Home About Articles Ask the Sheikh
سیاست

پاسخ به پرسش: تنش میان ترکیه و یونان در شرق مدیترانه

October 12, 2020
3601

پرسش:

مولود چاووش اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه در تاریخ ۲۰۲۰/۱۰/۸م از دستیابی به توافقی جدید میان کشورش و یونان خبر داد. وی در اظهاراتی که در وب‌سایت ترکیه الان منتشر شد، گفت: (او با همتای یونانی خود، نیکوس دندیاس، بر سر انجام گفتگوهای اکتشافی میان دو کشور به توافق رسیده است. این سخنان پس از دیدار وی با دندیاس در حاشیه نشست امنیت جهانی براتیسلاوا در اسلواکی بیان شد. وی توضیح داد که ترکیه میزبان این گفتگوها خواهد بود، در حالی که یونان پیشنهادهایی برای زمان برگزاری آن‌ها ارائه می‌دهد... وب‌سایت ترکیه الان، ۲۰۲۰/۱۰/۸م). این در حالی بود که پیش از آن، ترکیه روابط خود با یونان را به شدت متشنج کرده و با اعزام کشتی‌های حفاری به همراه کشتی‌های جنگی، این کشور را به چالش کشیده بود... حقیقت این بحران میان ترکیه و یونان چیست؟ واقعیت مواضع بین‌المللی در قبال این بحران چیست؟ آیا آمریکا پشت این ماجراست یا ترکیه به تنهایی عمل می‌کند؟ و چه تفسیری برای آن تنش بزرگ در ابتدا و سپس پذیرش مذاکره وجود دارد؟ با تشکر.

پاسخ:

نگاه به بحران ترکیه و یونان باید از حیث دلایل و پیامدهای داخلی آن در ترکیه و همچنین ابعاد اقتصادی و بین‌المللی آن باشد... برای درک این موضوع، باید موارد زیر را با شروع از پیمان لوزان در ربع اول قرن گذشته بررسی کرد:

اول: پیمان لوزان:

۱- ترکیه طولانی‌ترین ساحل را در دریای اژه و شرق مدیترانه دارد، اما پیمان لوزان که در تاریخ ۱۹۲۳/۷/۲۴م توسط نمایندگان جنایتکار عصر، مصطفی کمال، به نام دولت «مجلس ملی کبیر ترکیه» در آنکارا (که از خلافت در استانبول جدا شده بود) امضا شد، همان معاهده‌ای است که ترکیه را در دریای اژه محصور کرد؛ به طوری که ترکیه به سختی می‌تواند از سواحل خود فاصله بگیرد، چرا که تمام یا اکثر جزایر داخل دریای اژه به یونان واگذار شد! این زمانی رخ داد که مصطفی کمال نمایندگان خود را به لوزان در سوئیس فرستاد و به متحدان پیشنهاد داد که دولت او در آنکارا که علیه خلافت در استانبول شورش کرده، حاضر است هر پیمانی را که آن‌ها (متحدان) بخواهند، امضا کند! به این ترتیب پیمان لوزان در سوئیس میان نمایندگان بریتانیا، فرانسه و سایر کشورها با نمایندگان مصطفی کمال به ریاست عصمت اینونو و به نام دولت مجلس ملی کبیر در آنکارا به امضا رسید...

