پاسخ به پرسش
ثبوت هلال رمضان و حکم مخالفت با رؤیت شرعی
پرسش:
موضوع رؤیت هلال برای آغاز ماههای قمری، هر ساله در میان اقلیت مسلمان ما در اینجا در ماه رمضان مطرح میشود... موضع ما در قبال این سخن که از محاسبات نجومی به عنوان جایگزین رؤیت برای اثبات آغاز رمضان استفاده شود، چیست؟ آیا این یک رأی مرجوح (ضعیف) است یا رأیی مردود و باطل؟ به عبارت دیگر، آیا این نظر شبهه دلیل دارد یا خیر؟ و اگر چنانکه من درک میکنم، رأیی مردود است، حکم روزه کسانی که از این رأی پیروی میکنند چیست؟ جهت اطلاع، بسیاری از این افراد در استرالیا و دیگر کشورهای غربی حضور دارند و تعدادشان در حال افزایش است.
مسئله دیگر اینکه اگر برای روزهدار روشن شود که با رؤیت مخالفت کرده است، چه باید بکند؟ آیا این کار باعث مشقت و عسر نیست؟ همچنین برخی از کسانی که با آنها بحث کردیم میگویند روزه گرفتن بر اساس رؤیت هلال، جنبه عملی ندارد؛ زیرا ممکن است برای رؤیت خارج شوند اما آن را نبینند، یا در رؤیت آن اختلاف کنند و این باعث ایجاد مشکل شود! نظر شما در این باره چیست؟ افزون بر این، امروزه محاسبات نجومی زمان تولد هلال را به دقت تعیین میکند و بر همین اساس امکان رؤیت آن را حتی اگر دیده نشود مشخص میکند، پس چرا بر محاسبات تکیه نکنیم تا کار آسان شود، همانطور که اوقات نماز را محاسبه میکنیم؟
پاسخ:
در روزه رمضان، طبق ادله وارده، رؤیت ملاک و معتمد است؛ از جمله این حدیث:
صُومُوا لِرُؤْيَتِهِ وَأَفْطِرُوا لِرُؤْيَتِهِ، فَإِنْ غُبِّيَ عَلَيْكُمْ فَأَكْمِلُوا عِدَّةَ شَعْبَانَ ثَلاَثِينَ
"با رؤیت آن (هلال) روزه بگیرید و با رؤیت آن افطار کنید؛ و اگر آسمان بر شما ابری بود، عده شعبان را سی روز کامل کنید."
اما دلایلی که معتقدان به محاسبات نجومی به آنها استناد میکنند، مردود است و بر این مسئله انطباق ندارد. مشهورترین دلایل آنها دو مورد است:
اول: حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم:
إِنَّا أُمَّةٌ أُمِّيَّةٌ، لاَ نَكْتُبُ وَلاَ نَحْسُبُ، الشَّهْرُ هَكَذَا وَهَكَذَا
"ما امتی درسناخوانده هستیم، نه مینویسیم و نه حساب میکنیم؛ ماه اینچنین و آنچنین است." (بخاری)
در مورد این حدیث، هرچند دارای یک وصفِ مفهومی (کلمه «أمیة/درسناخوانده») است که ممکن است القا کند این وصف «علت» است و باید به «مفهوم مخالف» آن عمل کرد (یعنی اگر امت درسناخوانده نبودیم، از حساب استفاده میکردیم)، اما همانطور که در علم اصول مشخص است، این برداشت صحیح نیست؛ زیرا این «مفهوم» معطّل (بیاعتبار) است. چرا که وصف «أمیة» از باب «خرج مخرج الغالب» است؛ یعنی چون در آن زمان اکثر عربها درسناخوانده بودند، این وصف ذکر شده است. افزون بر این، این مفهوم توسط یک «نص» دیگر معطّل شده و آن حدیث زیر است:
فإن غُمَّ عليكم فأكملوا العدّة ثلاثين
"پس اگر بر شما پوشیده ماند (ابر بود)، عده را سی روز کامل کنید." (بخاری)
در اینجا هیچ قیدی ذکر نشده است؛ یعنی اگر رؤیت هلال به دلیل ابر یا باران یا هر علت دیگری ممکن نبود، حکم شرعی، تکمیلِ سی روزِ ماه تعیین شده است، حتی اگر هلال طلوع کرده باشد اما ابر مانع دیدن آن شود. بنابراین، به «منطوق» حدیث عمل میشود و «مفهوم» آن معطّل میگردد.
