Home About Articles Ask the Sheikh
تحلیل

پاسخ به یک پرسش: وابستگی امارات و مواضع آن در قبال برخی مسائل داغ منطقه‌ای

April 09, 2017
6553

پاسخ به پرسش

پرسش:

به نظر می‌رسد موضع دولت امارات دارای برخی پیچیدگی‌ها و تناقضات است؛ از جمله: تفاوت شدید میان موضع امارات و مواضع برخی از مزدوران انگلیس، مانند موضع آن در قبال عبدربه منصور هادی که اخیراً به عدم پذیرش وی در امارات و مخالفت با تصمیم او مبنی بر برکناری مدیر امنیت فرودگاه عدن منجر شد. همچنین تنش میان امارات و تونس... در حالی که این کشور به شکل قابل توجهی با مزدوران آمریکا همسو است؛ به طوری که در «طوفان قاطعیت» به رهبری سلمان (مزدور آمریکا) شرکت کرد و سپس با قدرت در کنار خلیفه حفتر (مزدور کهنه‌کار آمریکا در لیبی) ایستاد و حمایت‌های بی‌دریغی از عبدالفتاح السیسی، رئیس‌جمهور مصر، به عمل آورد. تفسیر این مواضع که با مزدوران آمریکا هم‌دستی و از مزدوران انگلیس فاصله می‌گیرد، چیست؟

پاسخ:

۱- پس از سال ۱۹۷۱، امارات به اتحادی متشکل از هفت امارت تبدیل شد... شیخ زاید بن سلطان آل نهیان، حاکم ابوظبی، رئیس امارات بود و پس از وفات وی در سال ۲۰۰۴، پسر ارشدش شیخ خلیفه بن زايد آل نهیان ریاست این کشور را بر عهده گرفت. امارات حدود ۹ میلیون نفر جمعیت دارد که بومیان تنها ۱۱٪ آن را تشکیل می‌دهند... شیخ خلیفه توانمندی‌های نظامی امارات را از طریق خرید تسلیحات از کشورهای غربی و سرمایه‌گذاری گسترده در آموزش سربازان اماراتی افزایش داد. امارات اولین فروند از ۸۰ جنگنده مدل F-16E/F Desert Falcon را در چارچوب قراردادی به ارزش ۶.۴ میلیارد دلار با ایالات متحده دریافت کرد... سپس بالگردهای Apache، جنگنده‌های F-16، خودروهای زرهی و مجموعه‌ای از موشک‌ها و مهمات را به دست آورد. بدین ترتیب، نقش امارات برای اقدامات سیاسی و حتی نظامی مهیا شد! سفر ملکه بریتانیا به امارات در سال ۲۰۱۰ نقطه اوجی برای این نقش بود (الیزابت دوم ملکه بریتانیا دیروز در سفری رسمی که از ابوظبی آغاز شد وارد امارات شد. دومینیک جرمی، سفیر بریتانیا در ابوظبی به خبرگزاری فرانسه گفت: «دوستی عمیقی ملکه را با خاندان‌های حاکم در امارات پیوند می‌دهد»، در حالی که عبدالرحمن غانم المتیوعی، سفیر امارات در لندن، این سفر را اوج تکامل روابط دوجانبه میان دو کشور دوست در زمینه‌های مختلف دانست و آن را «بسیار مهم» توصیف کرد...) (روزنامه الشرق الاوسط، ۲۰۱۰/۱۱/۲۵). امارات نقش خود را با مهارت ایفا کرد و برای اجرای سیاست‌های بریتانیا به ائتلاف‌های استعماری در منطقه پیوست؛ چه این ائتلاف‌ها در حقیقت انگلیسی بودند و چه آمریکایی. امارات به روش انگلیسی وارد این ائتلاف‌ها می‌شود تا «چشم بریتانیا» بر سیاست‌های آمریکا باشد... به این ترتیب، امارات علی‌رغم وابستگی‌اش به انگلیسی‌ها، زیر پرچم آمریکا می‌جنگد و در سایه آن یا سایه مزدورانش حرکت می‌کند؛ مانند پیوستن به ائتلاف عربی (در واقع آمریکایی) به رهبری سلمانِ سعودی به نام «طوفان قاطعیت» که در آن امارات دومین قدرت پس از عربستان است و با ۳۰ جنگنده مشارکت دارد... امارات خود را از متحدان آمریکا نشان می‌دهد؛ چنان‌که یوسف العتیبه، سفیر امارات در واشینگتن، گفت: (آمریکا در امارات متحدی قوی و آرام دارد که «اسپارت کوچک» نامیده می‌شود...) (Washington Post، ۲۰۱۴/۱۱/۹). همچنین همان‌طور که در Washington Post (۲۰۱۷/۱/۳) از خبرنگار این روزنامه در پایگاه الظفره امارات آمده است: (هواپیماهای آمریکایی از شش هفته پیش از پایگاه الظفره برای ریختن آتش بر سر سوریه و عراق به پرواز درمی‌آیند...) این روزنامه افزود: (آنچه برخی یا عده کمی نمی‌دانند، استقرار حدود ۳۵۰۰ سرباز آمریکایی در پایگاه الظفره است؛ این تنها پایگاه نظامی است که جنگنده‌های F-22 در اختیار دارد)... این روزنامه از قول آنتونی زینی، فرمانده سابق نیروهای آمریکایی در خاورمیانه نقل می‌کند: «رابطه ایالات متحده با امارات، قوی‌ترین رابطه با هر کشوری در جهان عرب امروز است». به این ترتیب، امارات چنان به نظر می‌رسد که گویی متحد قوی آمریکاست... اما در حقیقت، امارات نقشی ویژه به حساب انگلیسی‌ها ایفا می‌کند و در جنگ‌های آمریکا شرکت نکرده مگر به اشاره بریتانیا و به شیوه آن؛ یعنی در ظاهر حامی آمریکا بودن و سپس ایجاد پارازیت و کارشکنی از پشت پرده!