۲- در این پیمان موارد حیرت‌آوری وجود داشت که مصطفی کمال و نمایندگانش با آن موافقت کردند؛ از جمله آنچه در ماده ۱۲ آمده است که به موجب آن، تمام یا اکثر جزایر دریای اژه تحت حاکمیت یونان درآمد، با وجود اینکه برخی از آن‌ها حدود ۶۰۰ کیلومتر از خاک اصلی یونان فاصله دارند، در حالی که گاهی تنها دو کیلومتر با خاک ترکیه فاصله دارند؛ مانند جزیره مِیس (کاستلوریزو) که روبروی شهر کاش در استان آنتالیا قرار دارد. این معاهده همان چیزی است که به یونان «مشروعیت» می‌دهد تا از ترکیه بخواهد در مقابل سواحل خود حفاری نکند، زیرا طبق پیمان لوزان، این مناطق حق خالص یونان است! سپس ماده ۱۵ که طبق آن ترکیه به نفع ایتالیا از تمام حقوق و مالکیت بر جزایر استامپالیا، رودس، کالکی و... چشم‌پوشی کرد. همچنین ماده ۲۰ که به موجب آن ترکیه الحاق قبرص به دولت بریتانیا را که در نوامبر ۱۹۱۴ توسط بریتانیا اعلام شده بود، به رسمیت شناخت. و نیز آنچه در ماده ۲۳ آمده که تصریح می‌کند طرف‌های متعاقد بر سر شناسایی و اعلام اصل آزادی عبور و دریانوردی دریایی و هوایی، در زمان صلح و جنگ، در تنگه داردانل، دریای مرمره و بسفر توافق کردند! به این ترتیب ترکیه با وجود داشتن طولانی‌ترین ساحل در شرق مدیترانه، آزادی حرکت در اطراف جزایر موجود در این دریاها را از دست داد؛ همان چیزی که اردوغان امروز آن را با نام «وطن آبی ربوده شده» یاد می‌کند! او در حالی از این وضعیت گلایه می‌کند که تصویر جنایتکار عصر، مصطفی کمال (کسی که این امتیازات را در لوزان واگذار کرد) بالای سرش دیده می‌شود و با این حال جرئت نمی‌کند کلمه‌ای علیه او بگوید!! بلکه تنها با نام‌گذاری کشتی‌های حفاری به نام سرداران بزرگ عثمانی مانند محمد فاتح و سلیمان قانونی، احساسات مردم ترکیه را تحریک می‌کند، در حالی که در تمامی سیاست‌هایش از آن سرداران بزرگ فرسنگ‌ها فاصله دارد! او اعلام می‌کند: («همه درک می‌کنند که ترکیه از نظر سیاسی، اقتصادی و نظامی قادر است اسناد و نقشه‌های ناعادلانه‌ای را که بر اساس بی‌اخلاقی و لجاجت علیه او تنظیم شده، پاره کند.» و می‌افزاید که کشورش آماده است این موضوع را «از طریق تجربه‌های دردناک، چه بر سر میز مذاکره و چه در میدان نبرد» روشن کند... الجزیره، ۲۰۲۰/۹/۵م) اما او به همین سخنان بسنده می‌کند! شاید مردم ترکیه دیدند که یونان، که تقریباً ارتش مؤثری ندارد، سربازان خود را به جزیره میس فرستاد، با وجود اینکه پیمان لوزان بر غیرنظامی بودن آن تصریح دارد، اما او با قدرتی که شایسته بود با یونان مقابله نکرد!