این وضعیت در شروط عمل به مفهوم در موارد متعددی رخ میدهد؛ مثلاً زمانی که وصف «خرج مخرج الغالب» باشد یا نص دیگری آن را معطّل کند، مانند آیه:
وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ
"و فرزندان خود را از ترس فقر نکشید." (اسراء [۱۷]: ۳۱)
در اینجا «خشیة إملاق» (ترس از فقر) یک وصفِ مفهومی است، اما چون «خرج مخرج الغالب» است (چرا که آنها فرزندانشان را غالباً از ترس فقر میکشتند) و همچنین این مفهوم توسط نص دیگری معطّل شده است:
وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ
"و هر کس مؤمنی را به عمد بکشد، کیفرش دوزخ است." (نساء [۴]: ۹۳)
لذا این مفهوم اعتبار ندارد و نمیتوان گفت که فقط کشتن فرزند از ترس فقر حرام است و اگر کسی از روی ثروتمندی فرزندش را بکشد حلال است! بلکه در هر دو حالت، چه از روی فقر و چه ثروت، حرام است. همچنین آیه:
لَا تَأْكُلُوا الرِّبَا أَضْعَافًا مُضَاعَفَةً
"ربا را با سود چندین برابر نخورید." (آل عمران [۳]: ۱۳۰)
در اینجا «أضعافاً مضاعفة» (چندین برابر) وصف مفهومی است که «خرج مخرج الغالب» میباشد؛ زیرا آنها ربا را به صورت چندین برابر میخوردند. سپس این مفهوم توسط نص دیگری معطّل شده است:
وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا
"و خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است." (بقره [۲]: ۲۷۵)
بنابراین این مفهوم معطّل میشود و نمیتوان گفت که فقط ربای زیاد حرام است و ربای اندک جایز است؛ بلکه ربا به هر مقداری که باشد حرام است، زیرا مفهومِ «أضعافاً مضاعفة» همانطور که گفتیم معطّل است.
به همین ترتیب، مفهوم کلمه «أمیة» (درسناخوانده) نیز معطّل است؛ یعنی اگر رؤیت هلال به دلیل ابر یا باران ممکن نشد، واجب است که عده ماه سی روز کامل شود، چه حساب بدانیم و چه ندانیم.
دوم: سخن آنها که میگویند در اوقات نماز به محاسبات تکیه میشود، پس در وقت روزه نیز باید به حساب تکیه کرد... پاسخ این است که:
هر کس نصوص وارده در مورد روزه را دنبال کند، میبیند که با نصوص وارده در مورد نماز متفاوت است. روزه و افطار به رؤیت پیوند خورده است:
مَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ
"پس هر کس از شما که این ماه را درک کند (هلال را ببیند)، باید آن را روزه بدارد." (بقره [۲]: ۱۸۵)
«با رؤیت آن روزه بگیرید و با رؤیت آن افطار کنید»، پس «رؤیت» حکم است. اما نصوصِ نماز به «تحققِ وقت» پیوند خورده است:
أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ
"نماز را از زوال خورشید (هنگام ظهر) برپا دار." (اسراء [۱۷]: ۷۸)
«هرگاه خورشید زوال یافت (از وسط آسمان گذشت)، نماز بگزارید». بنابراین نماز متوقف بر اطمینان از دخول وقت است؛ پس با هر وسیلهای که وقت برایت محقق شد، نماز میخوانی. اگر به خورشید نگاه کنی تا وقت زوال را ببینی یا به سایه نگاه کنی تا سایه هر چیز را معادل خودش یا دو برابرش ببینی (همانطور که در احادیثِ اوقات نماز آمده است) و وقت برایت محقق شود، نمازت صحیح است. و اگر چنین نکنی بلکه از طریق نجومی محاسبه کنی و بدانی که وقت زوال فلان ساعت است و بدون اینکه خارج شوی تا خورشید یا سایه را ببینی، به ساعتت نگاه کنی، باز هم نمازت صحیح است؛ یعنی از هر راهی که دخول وقت برایت محقق شود. چرا؟ چون خداوند سبحان از تو خواسته است که با دخول وقت نماز بخوانی و نحوه اطمینان از دخول آن را برای تو تعیین نکرده و به خودت واگذار کرده است. اما در مورد روزه، از تو خواسته است که «با رؤیت» روزه بگیری و سبب را برایت تعیین کرده است؛ بلکه فراتر از آن فرموده است که اگر ابر مانع رؤیت شد و ندیدی، روزه نگیر، حتی اگر هلال پشت ابر موجود باشد و تو از طریق محاسبات نجومی از وجود آن مطمئن باشی.
این رأی ما در این مسئله است؛ بنابر این محاسبات نجومی در تعیین روزه و افطار رمضان جایز نیست، بلکه ملاک رؤیت شرعی است.
- اما در مورد کیفیت روزه کسانی که از محاسبات نجومی پیروی میکنند: اگر روزهایی را روزه گرفتهاند که طبق رؤیت، جزو رمضان بوده است، روزهشان صحیح است. اما اگر روزی از رمضان را طبق رؤیت از دست داده باشند، در قبال آن مسئول هستند و باید قضای آن را بهجا آورند.
این چیزی است که ما به آن قناعت داریم و برای مردم تبیین میکنیم؛ ما چماقی نداریم که آنها را به پذیرش رأی خود مجبور کنیم، بلکه آن را با شیوهای نیکو و حکمتی پسندیده بیان میکنیم و تمام. ما اجازه نمیدهیم این مسئله صورت برخورد و تصادم به خود بگیرد، بلکه خط مستقیم را در کنار خط کج ترسیم میکنیم و خداوند سبحان هدایتگر به راه راست است.
