Home About Articles Ask the Sheikh
اقتصاد

پاسخ به پرسش: دلایل سقوط ناگهانی قیمت نفت

January 08, 2015
4300

پرسش:

برخی از رسانه‌ها امروز چهارشنبه ۲۰۱۵/۱/۷ گزارش دادند که قیمت نفت خام برنت به ۴۹.۶۶ دلار در هر بشکه رسیده و نفت خام آمریکا نیز تا حدود ۴۷ دلار در هر بشکه کاهش یافته است. این در حالی است که قیمت نفت در سال ۲۰۱۴، در ابتدای تابستان (ژوئن ۲۰۱۴) به ۱۱۵ دلار رسیده بود، سپس به تدریج کاهش یافت تا در ابتدای زمستان (پایان دسامبر ۲۰۱۴) به ۶۰ دلار و حتی کمتر از آن رسید؛ به طوری که قیمت نفت خام تگزاس غرب به ۵۸.۵۳ دلار رسید. اکنون در هفته اول ژانویه ۲۰۱۵، قیمت به حدود ۵۰ دلار رسیده است، یعنی بیش از ۵۰ درصد سقوط در مدت پنج ماه! دلایل این سقوط ناگهانی قیمت نفت چیست؟ و پیش‌بینی قیمت نفت در آینده چگونه است؟

پاسخ:

کاهش قیمت نفت دلایل مختلفی دارد که بارزترین آن‌ها عامل اقتصادیِ صرف و مجرد از اهداف سیاسی است... و دیگری عامل سیاسی برای به حرکت درآوردن چرخ‌های اقتصادی در جهت منافع صاحب قدرت سیاسی است...

اما عامل اقتصادی مجرد از اهداف سیاسی شامل موارد زیر است: (افزایش عرضه نفت یا کاهش تقاضا...)، (تنش‌ها و به‌ویژه درگیری‌های نظامی در مناطق نفتی و اطراف آن...)، (نوسان‌گیری در بازار نفت و سوءاستفاده از داده‌های مربوط به ضعف اقتصاد کشورهای تأثیرگذار در صادرات یا واردات نفت...).

اما عامل سیاسی برای جهت‌دهی به عامل اقتصادی در راستای منافع دولتی که کنش سیاسی انجام می‌دهد، مانند: (افزایش تولید یا عرضه مقادیر زیادی از ذخایر نفتی، نه به دلیل نیاز اقتصادی)، بلکه (برای کاهش قیمت به منظور تأثیرگذاری بر سیاست کشورهای رقیب، به‌ویژه کشورهایی که بودجه آن‌ها به قیمت نفت وابسته است)، یا (برای محدود کردن تولید نفت شیل از طریق کاهش قیمت نفت طبیعی به حدی که کمتر از هزینه استخراج نفت شیل باشد تا استخراج آن فاقد توجیه اقتصادی شود).

ما این موارد را بررسی کرده و سپس به دلایل ترجیحی درباره کاهش محسوس قیمت نفت می‌پردازیم:

اول: عامل اقتصادی مجرد از هدف سیاسی:

۱- عرضه و تقاضا: نفت نیز مانند هر کالای دیگری، قیمت آن از طریق عرضه و تقاضا تعیین می‌شود. هنگامی که بازار نفت با مازاد عرضه مواجه می‌شود، قیمت آن کاهش می‌یابد؛ این اتفاق در بحران‌های اقتصادی کشورهای واردکننده رخ می‌دهد که تقاضا کاهش می‌یابد، زیرا قدرت کشورهای بحران‌زده برای واردات نفت با قیمت بالا کم می‌شود و به همین دلیل تقاضا کاهش یافته و منجر به افت قیمت می‌گردد... به همین ترتیب، زمانی که تقاضا برای نفت شدت می‌گیرد و از عرضه پیشی می‌گیرد، قیمت آن بالا می‌رود.