۲- شایان ذکر است بریتانیا از زمان شکست‌هایش در شرق سوئز، به ویژه در سال ۱۹۵۶ و سپس خسارت‌های سنگینش در جنگ یمن (۱۹۶۳) و پس از تصمیم به عقب‌نشینی نظامی از خلیج در سال ۱۹۶۸ که در سال ۱۹۷۱ اجرایی شد، دیگر توان ماندن به شکل سابق را نداشت. لذا عقب‌نشینی نظامی و تغییر شکل استعمار مستقیم به شکلی دیگر را ترجیح داد تا از نظر سیاسی، امنیتی و اقتصادی باقی بماند؛ همان‌گونه که در اکثر مستعمراتش انجام داد... از آن زمان، یعنی عقب‌نشینی کامل از شرق سوئز، بریتانیا دیگر نمی‌تواند به طور علنی در برابر آمریکا بایستد. از این رو، سیاستش در قبال آمریکا به نوعی حمایت در علن و کارشکنی در خفا و تقسیم نقش‌ها میان مزدورانش تغییر یافت: یکی چنان ظاهر می‌شود که گویی پیرو آمریکا و مزدورانش است تا در جریان نقشه‌های آمریکایی قرار گیرد و دیگری حقیقت خود را در وفاداری به بریتانیا و مزدورانش نشان می‌دهد!

۳- بدین ترتیب می‌توان مواضع امارات را که در پرسش آمده درک کرد:

الف- نقش امارات در یمن:

  • امارات در «طوفان قاطعیت» که عربستان از مارس ۲۰۱۵ علیه یمن اعلام کرد، مشارکت نمود. اما هرچند ظاهر امور نشان‌دهنده هماهنگی است، حقیقت چنین نیست. عربستان می‌خواست «طوفان قاطعیت» منحصر به حملات هوایی باشد، اما حجم بالای مشارکت امارات در نبردهای زمینی نشان می‌دهد که از این ائتلاف برای اعزام نیروهای زمینی گسترده به یمن سوءاستفاده کرده است... با دقت در تکذیب وجود نیروهای زمینی توسط عربستان (۲۰۱۵/۴/۵) و اعلام پایان «طوفان قاطعیت» و آغاز «بازگشت امید» (۲۰۱۵/۴/۲۱)، درمی‌یابیم که این دوره، زمان بحران میان عربستان (که می‌خواست حملات هوایی راهی به سوی حل و فصل سیاسی باشد) و امارات بود که می‌خواست این جنگ به شکست عملی حوثی‌ها در شهرهای یمن منجر شود... در حالی که هدف عربستان تنها فشار بر حوثی‌ها برای زمینه‌سازی تسویه سیاسی است، امارات در زمین با آن‌ها می‌جنگد و آن‌ها را به عقب می‌راند...
  • اختلاف عربستان و امارات تنها در این نیست، بلکه موضع آن‌ها در قبال «صالح» مخلوع نیز متفاوت است. در حالی که دشمنی میان عربستان و صالح به اوج رسیده، خبرها حاکی از حمایت امارات از اوست؛ حتی گفته می‌شود امارات او را از یکی از حملات طوفان قاطعیت نجات داده است! سایت «مصر العربیة» (۲۰۱۵/۴/۴) مستقیماً به این موضوع اشاره کرد و نوشت: (یک مقام بلندپایه یمنی فاش کرد که اختلافی میان امارات و عربستان به وجود آمده است؛ زیرا ابوظبی یک ساعت پیش از بمباران صنعا، پسر رئیس‌جمهور سابق، علی عبدالله صالح را از عملیات طوفان قاطعیت مطلع کرده بود. همچنین امارات معتقد است صالح باید در هر طرحی برای راه حل باقی بماند. فاش شدن زمان عملیات توسط امارات، صالح را از مرگ نجات داد زیرا او پیش از بمباران، خانه‌اش را به مقصد مکان‌های امن در پایتخت ترک کرد). آنچه همچنین به حمایت امارات از علی صالح اشاره دارد، نادیده گرفتن قطعنامه بین‌المللی مبنی بر تحریم وی است. شبکه‌های اجتماعی مملو از اتهاماتی علیه امارات است که این کشور به علی عبدالله صالح و خانواده‌اش حمایت مالی و نظامی می‌رساند و همچنان متحد اوست؛ با وجود اینکه امارات ظاهراً در ائتلاف عربی به رهبری عربستان علیه حوثی‌ها و متحدشان صالح می‌جنگد... تأیید این رابطه همچنین در خبر «یمن پرس» (۲۰۱۵/۱۰/۲۲) آمده است: (احمد علی صالح، پسر رئیس‌جمهور مخلوع، همچنان در امارات تحت حمایتی ویژه اقامت دارد، علی‌رغم جنگی که امارات در آن علیه حوثی‌ها و صالح مشارکت می‌کند...)!!
  • از سوی دیگر، خودِ رئیس‌جمهور «هادی» در معرض برکناری است؛ چرا که طرح‌های سازمان ملل خواستار کنار گذاشتن او هستند. یعنی بریتانیا در حال آماده‌سازی نیروها و برگه‌های دیگر در یمن است تا اگر تسویه‌های بین‌المللی به حذف هادی از صحنه سیاسی منجر شد، نفوذ انگلیس در یمن از بین نرود؛ زیرا این نفوذ در برگه‌های متعدد دیگری متمثل است و هادی تنها یکی از آن‌هاست... به همین دلیل بریتانیا، امارات را به سمت حمایت از علی صالح سوق داد... هر دو مرد (هادی و صالح) از پیروان بریتانیا هستند، اما موضوع، «تقسیم نقش‌ها» به شیوه فریبکارانه انگلیسی است! اختلاف میان امارات و هادی در این چارچوب فهمیده می‌شود؛ استقبال سرد از او در ابوظبی و اختلاف بر سر جلوگیری امارات از برکناری مدیر امنیت فرودگاه عدن، صلاح العمیری (ابوقطان) توسط هادی... یعنی تضاد ظاهری میان سیاست امارات در یمن و رئیس‌جمهور هادی (به عنوان وابسته بریتانیا) ناشی از مأموریت ویژه‌ای است که بریتانیا به امارات محول کرده است. امارات چنین نشان می‌دهد که در کنار هادی نمی‌ایستد و در واقع از مزدور دیگر بریتانیا یعنی علی صالح حمایت می‌کند. بدین ترتیب، امارات نقشی به حساب انگلیسی‌ها در یمن ایفا می‌کند تا امور را برای رژیم سعودی (که برای آمریکا کار می‌کند) مختل سازد.

