Home About Articles Ask the Sheikh
پرسش و پاسخ

پاسخ به یک پرسش: نشست جی-۲۰ در سئول

December 02, 2010
2121

پرسش:

در روزهای ۱۱ و ۱۲ نوامبر ۲۰۱۰، نشست سران گروه بیست در سئول، پایتخت کره جنوبی، با شعار «رشد مشترک پس از بحران» برگزار شد. موضوعات اصلی این نشست، نرخ ارز و ناترازی‌های تجاری بود. پیش از برگزاری آن، اظهاراتی از سوی اروپایی‌ها، به‌ویژه فرانسه، مبنی بر تلاش برای ایجاد تغییر در نظام مالی جهانی مطرح شد؛ همچنین بحث‌هایی میان آمریکا و چین درباره ارزش یوان و تزریق میلیاردها دلار توسط آمریکا در جریان بود... حال پرسش اینجاست که موفقیت اروپا و چین در مهار گردن‌کشی آمریکا در سیاست‌های مالی بین‌المللی تا چه حد بوده است؟

پاسخ:

بله، پیش از این نشست و در جریان آن، نارضایتی اروپا و چین از «گردن‌کشی» مالی آمریکا مشهود بود، اما آمریکا توانست از این نشست خارج شود در حالی که همچنان «گردن‌کشی» مالی خود را حفظ کرده بود! برای روشن شدن این موضوع، حوادث مرتبط را مرور می‌کنیم:

۱- خبرگزاری رویترز در ۱۲ نوامبر ۲۰۱۰ از منابعی در هیئت آلمانی در نشست جی-۲۰ نقل کرد که «آنجلا مرکل، صدراعظم آلمان، نگرانی‌های خود را به اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا، درباره اقدامات اخیر فدرال رزرو آمریکا جهت تزریق نقدینگی به اقتصاد این کشور ابراز کرده است. اما اوباما در حاشیه نشست به مرکل گفت که او خواهان مشاهده تقاضای داخلی بیشتری در آلمان است.» از این رو مشخص می‌شود که آلمان از سیاست تزریق نقدینگی آمریکا نگران است، زیرا این اقدام ارزش دلار را کاهش می‌دهد و بار سنگینی بر دوش دارندگان یورو می‌گذارد؛ چرا که ارزش یورو در برابر دلار بالا رفته و در نتیجه قیمت کالاهای اروپایی گران می‌شود که این امر موجب خسارات مالی و تجاری برای آن‌هاست. پاسخ اوباما نشان داد که او به شکایت مرکل اهمیتی نمی‌دهد، بلکه به آلمان حمله کرد و به ضعف تقاضای داخلی در بازارهای آلمان اشاره نمود؛ مسئله‌ای که به دلیل مصرف کم و تمایل مردم به پس‌انداز ناشی از ترس از اوضاع مالی جهانی، بر صادرات آمریکا به آلمان و کشورهای اتحادیه اروپا تأثیر منفی می‌گذارد. بدین ترتیب، پاسخ اوباما این بود که آلمان خود مقصر است و گناه بر گردن اوست! رویترز در گزارش خود افزود: «آمریکا انتقادات را نادیده گرفته و اوباما گفته است انتظار دارد نشست جی-۲۰ سازوکارهایی برای تحقق رشد اقتصادی جهانیِ گسترده و متوازن تعیین کند. او گفت که بقیه اعضای گروه بیست درک می‌کنند که رشد آمریکا برای اقتصاد جهانی مهم است.» این نشان می‌دهد که آمریکا سیاست گردن‌کشی و تکبر را در اقتصاد پیش گرفته و به جهان اهمیتی نمی‌دهد، بلکه بر سر کشورها و ملت‌هایی که اکثرشان از فقر و گرسنگی رنج می‌برند منت می‌گذارد که رشد اقتصاد آن‌ها مهم نیست، بلکه مهم رشد اقتصاد آمریکا و رفاه مردم آن است؛ گویی می‌گوید تا زمانی که آمریکا و مردمش در خیر و خوشی باشند، جهان در خیر است!