۳- با وجود اینکه این پیمان یک معامله خائنانه بود که مصطفی کمال با متحدان منعقد کرد، اما بریتانیا به آن بسنده نکرد؛ بلکه از او خواست شروط دیگری را که مهم‌ترین آن‌ها لغو کامل خلافت و اعلام سکولاریسم دولت بود، اجرا کند. مصطفی کمال اجابت کرد و در صبح سوم مارس ۱۹۲۴م لغو خلافت و جدایی دین از دولت را اعلام نمود. در همان شب، مصطفی کمال دستوری به فرماندار استانبول فرستاد مبنی بر اینکه خلیفه عبدالمجید باید قبل از سپیده دم روز بعد ترکیه را ترک کند. او در نیمه‌شب به همراه گروهی از نیروهای پلیس و ارتش به قصر خلیفه رفت و خلیفه را مجبور کرد سوار خودرویی شود که او را از مرز به سمت سوئیس برد... دو روز بعد، مصطفی کمال تمام شاهزادگان و اعضای خاندان سلطنتی را جمع کرد و از کشور اخراج نمود. تمام مناصب دینی لغو شد، اوقاف مسلمین به مالکیت دولت درآمد و مدارس دینی به غیردینی تبدیل شده و تحت نظارت وزارت آموزش قرار گرفتند. به این ترتیب مصطفی کمال چهار شرطی را که کرزن از او خواسته بود اجرا کرد: لغو کامل خلافت، اخراج خلیفه به خارج از مرزها، مصادره اموال او و اعلام سکولاریسم دولت. بنابراین، پیمان لوزان که پیش از لغو خلافت بود، پس از لغو خلافت تایید و اجرا شد...! به این ترتیب پیمان لوزان با لغو خلافت به اوج رسید، قدرت‌ها استقلال ترکیه را به رسمیت شناختند و انگلیسی‌ها از استانبول و تنگه‌ها عقب‌نشینی کردند. در پی آن، یکی از نمایندگان انگلیسی در مجلس عوام به کرزن اعتراض کرد که چرا استقلال ترکیه را به رسمیت شناخته است، و کرزن در پاسخ گفت: «مسئله این است که کار ترکیه تمام شده و دیگر قد راست نخواهد کرد، زیرا ما نیروی معنوی آن یعنی خلافت و اسلام را از بین برده‌ایم.» به این ترتیب انگلیسی‌ها به دست مصطفی کمال، خلافت و اسلام را بر خلاف میل مسلمانان در سراسر زمین و به ویژه مسلمانان ترکیه نابود کردند. با این کار، حکومت به ما انزل الله از تمامی نقاط زمین رخت بربست و حکومت به غیر ما انزل الله، حکومت کفر و طاغوت به تنهایی بر تمامی مردم حاکم شد و در سراسر جهان تطبیق گشت!

دوم: این همان پیمانی است که نمایندگان مصطفی کمال در شهر لوزان سوئیس امضا کردند و ترکیه را در دریای اژه محدود کرده و جزایر و سواحل آن را به یونان واگذار نمودند و در نتیجه ترکیه از حفاری در آن منع شد! حدود صد سال از این موضوع گذشته و ترکیه تسلیم آن بوده است، پس چه چیزی اکنون ترکیه را به حرکت واداشته است؟ تأمل در روند امور نشان می‌دهد که پشت این بحران دو عامل وجود دارد؛ یکی داخلی به دلیل شرایط اقتصادی ترکیه و دیگری خارجی که ایالات متحده آمریکا پشت آن است:

۱- عامل داخلی:

الف- ترکیه کشوری مصرف‌کننده انرژی است و تولیدکننده آن نیست. اخیراً تولید نفت آن به ۵۳ هزار بشکه در روز رسیده است (آژانس آناتولی، ۲۰۲۰/۷/۲۵م)، که در مقایسه با مصرف یک میلیون بشکه‌ای آن در روز، رقم بسیار ناچیزی است (العربی الجدید، ۲۰۲۰/۴/۲۲م). همچنین حدود ۴۷۵ میلیون متر مکعب گاز تولید می‌کند در حالی که بیش از ۴۵ میلیارد متر مکعب واردات دارد (الجزیره نت، ۲۰۲۰/۸/۳۱م). بنابراین ترکیه با صورت‌حساب سنگینی برای نفت و گاز وارداتی مواجه است که در سال ۲۰۱۹ به ۴۱ میلیارد دلار رسید (روزنامه دیلی صباح ترکیه، ۲۰۲۰/۲/۲۷م). این عاملی است که اقتصاد ترکیه را به شدت تحت فشار قرار می‌دهد.