ب- نقش امارات در لیبی: نقش طراحی شده برای امارات در لیبی با نگاه به خطوط کلی سیاست امارات در مخالفت با اسلام‌گرایان –سیاستی که تحت نظارت تونی بلر، نخست‌وزیر اسبق بریتانیا بنا شده– و همچنین روابط آن با فرستاده سازمان ملل «لیون» و جریانی که امارات در لیبی از آن حمایت می‌کند، به سادگی قابل درک است. این‌ها همگی در فضای نفوذ گسترده بریتانیا صورت می‌گیرد که برگه‌های متعددی برای بازی دارد (مانند یمن)؛ به دلیل نفوذ عمیق لندن در دوران قذافی... حمایت امارات از سکولارها و سران قبایل و مخالفت با «اسلام‌گرایان»، آن را در جبهه مقابل نیروهای تحت حمایت قطر در لیبی قرار می‌دهد. قطر برای انگلیسی‌ها در میان «اسلام‌گرایان» کار می‌کند و امارات در میان سکولارها و قبایل. این تقسیم نقش میان قطر و امارات، دقیقاً همان چیزی است که مجله Foreign Policy آمریکا به آن اشاره کرد؛ سایت «عربی ۲۱» (۲۰۱۴/۸/۲۸) پس از حملات هوایی امارات در لیبی به نقل از این مجله نوشت: (نزاع منطقه‌ای بر سر نفوذ در لیبی از سال ۲۰۱۱ آغاز شد... که در آن قطر از جنگجویان با گرایش‌های اسلامی حمایت کرد، در حالی که امارات از نیروهای با گرایش‌های قبیله‌ای، به ویژه قبایل الزنتان در غرب لیبی حمایت نمود). این مجله آمریکایی مهره‌های امارات در لیبی را با ذکر نام رسوا کرد...

امارات رابطه بسیار نزدیکی با «برناردینو لیون»، فرستاده سازمان ملل در لیبی (که اسپانیایی و دارای گرایش‌های اروپایی بود) داشت و برای جلب حمایت از تلاش‌های وی در جبهه پارلمان طبرق و گروه حفتر تلاش می‌کرد. روزنامه‌ها ایمیل‌های لو رفته او در مکاتبه با وزیر خارجه امارات را منتشر کردند و فاش شد که او پس از ترک پستش در سازمان ملل، با حقوقی گزاف مستقیماً برای کار به امارات رفته است. این رابطه مستحکم میان امارات و فرستاده بین‌المللی که نماینده گرایش‌های بریتانیایی بود، نشان‌دهنده رضایت بریتانیا از نقش امارات در لیبی است؛ نقشی که پس از حملات هوایی علیه جنگجویان اسلامی در طرابلس (اوت ۲۰۱۴) برجسته شد. آمریکا اولین کشوری بود که این حملات اماراتی را فاش کرد؛ حملاتی که هم‌زمان با انتقال پارلمان به طبرق صورت گرفت. شایان ذکر است بریتانیا پشت گرایش امارات به سمت سکولارها و علیه «اسلام‌گرایان» قرار دارد؛ سایت «مصر العربیة» (۲۰۱۷/۱/۳۱) نوشت: (روزنامه Telegraph بریتانیا پیش از این فاش کرده بود که مرکز مشاوره‌ای «تونی بلر» قراردادی به ارزش ۳۵ میلیون دلار با دولت امارات برای ارائه مشاوره امضا کرده است... از برجسته‌ترین ویژگی‌های این مواضع مشترک، موضع‌گیری در قبال جنبش‌ها و احزاب اسلامی فعال در منطقه است)... بدین ترتیب روشن می‌شود که بریتانیا نقش‌های مزدورانش را به گونه‌ای تقسیم می‌کند که ممکن است متناقض به نظر برسد، اما در نهایت اهداف انگلیسی‌ها را محقق می‌سازد. لندن همه مزدورانش را در یک جبهه قرار نمی‌دهد، به ویژه در کشورهایی که برگه‌های متعددی دارد؛ مانند لیبی که قطر علیه حفتر و در کنار دولت توافق (انگلیسی) می‌ایستد و امارات چنان نشان می‌دهد که در کنار حفتر است و او را به شدت حمایت می‌کند!