- اما در مورد این ادعا که پیروی از رؤیت باعث دشواری کار میشود، مثلاً کسی آخر ماه را روزه بگیرد و سپس دیگری به او خبر دهد که امروز عید است... یا اول رمضان را روزه نگیرد و سپس کسی بیاید و بگوید هلال رؤیت شده و امروز رمضان است و به این ترتیب کار بر او سخت شود...
پاسخ این است که موضوع بسیار سادهتر از اینهاست. مسلمان بر اساس میزان علم خود از رؤیت پس از جستجوی آن، روزه میگیرد یا افطار میکند. اگر بر اساس عدم رؤیت نزد خودش، روزه گرفت یا افطار کرد و سپس کسی آمد و خبر صحیحی از رؤیت هلال به او داد، بر او واجب است که از آن پیروی کند. این مطلب در حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم ثابت شده است:
(از گروهی از انصار روایت شده است: «هلال شوال بر ما پوشیده ماند و صبح را روزهدار بودیم. در اواخر روز کاروانی آمد و نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم شهادت دادند که دیروز هلال را دیدهاند؛ پس رسول الله صلی الله علیه وسلم به آنها دستور داد که افطار کنند و فردا برای عیدشان خارج شوند.» "احمد")
در گذشته واقعیت چنین بود که خبر رؤیت از مکانی به مکان دیگر به آسانی نمیرسید، همانطور که برای رسول الله صلی الله علیه وسلم اتفاق افتاد؛ خبر رؤیتِ کاروانی که به مدینه میآمد، در میان روز به پیامبر صلی الله علیه وسلم رسید، در حالی که ایشان و مسلمانان در مدینه روزه بودند زیرا هلال را ندیده بودند. وقتی کاروان به رسول الله صلی الله علیه وسلم از رؤیت هلال خبر داد، ایشان به مسلمانان دستور افطار دادند. آن روز در واقع آخرین روز رمضان (سیام) بود و پیامبر صلی الله علیه وسلم به دلیل ندیدن هلال در مدینه، آن را به نیت تکمیل عده روزه گرفته بودند، اما وقتی خبر رسید که در جای دیگری دیده شده، دستور افطار دادند؛ چون مشخص شد آن روز از ماه شوال (عید) است و نه روزِ تکمیلِ عده رمضان.
این امری میسور و آسان است؛ هر منطقهای به دنبال رؤیت باشد، اگر هلال را ندید و خبر صحیحی هم به او نرسید که در جای دیگری دیده شده است، روزه بگیرد یا افطار کند. و هرگاه خبر رؤیت هلال به او رسید، واجب است بر آن اعتماد کند؛ زیرا حدیث، خطاب به همگان است (با رؤیت آن روزه بگیرید...).
اما درباره این گفته که «جنبه عملی ندارد»، چرا جنبه عملی نداشته باشد؟ اگر مردم استرالیا به دنبال هلال شوال گشتند و آن را ندیدند و خبری هم از جای دیگر به آنها نرسید، روزه بگیرند. اگر در میان روز خبر رؤیت هلال به آنها رسید، واجب است افطار کنند زیرا آن روز عید است، همانگونه که رسول الله صلی الله علیه وسلم انجام داد... و به همین ترتیب. افزون بر این، امروزه اخبار به سهولت و آسانی میرسد... بنابر این، موضوع «عدم جنبه عملی» حجتی برای مسلمانی که به دنبال حقیقت در عبادتش است، محسوب نمیشود.
اما اینکه حساب، زمان تولد هلال را تعیین میکند صحیح است؛ ولی اینکه امکان رؤیت آن را تعیین میکند صحیح نیست، زیرا اخترشناسان در تعیین مقدار زمانی که باید از تولد هلال بگذرد تا بعد از غروب دیده شود، با هم اختلاف دارند. با این حال، ما بر اساس حقیقتِ تولد هلال روزه نمیگیریم و افطار نمیکنیم، بلکه بر اساس رؤیت آن عمل میکنیم؛ اینگونه رسول الله صلی الله علیه وسلم به ما امر فرموده است:
صُومُوا لِرُؤْيَتِهِ وَأَفْطِرُوا لِرُؤْيَتِهِ، فَإِنْ غُبِّيَ عَلَيْكُمْ فَأَكْمِلُوا عِدَّةَ شَعْبَانَ ثَلاَثِينَ
"با رؤیت آن روزه بگیرید و با رؤیت آن افطار کنید؛ و اگر بر شما پوشیده ماند، عده شعبان را سی روز کامل کنید."
ممکن است هلال رمضان موجود باشد اما ابر آن را بپوشاند و دیده نشود، در این صورت طبق نص حدیث، عده را کامل میکنیم. پس وقت روزه با رؤیت است، همانطور که در ادله آمده است. اگر وقت روزه مانند وقت نماز مشروط به رؤیت نبود، تعیین وقت با حساب صحیح میبود، اما ادله روزه بر رؤیت تکیه کردهاند و ادله نماز بر تحقق وقت بدون شرطِ رؤیت آمدهاند، مانند: «هرگاه خورشید زوال یافت نماز بگزارید...» چنانکه پیشتر توضیح دادیم.