۲- تنش‌ها و درگیری‌های نظامی: عامل دیگری نیز بر قیمت نفت تأثیر می‌گذارد که همان «انتظار» یا پیش‌بینی بازار نفت است؛ مانند احتمال اختلال در امدادرسانی بر اثر جنگ‌ها یا تنش‌ها در مناطق نفتی... بنابراین، تنش‌های ژئوپلیتیک در خاورمیانه که کانون‌های نفتی هستند، می‌تواند علتی برای افزایش قیمت نفت باشد، حتی اگر تغییر واقعی در میزان عرضه یا تقاضا رخ نداده باشد. بازار نفت ممکن است در صورت ترس از اختلال احتمالی در عرضه، به سمت افزایش قیمت‌ها سوق یابد. اما زمانی که تنش‌ها آرام می‌شود، قیمت نفت کاهش یافته و به ارزش قبلی یا قیمت واقعی خود باز می‌گردد. به عنوان مثال، لفاظی‌های جنگی میان دولت یهود، ایالات متحده و ایران در فوریه ۲۰۱۲، منجر به افزایش قیمت نفت شد. مجله Forbes در این باره نوشت: «با افزایش قیمت نفت به بالاترین سطح خود در چندین سال اخیر، بخش بزرگی از آن ناشی از نگرانی‌های ژئوپلیتیک است که ایران را بار دیگر روی میز درگیری نظامی قرار داده است.» [«حمله به ایران، ایالات متحده را به سمت رکود خواهد برد»، Forbes، فوریه ۲۰۱۲].

۳- نوسان‌گیری و سوءاستفاده از داده‌های اقتصادی: داده‌های اقتصادی ضعیف از سوی برخی کشورهای تأثیرگذار در حوزه نفت، چه صادرکننده و چه واردکننده، مانند ایالات متحده و چین، می‌تواند منجر به سقوط قیمت نفت شود، بدون توجه به تغییر در عرضه یا تقاضای واقعی. در این حالت، بازار از کاهش تولید اقتصادی می‌ترسد و آن را به عنوان کاهش اجتناب‌ناپذیر مصرف نفت تفسیر می‌کند و در نتیجه قیمت کاهش می‌یابد. نوسان‌گیران (مضاربان) نیز از پیش‌بینی‌های بازار برای بالا یا پایین بردن قیمت نفت جهت کسب سود استفاده می‌کنند و در نتیجه، قیمت نفت تحت تأثیر عرضه و تقاضا قرار می‌گیرد.

داده‌های اقتصادی و نوسان‌گیری‌ها به تعدادی از بازیگران اصلی مربوط می‌شود: کشورهای تولیدکننده نفت (مانند روسیه، کانادا، عربستان سعودی و...)، کشورهای واردکننده نفت (مانند چین، ژاپن و...)، شرکت‌های نفتی چندملیتی (مانند Exxon Mobil، BP و...)، کارتل‌های نفتی (مانند اوپک) و تاجران نفت که به عنوان نوسان‌گیر شناخته می‌شوند. هر یک از این گروه‌ها توانایی تأثیرگذاری بر قیمت نفت را دارند، چه از طریق اثرگذاری بر عرضه یا تقاضا و چه از طریق پیش‌بینی تفاوت قیمت نفت در جریان نوسان‌گیری‌ها. بنابراین، داده‌های اقتصادی و نوسان‌گیری‌ها که ناشی از بروز بحران‌های اقتصادی در کشورهای مرتبط است، به شدت بر قیمت‌ها تأثیر می‌گذارد.