ب- از آنجا که ترکیه میان کشورهای تولیدکننده نفت (منطقه عربی، ایران و آذربایجان) و کشورهای مصرف‌کننده (اروپا) قرار دارد، بسیاری از استراتژی‌های انرژی خود را بر پایه «کشور مسیر ترانزیت» بنا کرده است. بندر جیهان به بندر صادرات نفت آذربایجان تبدیل شد و شبکه‌ای از خطوط لوله در آن احداث گشت که آخرین آن‌ها خط لوله «جریان ترکی» برای انتقال گاز روسیه به غرب ترکیه و از آنجا به اروپا بود که در ۲۰۲۰/۱/۸م افتتاح شد. با وجود درآمدهایی که ترکیه از ترانزیت انرژی به دست می‌آورد، هزینه واردات نفت و گاز همچنان برای اقتصادش بسیار سنگین است.

ج- از سال ۲۰۰۹، رژیم یهود و شرکت‌های بین‌المللی خبرهایی از کشف مقادیر عظیمی گاز در شرق مدیترانه منتشر کردند. در میدان «تامار» ۸۰ کیلومتری غرب حیفا، ۹ تریلیون فوت مکعب گاز کشف شد. چند ماه بعد در میدان «دالیت» ۵۰۰ میلیارد فوت مکعب و در سال ۲۰۱۰ در میدان «لویاتان» در غرب فلسطین ۱۶ تریلیون فوت مکعب گاز کشف شد که مجله آمریکایی فورین پالیسی آن زمان آن را «بزرگترین اکتشاف گاز طبیعی در جهان طی یک دهه اخیر» نامید.

د- از این رو، ترکیه برای خرید کشتی حفاری مدرن و بزرگ از کره جنوبی به نام کشتی «فاتح» اقدام کرد تا در سال ۲۰۱۱ برای نخستین بار شروع به حفاری کند. پس از آن سلسله بحران‌هایی میان ترکیه با قبرص و یونان به ادعای اینکه ترکیه در مناطق انحصاری دریایی آن‌ها حفاری می‌کند، آغاز شد. ترکیه به حقوق ترک‌های قبرص استناد می‌کرد. اما در ماه‌های اخیر، پس از خرید یک کشتی حفاری دیگر از بریتانیا، ترکیه سرعت حفاری‌های خود را افزایش داد تا ناوگانی مناسب برای حفاری و نقشه‌برداری زمین‌شناسی در اختیار داشته باشد که قادر به جستجو همزمان در دریای سیاه و شرق مدیترانه باشد.

هـ- بنابراین ترکیه برای بهبود وضعیت اقتصادی خود به اکتشاف نفت و گاز نیاز داشت... همچنین باید ذکر کرد که اقتصاد ترکیه ضربات بزرگی خورده که نشانه‌های آن در کاهش مستمر ارزش پول ملی (لیر) نمایان شده است. این امر اردوغان را واداشت تا سرعت حفاری‌ها را افزایش دهد به امید اینکه نوری برای این اقتصاد بیابد و محبوبیت لرزان خود را حفظ کند؛ محبوبیتی که بر اثر سقوط لیر و شورش رهبران حزبش و تشکیل احزاب مخالف، آسیب دیده است. به همین دلیل عملیات حفاری ترکیه شامل دریای سیاه نیز شد و تنها به مناطق مورد مناقشه با یونان محدود نماند.

۲- عامل خارجی:

