Home About Articles Ask the Sheikh
سیاست

پاسخ به پرسش: نشست لیسبون و پیمان ناتو

December 02, 2010
2058

پرسش:

در روزهای ۱۹ و ۲۰ نوامبر ۲۰۱۰، در لیسبون پایتخت پرتغال، نشستی با حضور کشورهای بزرگ و کشورهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) برگزار شد. اعلام گردید که این کشورها بر سر استراتژی جدیدی برای این پیمان به توافق رسیده‌اند که شامل موضوعات مهمی از جمله مسئله افغانستان، سپر موشکی و رابطه با روسیه بود. همچنین گسترش اختیارات ناتو به تصویب رسید تا فراتر از منطقه جغرافیایی خود، به هر نقطه‌ای در جهان که آن را تهدیدی علیه خود می‌بیند، دست‌اندازی کند. آیا آمریکا در موضوع عقب‌نشینی از افغانستان جدی است؟ هدف این کشور از موضوع سپر موشکی چیست؟ چرا به دنبال گسترش اختیارات ناتو بود؟ موضع روسیه در قبال همه این‌ها چیست؟ آیا آمریکا توانست خواسته‌های خود را بر این کشورها دیکته کند؟ و آیا موفق شد جایگاه بین‌المللی خود را تقویت نماید؟

پاسخ:

۱- آنچه از بیانیه پایانی نشست و اظهارات پیرامون استراتژی ناتو در افغانستان برمی‌آید، بر ماندن دائمی در آنجا تأکید دارد و مسئله افغانستان را برای این پیمان حیاتی قلمداد می‌کند. راسموسن، دبیرکل ناتو اعلام کرد: «ما با رئیس‌جمهور حمید کرزای بر سر یک مشارکت طولانی‌مدت توافق کردیم که پس از پایان مأموریت‌های رزمی ما نیز ادامه خواهد داشت.» وی افزود: «به سادگی بگویم، اگر جنبش طالبان یا دیگران به رفتن ما امید بسته‌اند، آن را فراموش کنند؛ ما تا زمانی که برای به پایان رساندن کار لازم باشد، خواهیم ماند.» (بی‌بی‌سی ۲۰۱۰/۱۱/۲۰). در بیانیه پایانی نیز بر این نکته تأکید شد که «مأموریت در افغانستان اولویت اصلی پیمان است». اوباما از رهبران کشورهای ناتو در لیسبون خواسته بود تا «تعهد دائمی خود را در قبال افغانستان مجدداً تأیید کنند». (روزنامه اسپانیایی ال پائیس ۲۰۱۰/۱۱/۱۹). خبرگزاری آلمان نیز در ۲۰۱۰/۱۱/۲۰ گزارش داد که انتظار می‌رود اداره امور در اولین ایالت‌ها تا ژوئیه سال آینده به طرف افغان منتقل شود، در حالی که نیروهای ناتو کنترل امنیتی را در خطرناک‌ترین مناطق تا سال ۲۰۱۴ حفظ کرده و پس از آن تاریخ، نقش حمایتی ایفا خواهند کرد.

این نشان می‌دهد که آمریکا می‌خواهد تظاهر به عقب‌نشینی از مناطق امن (مناطقی که مقاومت شدیدی از سوی مجاهدین در آن‌ها وجود ندارد) کند تا نشان دهد به وعده‌هایی که اوباما داده بود تا عقب‌نشینی از ژوئیه ۲۰۱۱ آغاز شود، پایبند است. بدین ترتیب به مردم آمریکا و جهانیان وانمود می‌کند که به وعده‌هایش عمل کرده و گویی آمریکا به اهدافش رسیده و در آستانه عقب‌نشینی نهایی است؛ اما حضور این نیروها تا سال ۲۰۱۴ در خطرناک‌ترین مناطق ادامه خواهد یافت. این در واقع دور زدن تصمیم عقب‌نشینی از افغانستان است و اشغالگری تا آن تاریخ و پس از آن نیز ادامه دارد. آمریکا در افغانستان سیاستی مشابه عراق را دنبال می‌کند تا حضور دائمی خود را تحت عناوینی چون توافق‌نامه‌های امنیتی، استراتژیک، شراکت و غیره تضمین کند. آمریکا در این نشست به اروپا فشار آورد تا به حمایت خود در افغانستان ادامه دهد؛ زیرا بسیاری از اروپایی‌ها از ماندن در کنار آمریکا ناخرسندند، چون این جنگ سودی برای آن‌ها ندارد و تمام دستاوردها برای آمریکاست، در حالی که آن‌ها خود از بحران مالی رنج می‌برند و ملت‌هایشان فایده‌ای در تداوم این جنگ نمی‌بینند.