دوم: عامل سیاسی برای به حرکت درآوردن اقتصاد در جهت منافع صاحب کنش سیاسی:

۱- موضوع نفت شیل (Shale Oil): آمریکا به دلیل استخراج نفت از طریق شکستن سنگ‌های زیرزمینی (فرکینگ)، از عربستان سعودی و روسیه به عنوان بزرگترین تولیدکننده نفت در جهان پیشی گرفت. «بانک آف آمریکا» در تابستان ۲۰۱۴ اعلام کرد: «ایالات متحده در سال جاری پس از پشت سر گذاشتن عربستان سعودی و روسیه در استخراج انرژی از سنگ‌های شیل، بزرگترین تولیدکننده نفت جهان باقی خواهد ماند که این امر باعث رونق اقتصاد این کشور می‌شود. تولید نفت خام ایالات متحده، همراه با میعانات گازی، در سال جاری از دیگر کشورها پیشی گرفته و تولید روزانه آن در سه ماهه اول امسال از ۱۱ میلیون بشکه فراتر رفته است...» [«ایالات متحده پس از پشت سر گذاشتن عربستان سعودی به عنوان بزرگترین تولیدکننده نفت شناخته می‌شود»، Bloomberg، ۴ ژوئیه ۲۰۱۴].

انقلاب نفت و گاز شیل در ایالات متحده باعث شد تولید نفت این کشور از ۵.۵ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۱۱ به بیش از ۱۰ میلیون بشکه در حال حاضر برسد که این امر باعث شد اکثر نیازهای خود را تأمین کند و واردات آن از عربستان به کمتر از نصف، یعنی به حدود ۸۷۸ هزار بشکه در روز کاهش یابد، در حالی که پیش از آن ۱.۳۲ میلیون بشکه در روز بود.

اما مشکل نفت شیل، هزینه بالای استخراج آن است که ممکن است به ۷۵ دلار در هر بشکه برسد، در حالی که هزینه استخراج نفت طبیعی از ۷ دلار در هر بشکه فراتر نمی‌رود. این بدان معناست که کشورهای تولیدکننده نفت شیل و در رأس آن‌ها آمریکا، در صورتی که قیمت نفت به کمتر از هزینه تولید برسد، ضربه مهلکی خواهند خورد.

۲- موضوع کاهش قیمت نه برای نیاز اقتصادی، بلکه به عنوان بخشی از مجازات کشورهای رقیب: دو موضوع بین‌المللی با تأثیر و اهمیت جهانی وجود دارد: موضوع مذاکرات هسته‌ای ایران و موضوع اشغال کریمه توسط روسیه. بودجه این دو کشور تا حد زیادی به صادرات نفت وابسته است و زمانی که قیمت نفت به طور ناگهانی به نصف کاهش می‌یابد، بدون شک بر سیاست‌های آن‌ها در قبال دو موضوع مذکور تأثیر می‌گذارد. در بودجه روسیه، نفت و گاز (انرژی) حدود ۵۰ درصد سهم دارد و حتی برخی برآوردها آن را بالاتر از این می‌دانند؛ لذا روسیه برای برقراری تعادل در اقتصاد خود، به نفت ۱۰۵ دلاری نیاز دارد.

سهم نفت در بودجه ایران حتی بیشتر از این است و ممکن است به بیش از ۸۰ درصد برسد. ایران معتقد است که قیمت نفت باید به بیش از ۱۳۰ دلار در هر بشکه برسد تا با پروژه‌های داخلی و کمک‌هایش به پیروانش در منطقه متناسب باشد. بنابراین، کاهش قیمت نفت به این سطح پایین، به شدت بر بودجه آن تأثیر می‌گذارد.

سوم: با بررسی دلایل ذکر شده، موارد زیر روشن می‌شود:

۱- عامل اقتصادی مجرد از هدف سیاسی:

الف- عرضه و تقاضا در سال‌های اخیر تقریباً تغییر نکرده و تغییرات آن جزئی بوده است و نمی‌تواند منجر به این سقوط ناگهانی شود. تا تابستان گذشته، قیمت جهانی نفت برای حدود چهار سال تقریباً در حدود ۱۰۶ دلار (برای نفت تگزاس غرب) ثابت بود، اما کاهش شدید قیمت نفت را نمی‌توان کاملاً با دلایل اقتصادی توجیه کرد. تولید نفت در دهه گذشته از سال ۲۰۰۴ بالای ۸۰ میلیون بشکه در روز بوده است. در پایان سال ۲۰۱۳، بازار جهانی نفت ۸۶.۶ میلیون بشکه در روز تولید می‌کرد، سپس تولید افزایش یافت و تقاضا نیز در اواخر ۲۰۱۳ و در طول سه ماهه سوم ۲۰۱۴ افزایش یافت و عرضه و تقاضا به هم نزدیک شد. طبق آمارهای آژانس بین‌المللی انرژی در سه ماهه سوم ۲۰۱۴، متوسط عرضه ۹۳.۷۴ میلیون بشکه و متوسط تقاضا ۹۳.۰۸ میلیون بشکه بوده است [منبع: سایت آژانس بین‌المللی انرژی]. این افزایش جزئی طی چهار سال ممکن است باعث کاهش تدریجی چند دلاری شود، اما نمی‌تواند قیمت را طی پنج ماه به نصف کاهش دهد، مگر اینکه عامل اقتصادی دلیل اصلی نباشد.

ب- تنش‌ها و درگیری‌های نظامی نیز موضوع جدیدی نیستند و در چهار سال اخیر تقریباً ثابت بوده‌اند... بحران‌های منطقه به طور ناگهانی شدت نیافته‌اند که باعث سقوط ناگهانی قیمت نفت شوند. ناآرامی‌ها و تنش‌ها در منطقه از سال ۲۰۱۱ تاکنون با رتمی ادامه دارد که حوادث آن غیرمنتظره نیست.

این در حالی است که قاعدتاً در سایه بحران‌های سیاسی در منطقه و جهان، قیمت نفت باید افزایش یابد؛ همان‌طور که در حوادث متعددی از سال ۱۹۷۳ رخ داده است. اکنون که بحران‌ها در اوکراین، سوریه، عراق و لیبی تشدید شده، انتظار می‌رفت قیمت هر بشکه به ۱۲۰ دلار و طبق برخی پیش‌بینی‌ها به ۱۵۰ دلار برسد. بنابراین سقوط قیمت‌ها به این شکل، در صورتی که عوامل فقط اقتصادی باشند، غیرعادی است؛ زیرا بحران‌ها و جنگ‌ها بر مسیرهای امدادرسانی تأثیر می‌گذارند و در نتیجه عرضه کم شده و قیمت بالا می‌رود، نه اینکه کاهش یابد؛ مگر اینکه دلایل دیگری فراتر از عوامل اقتصادی صرف وجود داشته باشد.

ج- در مورد نوسان‌گیری و سوءاستفاده از داده‌های اقتصادی، از سال ۲۰۰۸ و با شدت گرفتن بحران اقتصادی، اوضاع در همان سطح باقی مانده و حتی کمی بهبود یافته است. از این رو می‌توان گفت که عامل اقتصادیِ صرف، دلیل اصلی کاهش قیمت نفت به این میزان (بیش از ۵۰ درصد نسبت به پنج ماه پیش) نیست.

۲- عامل سیاسی برای به حرکت درآوردن اقتصاد در جهت منافع صاحب کنش سیاسی:

الف- موضوع نفت شیل: هزینه استخراج نفت شیل بین ۷۰ تا ۸۰ دلار در هر بشکه است. با استفاده از فناوری‌های نوین، این هزینه می‌تواند کاهش یابد و به ۵۰ تا ۶۰ دلار برسد. شرکت IHS (یک شرکت تحقیقاتی) معتقد است که هزینه تولید هر بشکه نفت شیل در سال گذشته از ۷۰ دلار به ۵۷ دلار کاهش یافته است، زیرا فعالان نفتی یاد گرفته‌اند که چگونه چاه‌ها را سریع‌تر حفر کرده و نفت بیشتری استخراج کنند [«شیخ‌ها در مقابل نفت شیل»، The Economist، ۶ دسامبر ۲۰۱۴]. بنابراین، کاهش قیمت نفت به حدود ۵۰ یا ۴۰ دلار، استخراج نفت شیل را فاقد توجیه اقتصادی می‌کند. حتی اگر قیمت به ۶۰ تا ۷۰ دلار برسد، باز هم سودآوری مناسبی نخواهد داشت، زیرا توجیه اقتصادی مستلزم تفاوت مناسب بین هزینه تولید و قیمت فروش است.