الف- ایالات متحده از این تلاش‌های ترکیه حمایت می‌کند، آن هم از دو جنبه: نخست جنبه داخلی، به این معنا که مردِ آمریکا در ترکیه (اردوغان) اگر بتواند موانع اقتصادی را برطرف کرده و محبوبیت خود را به سطوح پیش از ۲۰۱۴ بازگرداند، در وضعیت بهتری خواهد بود و این کار، اجرای سیاست‌های آمریکا را برای او آسان‌تر می‌کند؛ مانند مداخله در لیبی که بتواند هزینه‌های مداخلات منطقه‌ای به نفع آمریکا را تأمین کند. جنبه دوم اینکه آمریکا در حالی که نمی‌خواهد اروپا تحت تأثیر سیاسی گاز روسیه باشد، استقلال اروپا در مسئله گاز را نیز نمی‌پسندد. یونان و قبرص که عضو اتحادیه اروپا هستند و خطوط لوله از آن‌ها به اروپا می‌رود، مطلوب آمریکا نیستند؛ لذا آمریکا از تهدید استقلال اروپا در مسئله گاز از طریق ترکیه حمایت می‌کند. به این معنا که اردوغان با حمایت پنهان آمریکا، یونان را تهدید کرده و در مناطقی که یونان آن‌ها را انحصاری می‌داند حفاری می‌کند. به همین دلیل کشتی‌های نظامی آمریکا در مانورهای نظامی ترکیه شرکت کردند و وزارت دفاع ترکیه از حضور ناوشکن آمریکایی «یو اس اس واشنگتن» در آن مانورها خبر داد (ترکیه الان، ۲۰۲۰/۸/۲۶م). همه این‌ها با وجود دشواری سیاسی برای آمریکا در حمایت از یک عضو ناتو علیه عضو دیگر (یونان) صورت گرفت. در مقابل، فرانسه در مانورهای نظامی یونان شرکت کرد. این مانورها و لشکرکشی‌ها، وضعیتی خطرناک در شرق مدیترانه ایجاد کرد که تهدید به درگیری نظامی میان اعضای ناتو (ترکیه تحت حمایت پنهان آمریکا و یونان تحت حمایت علنی فرانسه) می‌نمود، تا اینکه بعداً این وضعیت کنترل شد.

ب- از سوی دیگر، اجازه دادن آمریکا به وقوع نزاعی بزرگ که نزدیک بود به درگیری نظامی میان دو عضو ناتو منجر شود بدون اینکه وزن خود را برای حل بحران به کار گیرد، نشان‌دهنده مشغولیت آمریکا به مشکلات داخلی نظیر ویروس کرونا و انتخابات است... و اینکه فعلاً این اقدامات علیه اروپا و به ویژه یونان را به اردوغان واگذار کرده است. به همین دلیل پمپئو سفری کوتاه به قبرص یونانی داشت و آر تی گزارش داد: (پمپئو از ترکیه خواست نیروهای خود را از شرق مدیترانه عقب بکشد... آر تی، ۲۰۲۰/۹/۱۳م). به این معنا که آمریکای حامی ترکیه، خود را در برابر متحدان اروپایی در تنگنا دید و مجبور شد از اردوغان بخواهد کشتی حفاری را عقب بکشد و به سمت گفتگو با یونان برود؛ زیرا یونان گفتگو را مشروط به عقب‌نشینی کشتی‌های ترکیه کرده بود.

سوم: مواضع سایر کشورها:

۱- موضع فرانسه قوی‌ترین موضع اروپایی بود. فرانسه از لحظه اول اعلام کرد که در کنار یونان ایستاده است. ماکرون گفت: («تصمیم گرفتم حضور نظامی فرانسه را موقتاً در شرق مدیترانه طی روزهای آینده با همکاری شرکای اروپایی از جمله یونان تقویت کنم»... آژانس آناتولی، ۲۰۲۰/۸/۱۳م). فرانسه مانورهای دریایی مشترکی با یونان انجام داد و هواپیماهای رافال خود را در قبرص مستقر کرد. سپس در ۲۰۲۰/۸/۲۶م مانور دیگری با مشارکت ایتالیا، یونان و قبرص انجام داد، با وجود اینکه نفوذی در منطقه ندارد! این نشان می‌دهد که فرانسه تلاش می‌کند نفوذ جدیدی برای خود دست و پا کند. مانور نظامی با یونان در حالی که آمریکا با ترکیه مانور می‌داد، چالشی پنهان برای آمریکا بود. همراه کردن ایتالیا نیز نشان‌دهنده تلاش فرانسه برای بسیج کشورهای اروپایی علیه ترکیه است. ماکرون گفت: («ما به عنوان اروپایی باید در برابر دولت اردوغان که رفتارهای غیرقابل قبولی دارد، صریح و قاطع باشیم»... و معتقد بود که «ترکیه دیگر شریک این منطقه نیست»... فرانس ۲۴، ۲۰۲۰/۹/۱۰م). همچنین وزیر خارجه فرانسه اعلام کرد که نشست آتی شورای اروپا برای مجازات ترکیه اختصاص یافته است (ایندیپندنت عربی، ۲۰۲۰/۹/۷م).