ج- نقش امارات در تونس: باجی قائد السبسی، رئیس‌جمهور تونس در نوامبر ۲۰۱۵ گفت: «...امارات به روش‌های بی‌ثبات‌سازی ادامه خواهد داد زیرا معتقد است که مصون است –آن‌ها اموال لازم برای تولید قدرت بدون ترس را دارند زیرا همه، از جمله اروپا، به پول آن‌ها وابسته هستند». (Middle East Eye، ۳۰ نوامبر ۲۰۱۵)... با دقت در موضع امارات که دشمنی با تونسِ پیروِ انگلیس را نشان می‌دهد و گویای تنش در روابط است، روشن می‌شود که این یک موضع «ساختگی» است. دلیل آن هم سفر السبسی به امارات است... در اوج صحبت از تنش روابط، منتشر شد که امارات هزینه قرارداد تسلیحاتی و تجهیزات نظامی فرانسوی برای تونس را جهت کنترل مرزهایش با لیبی و الجزایر تأمین خواهد کرد. اولاند، رئیس‌جمهور فرانسه، در دیدار با السبسی در پاریس گفت: «در این زمینه همکاری میان سه کشور وجود دارد». روزنامه‌های فرانسوی نیز از وجود قرارداد تسلیحاتی فرانسه برای تونس خبر دادند (۲۰۱۵/۴/۷). طیب البکوش، وزیر خارجه تونس، فاش کرد که «کشورش در حال مذاکره با فرانسه و امارات برای کمک به خرید اسلحه است...» (صفحه الدولیة، ۲۰۱۵/۴/۷)! بنابراین، امارات از یک سو هزینه تسلیحات تونس را می‌دهد و از سوی دیگر تظاهر به تنش می‌کند؛ این نشان می‌دهد تنش واقعی نیست و ساخته شده تا امارات نقشی انگلیسی را در تونس و اطراف آن (به ویژه لیبی) ایفا کند؛ زیرا تونس در کنار دولت توافق لیبی ایستاده است. نشان دادن اختلاف با تونس، عبور دادن فریب‌کاری اماراتی-انگلیسی برای حفتر را آسان‌تر می‌کند!

د- نقش امارات با السیسی: امارات و عربستان از زمان کودتای السیسی علیه مرسی در اواسط ۲۰۱۳، به شدت برای حمایت از او شتافتند. عربستان در عهد ملک عبدالله پیرو انگلیس بود. این موضوع بدین صورت قابل درک است که بریتانیا خودش با آمریکا همراهی می‌کند و از مزدورانش می‌خواهد با مزدوران آمریکا همراهی کنند؛ زیرا آن‌ها در منطقه دست برتر را دارند و مزدوران انگلیس ضعیف‌تر هستند. لذا بریتانیا مزدورانش را به طور یکپارچه به رویارویی آشکار با مزدوران آمریکا هل نمی‌دهد، مگر در موارد خاص مانند قطر. این همان کاری است که بریتانیا خودش با السیسی انجام می‌دهد؛ سیگنال‌های اطمینان‌بخشی برای او می‌فرستد و آن‌ها را با امارات پیوند می‌زند. روزنامه‌های بریتانیایی به این موضوع پرداختند؛ سایت «العربی الجدید» (۲۰۱۴/۰۶/۲۵) به نقل از گزارش Financial Times نوشت: (برخی آگاهان از فعالیت‌های تونی بلر به Financial Times خبر دادند که وی گروهی از کارشناسان را مأمور نوشتن گزارشی درباره اخوان‌المسلمین و اتهامات وارده به آن‌ها از سوی رهبران ارتش مصر و حامیان خلیجی‌شان مبنی بر دست داشتن در تروریسم کرده است). این روزنامه ذکر کرد که تونی بلر در سخنرانی‌هایش از کودتای نظامی در مصر حمایت کرد و آن را «عملیات نجات مهم برای مردم مصر» نامید. روزنامه افزود: «این موضع کاملاً با موضع دولت امارات همسو است». بنابراین، رفتارهای نزدیک امارات با السیسی در چارچوب خط طراحی شده بریتانیاست و هیچ خروجی از آن صورت نگرفته است.