۲- در مورد رابطه ناتو با روسیه، نشستی میان کشورهای ناتو و روسیه تحت عنوان «شورای روسیه-ناتو» برگزار شد تا روابطی که پس از بحران گرجستان در اوت ۲۰۰۸ تیره شده بود، بررسی شود. در این نشست اعلام شد که کشورهای عضو، دیگر روسیه را دشمن یا تهدیدی برای خود نمی‌دانند و این برای اولین بار است که رخ می‌دهد و روسیه در آستانه اعلام «شراکت راهبردی» با ناتو قرار دارد. مدودف، رئیس‌جمهور روسیه اظهار داشت: «مرحله سردی و ادعاهای متقابل در روابط روسیه و ناتو به پایان رسیده است.» وی افزود: «ما با خوش‌بینی به آینده می‌نگریم و تلاش می‌کنیم روابط روسیه و ناتو را در تمامی جهت‌ها توسعه دهیم.» (روسیه الیوم ۲۰۱۰/۱۱/۲۰). با این حال وی به اختلافات باقی‌مانده مانند مسئله گرجستان اشاره کرد و گفت: «این مسئله نباید به یک مانع تبدیل شود.» او بدون نام بردن از دیگر اختلافات گفت: «نباید این‌ها منجر به قطع روابط شود.» وی همچنین ذکر کرد که روسیه و ناتو توافق کردند به بحث درباره سپر موشکی اروپا ادامه دهند و افزود: «خود کشورهای ناتو هم پیامدهایی را که ممکن است این سپر به دنبال داشته باشد، تصور نمی‌کنند... با این حال، این سیستم باید جامع باشد و نه صرفاً برای خدمت به یک کشور خاص یا گروهی از کشورها.» وی همچنین هشدار داد که ظهور سیستم دفاع موشکی ممکن است توازن قدرت‌های هسته‌ای را از بین ببرد و باید از آن اجتناب کرد، زیرا تغییر این توازن در نهایت منجر به مسابقه تسلیحاتی خواهد شد.

از اظهارات رئیس‌جمهور روسیه چنین فهمیده می‌شود که هنوز توافق نهایی میان روسیه و ناتو در مورد سپر موشکی و شراکت بین آن‌ها حاصل نشده است. روسیه همچنان نسبت به این موضوع بدبین است. مدودف اشاره می‌کند که کشورهای اروپایی عواقب این کار را نمی‌دانند و ممکن است تحت سیطره کامل آمریکا قرار گیرند و این امر باعث تنش جهانی و بازگشت دغدغه‌های امنیتی شود. او به هراس از مسابقه تسلیحاتی اشاره دارد؛ یعنی کشورهای دیگر و در رأس آن‌ها روسیه، برای مقابله با واقعیت جدیدی که آمریکا ایجاد کرده، به توسعه سلاح‌های خود خواهند پرداخت تا از خود دفاع کنند و در برابر آمریکایی که بر دیگر کشورها سلطه‌جویی می‌کند بایستند؛ چرا که دفاع‌هایی که آمریکا ایجاد کرده، مصونیت‌بخش است و از آن برای ارعاب طرف‌های دیگر جهت تسلیم کردن آن‌ها در برابر سیاست‌هایش استفاده خواهد کرد.

اوباما نیز اعتراف کرد که توافق نهایی با روسیه در این زمینه حاصل نشده است: «ما تلاش‌های زیادی برای بازنگری در روابط میان ایالات متحده و روسیه انجام دادیم که نتایج مشخصی برای هر دو طرف داشت. اکنون در حال بازنگری در روابط ناتو و روسیه هستیم.» او افزود: «ما روسیه را یک شریک و نه یک رقیب می‌بینیم و توافق کردیم که همکاری‌های خود را در زمینه‌های مختلف، به‌ویژه در حوزه دفاع موشکی عمیق‌تر کنیم.» (روسیه الیوم ۲۰۱۰/۱۱/۲۰). در واقع روسیه به آنچه آرزویش را داشت نرسید و به همین دلیل توافق نهایی بر سر سپر موشکی و شراکت صورت نگرفت. روسیه می‌خواهد مذاکرات ادامه یابد تا امتیاز مهمی به دست آورد. روسیه مایل به توافق است اما نمی‌خواهد تابع محض آمریکا باشد؛ بلکه می‌خواهد مانند دوران اتحاد جماهیر شوروی، شریک آمریکا در مدیریت امور جهان باشد تا یک ابرقدرت محسوب شود. مدودف تصریح کرد: «یا باید به‌طور کامل مشارکت کنیم و تبادل اطلاعات داشته باشیم و مسئولیت حل این یا آن مسائل به ما واگذار شود، یا اصلاً مشارکت نمی‌کنیم. روسیه نمی‌پذیرد که صرفاً یک کشور وابسته به این پیمان باشد.» (فرانس پرس ۲۰۱۱/۱۱/۲۱). او همچنین پیوستن روسیه به ناتو را بعید دانست اما نزدیکی بیشتر در صورت تغییر ماهیت ناتو را رد نکرد و اعلام نمود که روسیه با انتقال محموله‌ها به افغانستان از طریق خاک خود موافقت کرده است.