۲- چینی‌ها نیز تلاش کردند به آمریکا حمله کنند و از سیاست تزریق نقدینگی انتقاد کرده و نگرانی شدید خود را ابراز داشتند. «ژانگ تائو»، مدیر بخش بین‌الملل بانک مرکزی چین، در حاشیه نشست به خبرنگاران گفت: «کشورهایی که دارای ذخایر بزرگ هستند باید تأثیر جهانی سیاست‌های خود را در نظر بگیرند.» او هشدار داد: «جریان‌های سرمایه‌ای ورودیِ غیرمنظم ناشی از اقدامات فدرال رزرو آمریکا می‌تواند به اقتصادهای نوظهور آسیب زده و خطری برای بهبودی اقتصاد جهانی باشد.» (رویترز ۱۲/۱۱/۲۰۱۰). اما مقامات آمریکایی به سیاست پولی چین و ارزش یوان حمله کرده و آن‌ها را متهم کردند که ارزش پول خود را پایین نگه می‌دارند و این کار باعث ناترازی تجاری می‌شود؛ آن‌ها چنان وانمود کردند که گویا مشکل نه از جانب آن‌ها، بلکه از سوی چینی‌هاست.

۳- بیانیه پایانی به سود آمریکا صادر شد؛ نه از این کشور انتقادی شد و نه به خاطر ویرانی اقتصادی جهان سرزنش گردید. فشارها و اتهامات از آمریکا دور شد و نظام مالی جهانیِ پیشین به همان شکل باقی ماند و لجام امور همچنان در دست آمریکا حفظ شد. حتی یک مقام ارشد آمریکایی که نخواست نامش فاش شود، ساعاتی پیش از اختتام نشست گفت: «گفتگوها بسیار امیدوارکننده است. بیانیه پایانی فشارها و تنش‌هایی را که شاهد بودیم کمی کاهش می‌دهد و کسانی را که پیش‌بینی می‌کردند نشست با شکاف و انشقاق پایان یابد، ناامید خواهد کرد. بیانیه پایانی شباهت زیادی به بیانیه‌ای خواهد داشت که وزرای دارایی در اواخر اکتبر در کره جنوبی پذیرفتند.» (فرانس پرس ۱۲/۱۱/۲۰۱۰). یعنی آمریکا موفق شد بیانیه را به‌گونه‌ای تنظیم کند که رضایتش جلب شود و مسئولیت تداوم بحران مالی جهانی بر عهده‌اش نیفتد و تبعات آن متوجه همه کشورها شود؛ و این همان چیزی است که در بیانیه پایانی ملاحظه می‌شود.

بیانیه پایانی هیچ چیز جدیدی ارائه نکرد و راه‌حلی پیش ننهاد؛ آنچه در آن آمد صرفاً فرمول‌های کلی بود، مانند: «اقتصادهای پیشرفته در برابر نوسانات نرخ ارز محافظت ایجاد خواهند کرد، امری که به کاهش خطرات نوسانات بزرگ در جریان‌های سرمایه‌ای که برخی اقتصادهای نوظهور با آن روبرو هستند کمک می‌کند.» این فرمول به نفع آمریکاست که با تزریق صدها میلیارد دلار، این جریان‌های مالی را ایجاد می‌کند. گویی می‌گوید اقتصاد آمریکا به دلیل پیشرفته بودن، قادر است در برابر نوسانات نرخ ارز محافظت ایجاد کند و به کاهش خطرات ناشی از تزریق پول به بازارها کمک نماید؛ سیاستی که از زمان آغاز بحران در سال ۲۰۰۸ با چاپ و تزریق تریلیون‌ها دلار به بازارها اعمال کرده است. همچنین در بیانیه آمد: «اقداماتی که شامل مجموعه‌ای از دستورالعمل‌هاست، در زمان مناسب به شناسایی ناترازی‌هایی که نیازمند اقدامات پیشگیرانه صحیح است کمک خواهد کرد.» و ذکر شد: «وزرا با صندوق بین‌المللی پول همکاری خواهند کرد تا این دستورالعمل‌ها را مد نظر قرار دهند و اقدامات انجام شده در نیمه اول سال آینده مورد بحث قرار گیرد.» در زمان تدوین پیش‌نویس بیانیه، انتقاداتی مطرح شد مبنی بر اینکه «گروه بیست درباره نوع و میزان این دستورالعمل‌ها تصمیمی نگرفته است؛ یعنی موضوع بدون شفافیت کافی باقی ماند.»