۴- جهت یادآوری، در پاسخ به پرسشی به تاریخ ۲۰۱۶/۱/۱۲ چنین گفتیم: «انتظار درگیری به معنای جنگ میان کشورهای پیرو یا کشورهایی که در فلک یک کشور بزرگ می‌چرخند وجود ندارد، در صورتی که کشور بزرگِ متبوع یکی باشد؛ زیرا اوست که سیاست خارجی را به طور کلی اداره می‌کند... این از نظر درگیری است. اما اینکه بدون درگیری با هم اختلاف داشته باشند –که میان کشورهای پیرو آشکارتر است– در سه حالت ممکن است: حالت اول: از باب تقسیم نقش‌ها برای خدمت به منافع کشور بزرگ باشد. حالت دوم: اختلاف با انگیزه‌های داخلی و بدون تأثیرات خارجی باشد که بر سیاست خارجی کشور بزرگ تأثیر بگذارد. حالت سوم: از باب حمایت از یکی از مزدوران با داغ کردن یک حادثه "آرام" میان او و مزدوری دیگر باشد که پس از پایان ضرورت حمایت، دوباره آرام شود». این بر اماراتِ وابسته به انگلیس منطبق است که ذیل نقطه اول (تقسیم نقش‌ها) قرار می‌گیرد؛ امارات نقشی را بازی می‌کند که انگلیسی‌ها برایش ترسیم کرده‌اند، همان‌طور که قطر نقش دیگری را برای آن‌ها ایفا می‌کند.

۵- خلاصه: امارات مانند دیگر کشورهای خلیج (به جز عربستانِ کنونی در عهد سلمان که با آمریکاست) وفاداری و وابستگی مطلق به انگلیسی‌ها دارد... امارات نقشی را ایفا می‌کند که انگلیسی‌ها برایش ترسیم می‌کنند؛ چه در یمن، چه در لیبی و چه در حمایت از رژیم مصر... بنابراین، تناقض ظاهری در سیاست آن ناشی از خطوط کلی بریتانیا (حمایت از سکولارها و مخالفت با اسلام‌گرایان) است که با خطوط ترسیم شده برای قطر متفاوت است. علاوه بر این، امارات سیاست‌های خاص و عمیق بریتانیا را اجرا می‌کند و اغلب در پشت جبهه مزدوران آمریکا در منطقه برای بریتانیا کار می‌کند... با این حال، چه قطر باشد و چه امارات یا هر کشور دیگری در بلاد مسلمین که به منافع کافران مستعمر خدمت می‌کند، این یک جنایت بزرگ است و آنچه در آن هستند نابود خواهد شد و در دنیا و آخرت خیری نخواهند دید؛ بلکه آنان همان‌گونه هستند که الله عزیز و قوی فرموده است:

سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُوا صَغَارٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُوا يَمْكُرُونَ

"به زودی کسانی که مرتکب جرم شدند، به خاطر مکری که می‌ورزیدند، در پیشگاه الله به خواری و عذابی سخت دچار خواهند شد." (سوره انعام [۶]: ۱۲۴)

۱۲ رجب ۱۴۳۸ هـ ۲۰۱۷/۴/۹ م

Share Article

Share this article with your network