با وجود جسارت موضع فرانسه علیه ترکیه، و با وجود اینکه اردوغان آن «فاتح» یا «قانونی» که نامشان را بر کشتی‌هایش گذاشته نیست و درس عبرتی به فرانسه نداد و حداقل یک کشتی فرانسوی را که هزاران مایل برای شکستن ابهت او در حیاط خانه‌اش آمده بود غرق نکرد... با این حال، سیاست‌های فرانسه همچنان ارتجالی و فاقد عمق است. مالت به سرعت از ائتلاف با فرانسه کنار کشید و وزیر خارجه مالت در کنفرانس خبری با همتای ترکی خود گفت: (اتحادیه اروپا باید به روابط با ترکیه از منظر استراتژیک نگاه کند... وقت آن رسیده که اتحادیه اروپا به طور جدی با ترکیه در زمینه‌های تجارت، حقوق بشر و مبارزه با تروریسم تعامل کند... آژانس آناتولی، ۲۰۲۰/۹/۱۲م).

۲- بریتانیا درباره تنش شرق مدیترانه اظهارنظری نکرد که این امر بر نگرانی‌های فرانسه افزود. فرانسه از زمان «برگزیت» با تردید به نقش بریتانیا می‌نگرد. در حالی که بازارهای مالی لندن جایگاه ویژه‌ای در قیمت‌گذاری نفت و گاز به واسطه نفت خام برنت دارند، فرانسه با خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، به دنبال جایگاهی در این بخش حیاتی بین‌المللی است؛ لذا تلاش کرد جای پایی در یونان برای خود باز کند.

در مقابل، بریتانیا در حالی که به سیاست‌های تنبیهی اتحادیه اروپا علیه خود به دلیل خروج از اتحادیه می‌نگرد، راه خود را می‌رود. بریتانیا از افزایش ناگهانی تنش در شرق مدیترانه نگران شد و موضع خصمانه‌ای علیه ترکیه نگرفت. یونان برای بریتانیا در مقایسه با منافعش در ترکیه ارزشی ندارد و تنها یک متعصب کور مثل فرانسه سوار بر موج یونان می‌شود! فرانسه در مقایسه با بریتانیا و آلمان فاقد بصیرت است که باعث می‌شود پس از تلاش‌های سیاسی فراوان، دست خالی بازگردد. به همین دلیل اردوغان به شدت به او حمله کرد و گفت: («آقای ماکرون، تو با من شخصاً مشکلات بیشتری خواهی داشت... تو اطلاعات تاریخی نداری و حتی تاریخ فرانسه را هم نمی‌دانی، پس دست از مشغول شدن به ترکیه و ملتش بردار»... القدس العربی، ۲۰۲۰/۹/۱۲م).

۳- آلمان نیز به دنبال موضع خصمانه فرانسه نرفت و پیشنهاد میانجیگری داد. آلمان از موضع فرانسه فاصله گرفت و به گفتگو دعوت کرد. صریح‌ترین موضع آلمان را هایکو ماس در آتن بیان کرد: («در مورد حفاری‌های ترکیه... قوانین بین‌المللی باید رعایت شود. پیشرفت در روابط اتحادیه اروپا با ترکیه تنها در صورتی ممکن است که آنکارا تحریکات خود را متوقف کند»... فرانس ۲۴، ۲۰۲۰/۷/۲۲م).