بنابراین، عدم کاهش تولید اوپک یا به عبارت دقیق‌تر عدم کاهش تولید عربستان می‌تواند یکی از دلایل باشد... روشن است که آمریکا به دلیل بالا بودن قیمت نفت طبیعی (بالای صد دلار)، از تولید نفت شیل بهره‌برداری کرد؛ لذا کاهش قیمت نفت طبیعی، تولید نفت شیل را غیراقتصادی می‌کند.

قیمت نفت طبیعی توان تحمل کاهش را دارد و همچنان سودآور باقی می‌ماند، زیرا هزینه آن از ۷ دلار فراتر نمی‌رود، در حالی که هزینه‌های نفت شیل ده برابر آن است. لذا هر چقدر قیمت نفت طبیعی کاهش یابد، باز هم سودآور خواهد بود. همان‌طور که علی النعیمی، وزیر نفت عربستان گفت: «اوپک تولید خود را کاهش نخواهد داد حتی اگر قیمت نفت در بازارهای جهانی به ۲۰ دلار برسد» (الجزیره ۲۰۱۴/۱۲/۲۴). وی تصریح کرد که «سهم اوپک و همچنین عربستان از چندین سال پیش تغییر نکرده و در حدود ۳۰ میلیون بشکه در روز است که حدود ۹.۶ میلیون بشکه آن تولید پادشاهی است، در حالی که تولید دیگران در خارج از اوپک به طور مستمر در حال افزایش است».

همان‌طور که مشخص است، حاکمیت در عربستان در دوره ملک عبدالله فعلی روابط قوی با انگلیسی‌ها دارد؛ بر این اساس می‌توان گفت که پافشاری عربستان بر عدم کاهش تولید و فشار بر اوپک در این زمینه، بخشی از سیاست انگلیسی‌هاست که با عربستان هماهنگ شده تا بر تولید نفت شیل آمریکا تأثیر بگذارند.

ب- هنگامی که آمریکا از این رویکرد در اوپک با تأثیرگذاری عربستان (که بیشترین سهم را در اوپک دارد) آگاه شد، به‌ویژه آنکه سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در ۲۰۱۴/۱۱/۲۷ در مقر خود در وین تشکیل جلسه داد و اعضا بر سر کاهش تولید برای حمایت از قیمت‌ها توافق نکردند (چرا که عربستان مخالفت کرد و اعلام کرد که می‌توانند با قیمت‌های پایین در کوتاه‌مدت کنار بیایند)، کری در ۲۰۱۴/۹/۱۱ به عربستان سفر کرد. وزیر امور خارجه آمریکا با ملک عبدالله در اقامتگاه تابستانی‌اش دیداری برنامه‌ریزی نشده داشت. هرچند رسانه‌ها دلایل دیگری جز نفت را برای این دیدار ذکر کردند، اما شواهد نشان می‌دهد که موضوع اصلی نفت و قیمت‌های آن بود... درست بعد از این دیدار، عربستان سعودی شروع به افزایش تولید نفت به میزان بیش از ۱۰۰ هزار بشکه در روز در باقی‌مانده ماه سپتامبر کرد. در هفته اول نوامبر، عربستان قیمت نفت (عربی سبک) را ۴۵ سنت در هر بشکه کاهش داد که باعث سقوط سریع قیمت نفت از ۸۰ دلار شد. یک مقام ارشد وزارت امور خارجه (آمریکا) تأکید کرد که در این دیدار موضوع عرضه جهانی نفت مورد بحث قرار گرفته است.