روسیه با انتقال تجهیزات ناتو از طریق خاک خود به افغانستان موافقت کرده است؛ این یک خدمت رایگان از سوی روسیه به آمریکاست تا شاید امتیازاتی بگیرد، در حالی که هنوز چیزی دریافت نکرده است. اگرچه روسیه شکست ناتو در برابر مجاهدین را تهدیدی برای خود می‌بیند، اما پیروزی آمریکا در آنجا نیز نفوذ روسیه در آسیای مرکزی را تهدید می‌کند. روسیه باید این محاسبات را در نظر بگیرد و به یاد داشته باشد که شکستش در زمان اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان، راه را برای ورود آمریکا به این منطقه باز کرد. به نظر می‌رسد آمریکا می‌خواهد همه چیز را از روسیه بگیرد بدون آنکه جز وعده‌های پوچ چیزی به آن بدهد.

۳- اما سامانه سپر موشکی برای ایجاد سلطه کامل آمریکا بر اروپا طراحی شده است تا اروپا را تحت حمایت خود قرار داده و با ایجاد دغدغه‌های امنیتی دائمی، قبضه خود را بر آن محکم کند و مانع از تبدیل شدن اروپا به یک قدرت جهانی مستقل و رقیب شود. این کار باعث می‌شود اروپا از توسعه قدرت نظامی مستقل و زرادخانه‌های هسته‌ای خود غافل شود. این همان چیزی است که فرانسه از آن بیم دارد و سعی در پیشگیری از آن دارد؛ چنان‌که در اوایل همین ماه (۲۰۱۰/۱۱/۲) توافقی با بریتانیا برای نوسازی زرادخانه‌های هسته‌ای و توسعه فناوری هسته‌ای امضا کرد و بر سر ایجاد یک نیروی مداخله نظامی مشترک توافق کردند تا در تصمیم‌گیری از آمریکا مستقل شده و به دنبال منافع خود باشند. اما نتایج نشست لیسبون و عدم مخالفت بریتانیا با سپر موشکی پیشنهادی آمریکا، نشان‌دهنده ضعف موضع آن‌ها و ناامیدی از تحقق استقلال در برابر سیطره آمریکاست.

طرح سپر موشکی در ظاهر دفاعی اما در محتوا تهاجمی است و هدف آن مبارزه با اصطلاحاتی چون تروریسم، کشورهای سرکش، سلاح‌های کشتار جمعی و تهدیدات هسته‌ای و موشک‌های بالستیک است. در واقع آمریکا تحت نام ناتو، بر سیاستی تأکید کرد که از آغاز این قرن به‌ویژه پس از حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در پیش گرفته بود. در ابتدا کشورهایی مثل فرانسه، آلمان و روسیه با آن مخالفت کردند، اما نشست لیسبون موضع فرانسه و آلمان را مهار کرد و از شدت مخالفت روسیه کاست که این یک پیروزی برای آمریکا محسوب می‌شود. سیاست آمریکا در دوره بوش بدون کسب موافقت دیگران بود، اما سیاست فعلی در دوره اوباما، امتداد همان مسیر است اما با تلاش برای جلب موافقت دیگران.

۴- استراتژی جدید مبنی بر گسترش اختیارات و حوزه فعالیت ناتو، به این پیمان که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پیمان ورشو باید منحل می‌شد، عمر دوباره می‌بخشد. این کار با تراشیدن دشمنان جدید و ساختن تهدیدات مصنوعی انجام می‌شود. اگرچه در این نشست به دشمن فرضی یا هدف دقیق سپر موشکی به‌طور مشخص اشاره نشد، اما بحث درباره قرار دادن سپر موشکی در ترکیه نشان می‌دهد که هدف اصلی، منطقه اسلامی است تا مانع از دستیابی آن به قدرت یا برپایی خلافت شوند. این نشان‌دهنده کینه کافران استعمارگر نسبت به اسلام و مسلمانان است و همچنین بزرگی جنایتی را که حاکمان ترکیه با تبدیل کردن این کشور به پایگاه سپر موشکی مرتکب می‌شوند، آشکار می‌سازد.

۵- خلاصه آنکه آمریکا در این نشست موفق شد هژمونی خود را بر کشورهای ناتو تحمیل کند و اراده خود را به‌ویژه بر اروپای غربی دیکته نماید تا آن‌ها را تحت حمایت خود نگه داشته و مانع استقلالشان شود. همچنین از مخالفت روسیه کاست و هیچ قدرت بزرگی در برابرش نایستاد تا برنامه‌هایش را برهم بزند. بدین ترتیب آمریکا توانست جایگاه بین‌المللی خود را که در پی بحران مالی و شکست‌های عراق و افغانستان متزلزل شده بود، تقویت کند. علاوه بر این، گسترش اختیارات ناتو و استقرار سپر موشکی در ترکیه، خطر این نشست را برای اسلام و مسلمانان برملا کرد. بر مسلمانان واجب است که این خطر را درک کرده و با تلاش جدی برای برپایی خلافت، ریشه آن را قطع کنند؛ خلافتی که کید کافران استعمارگر را به خودشان بازمی‌گرداند و نقشه‌هایشان را مایه نابودی‌شان می‌سازد.

وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ

"و قطعاً خدا به کسانی که [دین] او را یاری می‌دهند، یاری می‌رساند؛ چرا که خدا نیرومند و شکست‌ناپذیر است." (سوره حج: ۴۰)

Share Article

Share this article with your network