۴- روسیه نیز پیشنهاد داد از روابط خوبش با ترکیه برای میانجیگری استفاده کند، اما طبق معمول از انجام هرگونه حرکت مستقل ناتوان است. روسیه مانورهای نظامی در شرق مدیترانه را در واکنش به مانورهای فرانسه اعلام کرد تا یادآوری کند که حضور دارد. سخنگوی نیروی دریایی روسیه گفت: «ما روابط اقتصادی و دفاعی قوی با ترکیه داریم، اما سیاست ما اجتناب از حمایت از هر یک از طرفین است» (ایندیپندنت عربی، ۲۰۲۰/۹/۷م). یعنی موضع روسیه حاشیه‌ای باقی می‌ماند و منتظر اشاره‌ای از آن سوی اقیانوس است، اما قدرت خود را یادآوری می‌کند.

چهارم: به همین دلیل، بحران ترکیه و یونان اگر به درازا بکشد، می‌تواند شکاف عمیقی در روابط بین‌الملل ایجاد کند. از یک سو، کشورهای اروپایی می‌خواهند جایگاه خود را در جهانی که آمریکا از رهبری آن به سمت تمرکز بر چین و مشکلات داخلی عقب‌نشینی کرده، بیابند. این کشورها به دنبال نقشی مستقل از آمریکا هستند، در حالی که آمریکا در سایه دولت ترامپ از تهدید منافع اروپا با استفاده از دیگران (مانند نقش روسیه و ترکیه در لیبی) عقب‌نشینی نمی‌کند. کشورهای اروپایی به شدت نگرانند که بحران شرق مدیترانه آرزوی آن‌ها برای منبع امن گاز طبیعی را از بین ببرد. چون ترکیه از پشت پرده توسط واشنگتن حمایت می‌شود، سیاست فرانسه در شرق مدیترانه تلاشی برای رد نقش‌هایی است که در واشنگتن برای ترکیه و روسیه ترسیم شده است. این اختلاف میان دو سوی اقیانوس اطلس، کمتر از اختلاف داخلی خود اروپا نیست؛ چرا که موضع آلمان مانع فرانسه برای مجازات ترکیه توسط اروپا شد. آلمان به منافع و تاریخ خود با ترکیه فکر می‌کند (اتحاد در جنگ جهانی اول) و روابط قوی‌ای با ترکیه دارد که تنها گاهی توسط «پارازیت‌های» اردوغان که اغلب ناشی از سیاست‌های آمریکاست، مخدوش می‌شود؛ علاوه بر وجود اقلیت بزرگ ترک در آلمان.

پنجم: اما در مورد اینکه آیا بحران پایان یافته یا خیر، ترکیه از کشف مهم گاز در دریای سیاه به میزان ۳۲۰ میلیارد متر مکعب خبر داده است که این امر ترکیه را به حفاری‌های بیشتر در دریای سیاه و شرق مدیترانه ترغیب می‌کند. تلاش‌های ترکیه برای کاهش بارهای اقتصادی ادامه دارد و حمایت آمریکا از آن برای ایجاد مزاحمت و فشار بر اروپا، به ویژه فرانسه، ادامه خواهد داشت تا فرانسه بیش از این در مسیر مخالف سیاست‌های آمریکا در منطقه حرکت نکند!

اما آنچه واقعاً دردناک است این است که سرزمین‌های اسلامی طی صد سال گذشته پس از زوال خلافت (دولت حقیقی اسلام و مایه عزت مسلمانان)، به دنباله‌رویِ ملت‌ها تبدیل شده‌اند و کافران استعمارگر با سرنوشت آن‌ها به دست حاکمان مزدور بازی می‌کنند!! با این حال، طلوع فجر از پسِ تاریکی شب متولد خواهد شد، به ویژه آنکه حزب‌التحریر در میان امت برای بازگرداندن آن عزت و پیروزی و نور فعالیت می‌کند.

إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ * وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ

«این [قرآن] جز پندی برای جهانیان نیست * و خبر آن را پس از مدتی خواهید دانست.» (ص [۳۸]: ۸۷-۸۸)

۲۴ صفر ۱۴۴۲ هـ ۲۰۲۰/۱۰/۱۱م

Share Article

Share this article with your network