زمانی که آمریکا نتوانست عربستان را به کاهش تولید متقاعد کند، موضوع را از جنبه دیگری بررسی کرد و با کاهش قیمت موافقت نمود، چرا که این موضوع بر روسیه (که کریمه را اشغال کرده) و همچنین بر ایران (در مذاکرات هسته‌ای) تأثیر می‌گذارد. آمریکا می‌دانست که این دو توجیه مورد رضایت عربستان است، اما نظرش این بود که کاهش قیمت در حدود (۸۰ دلار) باشد و به نظر می‌رسد عربستان با این موضوع موافقت کرده یا تظاهر به موافقت نموده است؛ روزنامه Times بریتانیا در ۲۰۱۴/۱۰/۱۶ نوشت: «عربستان موضعی دقیقاً حساب‌شده اتخاذ کرده و از کاهش قیمت نفت تا حدود ۸۰ دلار حمایت می‌کند تا استخراج نفت شیل را از نظر اقتصادی غیراقتصادی کند. این امر آمریکا را مجبور می‌کند دوباره به واردات نفت از عربستان روی آورد و گاز شیل را از بازار خارج کند». این سخنان نشان‌دهنده ایستادن انگلیسی‌ها پشت سر عربستان برای حمایت از آن در برابر آمریکا است؛ آمریکایی که تلاش می‌کند اقتصاد خود را رونق بخشد تا از پیامدهای بحران مالی رها شود، حتی اگر به قیمت ضربه زدن به دیگران باشد. پر واضح است که نظام عبدالله آل سعود فعلی در رکاب انگلیسی‌ها حرکت می‌کند.

آمریکا وانمود کرد که با موافقت با کاهش قیمت، عربستان را راضی کرده است. همچنین به اروپا نشان داد که اتهام عدم فشار جدی بر روسیه برای اشغال کریمه و عدم فشار بر ایران در پرونده هسته‌ای نادرست است؛ با این استدلال که با کاهش قیمت نفت که بر بودجه این دو کشور تأثیر می‌گذارد، موافقت کرده است... سپس برخی مخالفان روس را نیز راضی کرد؛ در اوایل ماه مارس، جورج سوروس میلیاردر به دولت آمریکا پیشنهاد کرد راهی برای مجازات روسیه به خاطر الحاق شبه‌جزیره کریمه، از طریق کاهش قیمت نفت، بیابد... بدین ترتیب کری تلاش کرد موافقت خود را با کاهش قیمت اما در سطحی معین نشان دهد و سپس اروپا و مخالفان روس را فریب دهد که در حمایت از اوکراین علیه روسیه جدی است، در حالی که واقعیت چیز دیگری بود...

اما برای نخستین بار، آمریکا خود را ناموفق یافت؛ زیرا بادها برخلاف جهت کشتی‌ها وزیدند و قیمت نفت در عرض چند ماه به حدود ۶۰ دلار سقوط کرد. عربستان بر عدم کاهش تولید اصرار ورزید و حتی تولید را افزایش داد که همه این‌ها واکنشی در بازار نفت ایجاد کرد، چرا که می‌دانیم جنبه‌های روانی بر قیمت‌های بازار تأثیرگذار است.

چهارم: اما آنچه اکنون انتظار می‌رود:

۱- دشوار است که قیمت به سطح قبلی خود بازگردد.

۲- اما تداوم کاهش قیمت بر هر دو طرف تأثیر می‌گذارد:

الف- بر عربستان و در پسِ آن اروپا، به‌ویژه بریتانیا؛ زیرا بودجه امسال عربستان با کسری ۱۴۵ میلیارد ریال سعودی از مجموع ۸۶۰ میلیارد ریال هزینه‌ها (یعنی حدود ۴۰ میلیارد دلار کسری) مواجه شده است که دلیل آن کاهش قیمت نفت است. این مسئله بر پروژه‌های داخلی آن تأثیر می‌گذارد و مهم‌تر از آن، بر صادرات بریتانیا به عربستان، به‌ویژه سلاح، به دلیل کاهش بودجه و کسری آن اثر می‌گذارد... چرا که ارزش صادرات بریتانیا به عربستان در سال ۲۰۱۲ به ۷.۵ میلیارد پوند استرلینگ رسید، علاوه بر سرمایه‌گذاری حدود ۲۰۰ شرکت بریتانیایی که سالانه حدود ۱۱.۵ میلیارد پوند استرلینگ است. تمام این‌ها تحت تأثیر کاهش قدرت مالی عربستان ناشی از افت قیمت نفت قرار خواهد گرفت... به‌ویژه آنکه ۸۹٪ از درآمدهای بودجه دولت عربستان از صادرات نفت تأمین می‌شود.