۴- از این موارد روشن می‌شود که نشست سئول هیچ تغییری در نظام مالی جهانی ایجاد نکرد (آن‌گونه که برخی و در رأس آن‌ها فرانسه مطالبه می‌کردند) و خواسته‌های معترضان به رفتارهای آمریکا را برآورده نساخت. آن‌ها نتوانستند آمریکا را از موضعش عقب برانند، مواضعش را محکوم کنند یا افکار عمومی جهانی علیه رفتارهای مستبدانه اقتصادی‌اش شکل دهند؛ رفتارهایی که به حد گردن‌کشی رسیده بود، همان‌طور که در دوران بوش پسر در سیاست دیده می‌شد، اما اینجا گردن‌کشی در اقتصاد و مال تجلی یافت. اگر آمریکا کاغذ مالی را که حتی به اندازه جوهر سبزِ روی آن ارزش ندارد چاپ می‌کند و با آن اوراق قرضه خزانه‌داری‌اش را که روی دستش مانده می‌خرد و وانمود می‌کند که بدهی‌هایش را کاهش داده و بازارش را رونق بخشیده و با آن ثروت‌های جهان را بدون هیچ بهایی (جز این کاغذهای سبز) می‌خرد، هیچ‌کس حق ندارد او را ملامت کند؛ بلکه او حق دارد کاری را انجام دهد که دیگران حق انجامش را ندارند! چنان‌که می‌بینیم اروپایی‌ها چگونه دست و پای خود را بسته‌اند و به دلیل محدودیت‌های خاص نمی‌توانند در چاپ پول خود از حد معینی فراتر روند. آمریکا توانست خود را از انتقادات و حملات ناشی از سیاست تزریق نقدینگی مصون بدارد. به نظر می‌رسد آمریکا از این کنفرانس می‌خواست تا خود را در برابر انتقادات حفظ کند و مانع صدور بیانیه‌ای شود که از او انتقاد می‌کند و در نتیجه مانع شکل‌گیری افکار عمومی جهانی علیه سیاست مالی بحران‌آفرینش شود. آمریکا ادعاهای تغییر نظام پولی جهانی را شکست داد و بر تداوم نظام سابق که از کنفرانس برتون وودز در سال ۱۹۴۴ تا به امروز ادامه دارد، تأکید کرد؛ یعنی تداوم دلار به عنوان ارز جهانی و تداوم نقش صندوق بین‌المللی پول. آمریکا به خود حق داد دلار را هرگونه که می‌پسندد و به هر میزانی که می‌خواهد بدون هیچ بازدارنده‌ای چاپ کند. بدین ترتیب، آمریکا توانست جایگاه جهانی خود را به عنوان قدرت نخست حفظ کند؛ قدرتی که سلطه دارد، حرف اول را می‌زند و لجام امور جهان را در دست دارد!

۵- و اما دیگران؛ چین توانست فشارهای مربوط به بازنگری سریع در نرخ ارز خود را دور کند و پذیرفت که این کار در چندین مرحله انجام شود. اما اروپایی‌ها بزرگترین بازنده بودند؛ آن‌ها نتوانستند هیچ تغییری در نظام پولی جهانی (آن‌گونه که هدفشان بود) ایجاد کنند، نتوانستند آمریکا را به خاطر سیاست تزریق نقدینگی و کاهش ارزش پول محکوم کنند و نتوانستند افکار عمومی علیه آن به وجود آورند. با این وصف، بعید است که سارکوزی در دوران ریاست یک‌ساله خود بر گروه بیست بتواند تغییر قابل ذکری ایجاد کند، در حالی که او خواستار تغییر نظام پولی جهانی است. دستورالعمل‌هایی که نشست خواستار تدوین آن‌ها شد، طبق بیانیه، حدود نیم سال بحث میان وزرای دارایی و تجارت و صندوق بین‌المللی پول زمان می‌برد تا آماده شود؛ سپس زمان نامشخص دیگری برای اجرا و به‌کارگیری آن لازم است. همچنین میزان کارآمدی آن نامعلوم است و چه بسا اوضاع تا نشست بعدی گروه بیست که در نوامبر سال آینده برگزار می‌شود، به همین منوال باقی بماند!

Share Article

Share this article with your network