَنْ يُدْخِلَهَا اللهُ جَنَّتَهُ، وَأَيُّمَا رَجُلٍ جَحَدَ وَلَدَهُ، وَهُوَ يَنْظُرُ إِلَيْهِ احْتَجَبَ اللهُ مِنْهُ، وَفَضَحَهُ عَلَى رُءُوسِ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ» "هنگامی که آیه ملاعنه نازل شد: هر زنی که کسی را که از قومی نیست به آنان ملحق کند (فرزندی را به دروغ به نسب آنان درآورد)، نزد خداوند هیچ ارجی ندارد و هرگز خداوند او را به بهشتش وارد نمی‌کند؛ و هر مردی که فرزند خود را در حالی که به او می‌نگرد انکار کند، خداوند خود را از او می‌پوشاند (رحمتش را از او دریغ می‌کند) و او را در برابر تمام گذشتگان و آیندگان رسوا می‌سازد."

برادر شما، عطاء بن خلیل ابو الرشته

۰۷ ربیع الآخر ۱۴۳۹ هـ برابر با ۲۰۱۷/۱۲/۲۵ م

لینک پاسخ در صفحه فیس‌بوک امیر: فیس‌بوک

لینک پاسخ در صفحه گوگل پلاس امیر: گوگل پلاس

لینک پاسخ در صفحه توییتر امیر: توییتر

لینک پاسخ در وب‌سایت امیر: امیر ویب

Share Article

Share this article with your network