ب- از سوی دیگر، تداوم کاهش قیمت بر تولید نفت شیل آمریکا تأثیر می‌گذارد؛ زیرا آمریکا به دلیل قیمت‌های بالا در سال‌های گذشته، میلیاردها دلار در استخراج نفت شیل سرمایه‌گذاری کرده و این کار سودآور به نظر می‌رسید، به طوری که از سال ۲۰۰۸ روزانه ۴ میلیون بشکه به تولید جهانی نفت افزوده است که نسبت مؤثری در تولید جهانی محسوب می‌شود.

هرچند کاهش قیمت نفت باعث رونق اقتصاد آمریکا می‌شود، اما از دست دادن تجارت نفت شیل ضرری به مراتب بزرگتر برای آن است و برایش آسان نیست که اجازه دهد اروپا، عربستان و اوپک سرمایه‌گذاری‌هایش را نابود کنند.

۳- بنابراین، یا آمریکا باید به روش‌های فناوری مدرن برای کاهش هزینه تولید نفت شیل روی آورد تا با قیمت‌های فعلی سازگار شود (که کار آسانی نیست، به‌ویژه اگر کاهش قیمت ادامه یابد؛ چنانکه امروز ۲۰۱۵/۱/۷ گزارش شد که به زیر ۵۰ دلار رسیده است)... و یا اینکه آمریکا مستقیماً سراغ عربستان برود و بحران‌هایی برای آن بتراشد تا کسری بودجه‌اش افزایش یابد و مجبور به کاهش تولید و در نتیجه افزایش قیمت نفت شود... و یا اینکه از ایجاد بحران برای بریتانیا در یمن و لیبی بکاهد در مقابل اینکه بریتانیا به عربستان فشار بیاورد تا تولید را کاهش دهد و اوپک نیز به تبع آن تولید را کم کند تا قیمت نفت دوباره بالا برود... و از آنجا که هر یک از این سه گزینه نیازمند نقشه‌ها و توطئه‌هاست، لذا بحران کاهش قیمت نفت همچنان محل کشمکش (کاهش یا افزایش) باقی خواهد ماند؛ بسته به نتایج صراع قدرت‌ها یا توافقات بر اساس راهکارهای میانه به سبک سرمایه‌داری...

پنجم: سیاست بین‌الملل در حال تزلزل و لرزش است؛ هنوز از بحرانی رها نشده، وارد بحران دیگری می‌شود. تمام این‌ها ناشی از فساد نظام سرمایه‌داری حاکم بر جهان است که در درون خود بحران‌های بین‌المللی را حمل می‌کند و زندگی را برای مردم به‌ویژه و برای نظام بین‌الملل به‌طور عام سخت و دشوار می‌سازد... تمام این فساد، افساد، بدبختی و رنج تا زمانی که نظام سرمایه‌داری حاکم باشد ادامه خواهد یافت و این بحران‌ها پایان نمی‌یابد مگر با جایگزینی نظام الهی که خداوند بر بندگانش واجب کرده است؛ یعنی نظام خلافت راشده که در درون خود عدالت و آرامش را برای هر کسی که در سایه‌اش قرار گیرد، به ارمغان می‌آورد.

وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَنْ يَكُونَ قَرِيبًا

«و می‌گویند: "این (پیروزی) کی خواهد بود؟" بگو: "شاید که نزدیک باشد!"» (سوره اسراء [۱۷]: ۵۱)

Share Article

Share this article with your network